چگونه عرضههای عمومی، شرکتهای کریپتویی را تغییر میدهند
۱۹ تیر ۱۴۰۵
ورود شرکتهای دارایی دیجیتال به تالارهای شیشهای بورس، فراتر از یک رویداد مالی ساده، آغازگر عصر جدیدی از بلوغ، قانونمندی و نظارت سختگیرانه بر این صنعت نوپاست. با عبور از دوران تکیه بر هیجانات کاذب و رشدهای حبابی، اکنون والاستریت با متر و معیارهای سنتی خود به استقبال کریپتو آمده است تا عیار واقعی سودآوری
ورود شرکتهای دارایی دیجیتال به تالارهای شیشهای بورس، فراتر از یک رویداد مالی ساده، آغازگر عصر جدیدی از بلوغ، قانونمندی و نظارت سختگیرانه بر این صنعت نوپاست. با عبور از دوران تکیه بر هیجانات کاذب و رشدهای حبابی، اکنون والاستریت با متر و معیارهای سنتی خود به استقبال کریپتو آمده است تا عیار واقعی سودآوری، حاکمیت شرکتی و پایداری این کسبوکارها را در چرخههای مختلف بازار زیر ذرهبین قرار دهد.
در این مقاله از ، با تکیه بر دیدگاهها و تحلیل کارشناسان برجسته این حوزه، به بررسی چگونگی دگرگونی انتظارات از شرکتهای کریپتویی پس از عرضه عمومی (IPO)، تمایز بنیادین میان سازوکارهای اقتصادیِ ارزش سهام بورسی و قیمت توکنها و همچنین پتانسیل بقا و چالشهای مدلهای مختلف کسبوکار (از صرافیها و صادرکنندگان استیبلکوین گرفته تا ماینرها و شرکتهای خزانهداری بیتکوین) در بازارهای مالی سنتی میپردازیم.
آنچه در این مطلب میخوانید
Toggle
یک شرکت بورسی لزوماً باعث رشد توکن خود نمیشود
دسترسی سازمانی همچنان به قوانین ریسک بستگی دارد
صرافیها و صادرکنندگان استیبلکوین واضحترین شرایط را دارند
کسبوکارهای زیرساختی کمتر شناختهشده ممکن است عملکرد طولانیمدت بهتری داشته باشند
ماینرها و شرکتهای خزانهداری بیتکوین با آزمون چرخه سختتری روبهرو هستند
نتیجهگیری
مقدمه
عرضههای عمومی در بازار سهام، شرکتهای را وادار میکنند تا نظم درآمدی، بررسی حاکمیت شرکتی، افشای ریسک، شفافیت در نگهداری داراییها و نظارت بر رعایت قوانین را برای سرمایهگذاران سهام در اولویت قرار دهند. کارشناسان بر این باورند که صرافیها و صادرکنندگان استیبلکوین به دلیل عمق درآمدی، پتانسیل رشد و تقاضای نهادی، قویترین مدلهای کسبوکار کریپتویی برای بازارهای عمومی به شمار میروند. سهام عرضهشده در بورس میتواند مسیر آشناتری را برای ورود صندوقهای بازنشستگی، مدیران دارایی و بانکها به دنیای کریپتو فراهم کند؛ در حالی که توکنهای صادرشده توسط این شرکتها از اصول اقتصادی متفاوتی پیروی میکنند.
شرکتهای حوزه کریپتو در شرایطی وارد بازارهای عمومی میشوند که سرمایهگذاران پرسشهای سختتری درباره نحوه واقعی درآمدزایی این کسبوکارها مطرح میکنند.
یک شرکت کریپتوییِ عرضهشده در بورس نمیتواند صرفاً به میزان پذیرش، رشد کاربران یا برند قوی خود متکی باشد. سرمایهگذاران بازارهای سهام خواهان مشاهده کیفیت درآمد، حاشیه سود، ذخایر، حاکمیت شرکتی، محافظت از دارایی مشتریان و عملکرد شرکت در دورههای ضعف بازار هستند.
این تغییر رویکرد در حال دگرگون کردن نحوه ارزیابی این صنعت است. صرافیها، صادرکنندگان استیبلکوین، ماینرها، شرکتهای نگهداری دارایی، شرکتهای داده و کسبوکارهای خزانهداری بیتکوین، همگی با انتظارات بازارهای عمومی سنجیده میشوند.
رسانه BeInCrypto با آنتون افیمنکو (همبنیانگذار و کارشناس ارشد در 8Blocks)، فرناندو لیو آراندا (مدیر ارشد بازاریابی در Zoomex) و فدریکو واریولا (مدیرعامل Phemex) درباره اینکه چگونه عرضههای اولیه (IPO) و ورود به بورس انتظارات از کسبوکارهای کریپتویی را تغییر میدهند، گفتگو کرده و در ادامه پوشش داده شده است.
یک شرکت بورسی لزوماً باعث رشد توکن خود نمیشود
ورود به بورس میتواند باعث بیشتر دیده شدن یک شرکت کریپتویی شود. این امر همچنین پیگیری و رصد کسبوکار را برای سرمایهگذاران سنتی آسانتر میکند. اما سهامداران و دارندگان توکن اغلب در معرض سازوکارهای اقتصادی متفاوتی قرار دارند.
آنتون افیمنکو میگوید دارندگان توکن نباید تصور کنند که عرضه اولیه سهام (IPO) مستقیماً از قیمت توکن حمایت خواهد کرد. او توضیح داد:
متأسفانه، یک عرضه اولیه به خودی خود چیز خاصی به جامعه کریپتو اضافه نمیکند. بسیاری از توکنها به کسبوکار صادرکننده خود گره نخوردهاند. بنابراین حتی اگر شرکت سهام خود را عمومی کند و سود سالانه بالایی را گزارش دهد، ارزش توکن آن لزوماً افزایش نمییابد. قیمت توکن همیشه از قیمت سهام پیروی نخواهد کرد.
وی افزود:
عرضه اولیه میتواند شرکت صادرکننده را در کانون توجه قرار دهد، اما هیچ تضمینی برای سودآوری دارندگان توکن به همراه ندارد.
یک سهم بورسی نشاندهنده مالکیت در شرکت است. اما یک توکن ممکن است نمایانگر حق دسترسی، مشارکت در حاکمیت شبکه، فعالیت آنچین یا احساسات بازار باشد. این ارتباطات غالباً غیرمستقیم هستند.
با حرکت بیشتر شرکتهای کریپتویی به سمت بازارهای عمومی، این تمایز اهمیت بیشتری پیدا میکند. سرمایهگذاران باید بدانند که آیا در حال خرید قدرت سودآوری یک شرکت هستند، یا کاربرد یک توکن، و یا صرفاً به دنبال درگیر شدن با احساسات کلی بازار کریپتو میباشند.
دسترسی سازمانی همچنان به قوانین ریسک بستگی دارد
عرضههای عمومی میتوانند سرمایهگذاری در کریپتو را برای صندوقهای بازنشستگی، بانکها و مدیران دارایی آسانتر کنند. برخی از نهادها نمیتوانند توکنها را مستقیماً نگهداری کنند، اما ممکن است بتوانند سهام یک صرافی، شرکت استخراج، صادرکننده استیبلکوین یا شرکت حضانتی را در بورس بخرند.
به گفته افیمنکو، دسترسی نهادها و سازمانها همچنان به رتبهبندیها و سیاستهای داخلی آنها بستگی دارد:
صندوقهای بازنشستگی قادر به خرید سهام شرکتهای کریپتویی خواهند بود، اما تنها در صورتی که رتبه آن سهام با سیاستهای سرمایهگذاری صندوق همخوانی داشته باشد. برای چنین موسسات مالی بزرگی، رتبه دارایی بسیار مهم است زیرا آنها نمیتوانند روی پول سپردهگذاران خود ریسک کنند.
اگر پروفایل ریسک شفافتر باشد، بسیاری از نهادها همچنان داراییهای سنتی با بازده کمتر را به بازدهی بومیِ کریپتو ترجیح میدهند. افیمنکو تأکید کرد:
به همین دلیل است که برای آنها سرمایهگذاری در اوراق خزانهداری آمریکا با سود سالانه ۳ درصد، آسانتر از استیک کردن تتر (USDT) با سود ۵.۵ درصد است.
اوراق خزانهداریِ توکنیزه شده (Tokenized Treasuries) میتوانند یک نقطه تعادل ایجاد کنند. این اوراق به نهادها اجازه میدهند تا از سیستمهای دارایی دیجیتال استفاده کنند در حالی که به رتبهبندی بدهیهای دولتیِ پشتوانه آنها اتکا دارند.
صرافیها و صادرکنندگان استیبلکوین واضحترین شرایط را دارند
کارشناسان بیشترین اطمینان را به صرافیها و صادرکنندگان استیبلکوین به عنوان کسبوکارهای موفق در بازار عمومی داشتند.
فرناندو لیو آراندا معتقد است شرکتهای استیبلکوین قویترین موقعیت ساختاری را دارند، زیرا درآمد آنها میتواند پایدارتر شده و کمتر به حجم معاملات وابسته باشد. او گفت:
زیرساخت استیبلکوینها قویترین جایگاه ساختاری را دارد. این مدل از اثرات شبکهای، اقتصاد وجوه شناور، گسترش پرداختها بهره میبرد و به جای اینکه صرفاً یک کسبوکار کریپتویی باشد، به مسیرهای اصلی مالی تبدیل میشود. در این حالت، جریان درآمد مستمرتر شده و وابستگی کمتری به چرخههای معاملات پیدا میکند.
با این حال، چالش این شرکتها زیر ذرهبین رفتن ذخایر، مقررات قانونی و ریسک تمرکز است.
صرافیها نیز در صورت عملکرد درست، همچنان در میان قویترین کسبوکارهای کریپتویی جای دارند، زیرا نزدیکترین فاصله را با کاربران، نقدینگی و فعالیتهای تراکنشی دارند.
آراندا افزود:
صرافیها هنوز هم بهتر از اکثر کسبوکارهای کریپتویی از توجه کاربران و نقدینگی درآمد کسب میکنند. بهترین صرافیها فراتر از معاملات رفته و وارد حوزههای نگهداری (حضانت)، کارتهای اعتباری، وامدهی، استیکینگ، پرداختها و پلتفرمهای لانچپد (Launchpad) میشوند. البته چالش اصلی آنها نوسانات چرخهای بازار و کاهش کارمزدهاست.
فدریکو واریولا نیز صرافیها و صادرکنندگان استیبلکوین را در صدر لیست بازارهای عمومی قرار داد و گفت:
قویترین مدلهای کسبوکار در بازارهای عمومی، قطعاً صرافیها و پس از آنها صادرکنندگان استیبلکوین هستند. سایر شرکتها به دلیل مدل کسبوکارشان یا فصلی بودن درآمدهایشان با محدودیتهایی مواجه خواهند شد.
کسبوکارهای زیرساختی کمتر شناختهشده ممکن است عملکرد طولانیمدت بهتری داشته باشند
برخی از قویترین کسبوکارهای کریپتویی در بازارهای عمومی ممکن است برای سرمایهگذاران خرد کمتر شناخته شده باشند.
آراندا به ارائهدهندگان خدمات حضانتی (Custody)، خدمات بازار، تحلیل داده و رعایت مقررات به عنوان دستههای مهم و بلندمدت اشاره کرد. این شرکتها لایه عملیاتیای را فراهم میکنند که نهادها پیش از تخصیص سرمایه بیشتر به داراییهای دیجیتال، به آن نیاز دارند. درآمد آنها از قراردادهای سازمانی، ابزارهای گزارشدهی، سیستمهای نظارتی و خدمات انطباق قانونی تأمین میشود و وابستگی کاملی به قیمت توکنها ندارد.
ماینرها و شرکتهای خزانهداری بیتکوین با آزمون چرخه سختتری روبهرو هستند
ماینرها و شرکتهای خزانهداری بیتکوین (مانند مایکرواستراتژی) میتوانند توجه زیادی را جلب کنند زیرا امکان سرمایهگذاری غیرمستقیم روی بیتکوین را در بازار بورس فراهم میکنند. با این حال، نقطهضعف آنها وابستگی شدید به چرخههای بازار است.
به گفته آراندا، ماینرها به قیمت انرژی، هزینههای سختافزاری و اقتصاد کالا-محور آسیبپذیر هستند:
بازارهای عمومی، بتای بیتکوین را دوست دارند، اما استخراج همچنان در معرض هزینههای انرژی و چرخههای سختافزاری است؛ مگر اینکه به صورت عمودی یکپارچه شده باشد.
شرکتهای خزانهداری بیتکوین نیز با مشکل متفاوتی روبرو هستند. آنها در بازارهای صعودی میتوانند سرمایه زیادی جذب کنند، اما دفاع از ارزش عملیاتی آنها در طول زمان دشوارتر میشود. آراندا اشاره کرد که در طول زمان این خطر وجود دارد که این شرکتها به جای «کسبوکارهای عملیاتی»، به عنوان «ابزارهای هلدینگ اهرمی» دیده شوند.
واریولا نیز تصریح کرد که شرکتهای خزانهداری، ماینرها و سایر کسبوکارهای حساس به بازار، با نزولی شدن قیمت کریپتو تحت فشار قابلتوجهی قرار میگیرند. اگرچه این شرکتها در چرخههای صعودیِ بیتکوین محبوب میمانند، اما سرمایهگذاران بورس مدام خواهند پرسید که آیا آنها میتوانند ارزشی فراتر از نگهداری یا تولید بیتکوین خلق کنند یا خیر.
نتیجهگیری
دوران حضور عمومیِ بازار کریپتو، به شرکتهایی پاداش خواهد داد که بتوانند کسبوکار خود را با مفاهیم مالیِ مشخص توضیح دهند. اما شرکتهایی که تنها به هیجانات بازار تکیه دارند، با مخاطبان و سرمایهگذاران بسیار سختگیرتری روبرو خواهند شد