MiCA چگونه بازار استیبلکوین اروپا را عوض کرد؟ از تنگتر شدن راه USDT تا فرصت USDC و تهدید Open USD
۱۶ تیر ۱۴۰۵
از ابتدای ژوئیه ۲۰۲۶، بازار کریپتوی اروپا وارد مرحلهای شد که مدتها دربارهاش حرف زده میشد، اما اثر واقعی آن حالا در حال دیدهشدن است. آخرین پنجرههای انتقالی مقررات MiCA بسته شدهاند و شرکتهایی که میخواهند به کاربران اتحادیه اروپا خدمات کریپتویی بدهند، دیگر نمیتوانند برای همیشه به مجوزهای قدیمی ملی تکیه کنند. حالا دیگر
از ابتدای ژوئیه ۲۰۲۶، بازار کریپتوی اروپا وارد مرحلهای شد که مدتها دربارهاش حرف زده میشد، اما اثر واقعی آن حالا در حال دیدهشدن است. آخرین پنجرههای انتقالی مقررات MiCA بسته شدهاند و شرکتهایی که میخواهند به کاربران اتحادیه اروپا خدمات کریپتویی بدهند، دیگر نمیتوانند برای همیشه به مجوزهای قدیمی ملی تکیه کنند.
حالا دیگر انتخاب دارایی، فهرست جفتهای معاملاتی و حتی اینکه کاربر اروپایی با کدام استیبلکوین راحتتر معامله کند، تحت تأثیر قرار گرفتهاند. در مرکز این تغییر سه نام دیده میشود: تتر و استیبلکوین USDT ، سیرکل و USDC و تازهواردی به نام Open USD که ائتلاف پشت آن از بیش از ۱۴۰ شرکت تشکیل شده است. اما پیش از هر چیز، یک سوءبرداشت را باید کنار گذاشت:
USDT در اروپا ممنوع نشده و تتر هم به معنای دقیق کلمه «از اروپا خارج نشده است».
اتفاق مهم این است که تتر برای USDT مجوز لازم در چارچوب MiCA را نگرفته و دسترسی به این استیبلکوین در برخی کانالهای قانونگذاریشده، بهخصوص صرافیهای متمرکز، محدودتر شده است. این تفاوت کوچک نیست. تیتر «خروج تتر از اروپا» جذاب است، اما واقعیت حقوقی و عملی بازار پیچیدهتر از آن است. تتر حتی در اروپا سرمایهگذاری شرکتی هم داشته و در سال ۲۰۲۵ بخشی از یک دور تأمین مالی پلتفرم اسپانیایی Bit2Me را تأمین کرده است.
برای خوانندگانی که میخواهند ابتدا سازوکار این داراییها را مرور کنند، مقاله استیبل کوین چیست و چه انواعی دارد؟ نقطه شروع مناسبتری است. این گزارش سراغ سؤال دیگری میرود: وقتی قانونگذار تعیین میکند چه داراییای راحتتر در کانالهای رسمی توزیع شود، آیا «انطباق قانونی» میتواند به اندازه نقدینگی و اندازه بازار در رقابت استیبلکوینها اثر بگذارد؟
پاسخ اروپا فعلاً مثبت است.
آنچه در این مطلب میخوانید
Toggle
دقیقاً چه اتفاقی در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶ افتاد؟
چرا استیبلکوینها در قلب ماجرای MiCA قرار گرفتند؟
آیا تتر واقعاً از اروپا خارج شده است؟
صرافیها چگونه زمین بازی را تغییر دادند؟
چرا USDC از این شرایط سود میبرد؟
آیا USDC میتواند جای USDT را بگیرد؟
مزیت واقعی سیرکل فقط مجوز MiCA نیست
Open USD چیست و چرا سهام سیرکل بعد از معرفی آن سقوط کرد؟
آیا ۱۴۰ شریک برای شکست USDC کافی است؟
پس چرا Open USD را باید جدی گرفت؟
رقابت جدید دیگر فقط USDT در برابر USDC نیست
MiCA چه چیزی را در رقابت استیبلکوینها عوض کرده است؟
آیا اروپا میتواند به بازار اصلی USDC تبدیل شود؟
کاربر اروپایی حالا باید چه چیزهایی را بررسی کند؟
برنده اروپا هنوز مشخص نشده است
دقیقاً چه اتفاقی در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶ افتاد؟
MiCA در ژوئیه ۲۰۲۶ تازه متولد نشد. زمانبندی واقعی چند مرحله داشت و همین موضوع منبع بخشی از سردرگمیهاست.
طبق متن رسمی مقررات اتحادیه اروپا، بخشهای مربوط به توکنهای مرجع دارایی و توکنهای پول الکترونیکی از ۳۰ ژوئن ۲۰۲۴ قابل اجرا شدند. بخش عمومیتر مقررات از ۳۰ دسامبر ۲۰۲۴ اعمال شد. با این حال، ماده ۱۴۳ به ارائهدهندگان خدمات کریپتویی که پیش از آن طبق قوانین ملی فعالیت میکردند اجازه میداد، بسته به تصمیم کشور عضو، در یک دوره گذار به کار ادامه دهند. سقف این دوره تا ۱ ژوئیه ۲۰۲۶ بود و کشورهای عضو میتوانستند آن را کوتاه کنند یا اصلاً بهکار نگیرند.
ژوئیه ۲۰۲۶ پایان حداکثری دوره گذار برای بسیاری از ارائهدهندگان قدیمی خدمات کریپتویی بود، نه تاریخ آغاز کل مقررات MiCA.
اهمیت این پایان دوره را میتوان در آمار دید. فایننشال تایمز در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶ گزارش داد که فقط ۲۴۴ شرکت دارایی دیجیتال مجاز به ادامه ارائه خدمات در اتحادیه اروپا بودند. در مقابل، طبق دادهای که این روزنامه از VASPnet نقل کرده، ۱٬۷۳۸ شرکت فاقد مجوز اتحادیهای باید فعالیت خود را متوقف میکردند. به بیان دیگر، فقط حدود ۱۲٪ از شرکتهای مورد بررسی مجوز ادامه فعالیت داشتند.
شرایط همه کشورها هم دقیقاً یکسان نبود. برای مثال، اسپانیا در اواخر ۲۰۲۵ تصمیم گرفت مهلت تطبیق برخی شرکتهای قدیمی را تا ژوئیه ۲۰۲۶ ادامه دهد و از حداکثر دوره مجاز استفاده کند. فرانسه نیز برای بخشی از شرکتهای ثبتشده قدیمی، ضربالاجلی تا پایان ژوئن ۲۰۲۶ داشت.
این تفاوتها توضیح میدهد چرا بعضی کاربران اروپایی محدودیتها را زودتر دیدند و بعضی دیگر تازه حالا با اثر کاملتر آن روبهرو شدهاند.
چرا استیبلکوینها در قلب ماجرای MiCA قرار گرفتند؟
استیبلکوین دلاری در ظاهر چیز سادهای است: توکنی که تلاش میکند ارزش خود را نزدیک یک دلار نگه دارد. اما از نگاه قانونگذار اروپایی، وقتی میلیونها نفر از چنین توکنی برای انتقال پول، معامله یا نگهداری ارزش استفاده میکنند، پرسشهای دیگری مطرح میشود:
چه کسی توکن را صادر میکند؟
حق بازخرید دارنده چیست؟
ذخایر کجا نگهداری میشوند؟
اگر کاربران همزمان برای بازخرید هجوم بیاورند چه میشود؟
چه نهادی مسئول است؟
MiCA برای پاسخ به این مسائل دستهبندی مشخصی دارد. طبق متن خود مقررات، داراییای که هدفش تثبیت ارزش با ارجاع به تنها یک ارز رسمی باشد، در دسته «توکن پول الکترونیکی» یا EMT قرار میگیرد. این تعریف برای استیبلکوینهای متصل به یک ارز رسمی، مانند نمونههای دلاری، اهمیت مستقیم دارد.
با این طبقهبندی در عمل، صادرکننده برای فعالیت در اتحادیه اروپا با الزاماتی درباره مجوز، ذخایر، نقدشوندگی، بازخرید و حمایت از دارنده روبهرو میشود. رویترز نیز هنگام بررسی مقررات و محدودیتهای صرافیها به الزامات شفافیت، نقدشوندگی و حمایت از مصرفکننده برای صادرکنندگان استیبلکوین اشاره کرده است.
از اینجا رقابت USDT و USDC شکل تازهای میگیرد. در بازار جهانی، حجم، نقدینگی و عادت کاربران بسیار مهماند. در بازار قانونگذاریشده اروپا، یک عامل دیگر هم وارد معادله شده است: آیا صرافی، کارگزار یا مؤسسه مالی میتواند این استیبلکوین را با ریسک حقوقی قابل قبول به کاربر عرضه کند؟
آیا تتر واقعاً از اروپا خارج شده است؟
خیر! آنچه میدانیم این است که تتر برای فعالیت USDT در چارچوب MiCA مجوز اروپایی نگرفته است. پائولو آردوینو، مدیرعامل تتر، پیشتر در گفتوگو با Wired صریحاً از الزامات MiCA انتقاد کرده بود. یکی از اعتراضهای اصلی او به نحوه نگهداری بخشی از ذخایر در سپردههای بانکی مربوط میشد. او استدلال میکرد که چنین مدلی میتواند در شرایط فشار بازخرید، ریسک تازهای ایجاد کند.
در ژانویه ۲۰۲۵، آردوینو به رویترز گفت تتر مجوز فعالیت در اتحادیه اروپا ندارد. شرکت در همان دوره مرکز ثقل رسمی خود را به السالوادور منتقل کرد، جایی که مجوز ارائه خدمات دارایی دیجیتال دریافت کرده بود. اما سه وضعیت را نباید با هم اشتباه گرفت:
۱. ممنوعیت قانونی نگهداری USDT
۲. محدودشدن عرضه و معامله USDT در یک پلتفرم قانونگذاریشده
۳. نداشتن مجوز MiCA توسط صادرکننده
اینها یک چیز نیستند.
کاربری که USDT را در کیف پول شخصی خود نگه میدارد، لزوماً با همان محدودیتی روبهرو نیست که یک صرافی دارای مجوز MiCA برای ارائه جفت معاملاتی یا خدمات مرتبط با آن دارد. گزارشهای مربوط به محدودیتهای اروپایی نیز همین تفاوت را نشان دادهاند: دسترسی از مسیر برخی پلتفرمهای متمرکز کاهش یافته، اما نگهداری آنچین USDT بهطور کلی ممنوع نشده است.
MiCA مسیر توزیع رسمی و معاملاتی USDT را در بخشی از بازار اروپا تنگتر کرده است.
این وضعیت برای تتر یک هزینه واقعی دارد، چون استیبلکوین فقط با عرضه در گردش برنده نمیشود. دسترسی آسان در صرافیها، تعداد جفتهای معاملاتی، عمق دفتر سفارش، مسیرهای واریز و برداشت و حضور در زیرساخت پرداخت هم مهماند.
صرافیها چگونه زمین بازی را تغییر دادند؟
قانون یک چیز است، تصمیم عملی صرافی چیز دیگری. برای کاربر، معمولاً دومی زودتر دیده میشود.
کوینبیس در اکتبر ۲۰۲۴ اعلام کرد خدمات مرتبط با استیبلکوینهایی را که الزامات MiCA را برآورده نمیکنند برای کاربران منطقه اقتصادی اروپا محدود خواهد کرد. این شرکت همزمان به کاربران امکان انتقال به گزینههایی از صادرکنندگان مجاز، از جمله USDC و EURC سیرکل، را پیشنهاد داد.
این تصمیم یک اثر مهم دارد. فرض کنید کاربری سالها برای خروج موقت از نوسان بازار از USDT استفاده کرده است. اگر صرافی او:
جفت معاملاتی USDT را حذف کند،
تبدیل به USDC را سادهتر کند،
نقدینگی بیشتری به بازارهای USDC بدهد،
یا محصولهای یورویی و دلاری سازگار با MiCA را در صفحه اصلی قرار دهد،
رفتار کاربر بهتدریج تغییر میکند. لازم نیست کسی USDT را رسماً ممنوع کند. کافی است مسیر جایگزین اصطکاک کمتری داشته باشد.
این همان جایی است که مقررات از یک متن حقوقی به مسئله توزیع تبدیل میشود.
چرا USDC از این شرایط سود میبرد؟
مزیت اصلی سیرکل در اروپا این نیست که USDC ناگهان استیبلکوین بهتری شده یا ریسک آن از بین رفته است. مزیت فوری، مسیر قانونی روشنتر است.
سیرکل در فرانسه ساختار دارای مجوز پول الکترونیکی ایجاد کرده و USDC و EURC را در چارچوب اروپایی عرضه میکند. رویترز در گزارش مربوط به بررسی حمایت از دارندگان استیبلکوین در اتحادیه اروپا نیز به فعالیت Circle SAS در اروپا اشاره کرده است. در گزارش دیگری، کوینبیس USDC و EURC سیرکل را بهعنوان گزینههای صادرکنندگان مجاز برای کاربران تحت تأثیر محدودیتها معرفی کرده بود.
این تفاوت برای صرافی مهم است. پلتفرمی که میلیونها کاربر اروپایی دارد، هنگام انتخاب استیبلکوین فقط به این نگاه نمیکند که کدام توکن محبوبتر است. تیم حقوقی و ریسک هم سؤال دارد:
آیا صادرکننده مجاز است؟
مسئول بازخرید چه کسی است؟
نهاد ناظر کدام است؟
آیا ادامه ارائه این دارایی میتواند مجوز خود پلتفرم را به خطر بیندازد؟
در چنین محیطی، USDC یک مزیت توزیعی پیدا میکند. تقاضای کاربران اروپایی برای دارایی دلاری با اجرای MiCA ناپدید نشده است. معاملهگران هنوز واحد حساب دلاری میخواهند. شرکتها هنوز تسویه دلاری آنچین میخواهند. سرمایهگذاران نهادی هم مسیرهایی میخواهند که واحد حقوقی، صادرکننده و مسئولیتها در آنها روشنتر باشد.
اگر USDT در بخشی از کانالهای رسمی عقب برود، این تقاضا جایی میرود. USDC یکی از آمادهترین گزینههاست.
آیا USDC میتواند جای USDT را بگیرد؟
در اروپا، سهم آن میتواند بیشتر شود. در جهان، نتیجه به این سادگی نیست.
USDT طی سالها در صرافیها، بازارهای خارج از آمریکا، انتقالات بینالمللی و شبکههای مختلف جا افتاده است. عادت کاربر و نقدینگی را نمیتوان با یک مجوز پاک کرد. حتی خود تتر هم ارتباطش با اروپا را قطع نکرده و از مسیر سرمایهگذاری شرکتی در Bit2Me حضور داشته است.
از طرف دیگر، USDC هم سابقهای بدون ریسک ندارد. بحران بانک سیلیکونولی در مارس ۲۰۲۳ نشان داد استیبلکوینی با افشای بیشتر و ساختار رسمی هم میتواند از ریسک سیستم بانکی سنتی ضربه بخورد. پژوهش دانشگاهی درباره واکنش نقدینگی USDC و USDT در آن بحران نشان داده که اتصال ذخایر به بخش مالی سنتی و نحوه انتشار اطلاعات میتواند رفتار بازار را به شکل پیچیدهای تغییر دهد.
یک نکته دیگر هم برای کاربران کریپتو مهم است: USDC یک دارایی متمرکز با صادرکننده مشخص است. سیرکل میتواند در شرایط حقوقی خاص آدرسها را مسدود کند. نمونههای واقعی این مسئله را میتوان در گزارش درباره فریز شدن ۱۲.۶ میلیون دلار USDC مرتبط با پروژه Zama دید.
بنابراین «سازگار با مقررات» را نباید با «بدون ریسک» یکی دانست.
یک استیبلکوین ممکن است از نظر قانونگذاری برای صرافی اروپایی گزینه راحتتری باشد، اما همزمان ریسک تمرکز، توقیف، بانکهای نگهدارنده ذخایر یا سیاستهای صادرکننده را داشته باشد.
مزیت واقعی سیرکل فقط مجوز MiCA نیست
اگر مزیت USDC فقط یک مجوز اروپایی بود، رقبا میتوانستند همان مسیر را طی کنند و فاصله را ببندند. مسئله بزرگتر، شبکهای از زیرساختهای موجود است که طی چند سال ساخته شده است.
USDC از سال ۲۰۱۸ در بازار حضور دارد. سیرکل علاوه بر صدور استیبلکوین، روی زیرساخت انتقال بین شبکهها، خدمات توسعهدهندگان و شبکههای اختصاصی کار کرده است. برای نمونه، پروژه Arc یکی از تلاشهای این شرکت برای ساخت زیرساخت مالی مبتنی بر استیبلکوین است که در مقاله بلاکچین Arc سیرکل چیست؟ بهطور مفصل بررسی شده است. سیرکل در ژوئن ۲۰۲۵ هم وارد بورس نیویورک شد. عرضه اولیه شرکت با استقبال بسیار بالایی روبهرو شد و سهام آن در نخستین روز معامله جهش شدیدی داشت.
این سابقه به معنی شکستناپذیری نیست. اما وقتی یک شرکت از قبل:
استیبلکوین در گردش دارد،
در صرافیهای بزرگ ادغام شده،
مسیر بازخرید و صدور سازمانی دارد،
با توسعهدهندگان و شبکههای بلاکچینی کار میکند،
و در یک بازار مهم مجوز گرفته است،
رقیب تازه باید چیزی بیشتر از یک وایتپیپر خوب ارائه دهد.
درست در همین نقطه Open USD وارد بحث میشود.
Open USD چیست و چرا سهام سیرکل بعد از معرفی آن سقوط کرد؟
در ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶، ائتلافی به نام Open Standard از برنامه خود برای عرضه یک استیبلکوین دلاری تازه با نام Open USD خبر داد.
یک اصلاح زمانی مهم: خود توکن Open USD در ۳۰ ژوئن وارد بازار نشد. پروژه معرفی شده و طبق گزارشهای رویترز و والاستریت ژورنال، راهاندازی استیبلکوین برای ادامه سال ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است.
آنچه بازار را تکان داد، ترکیب اعضا بود. گزارشها از حضور بیش از ۱۴۰ شرکت در شبکه Open Standard خبر دادند و نامهایی مانند Visa، Mastercard و Coinbase در میان آنها دیده میشد. والاستریت ژورنال همچنین از BlackRock و Google در میان شرکتهای مرتبط با این ابتکار نام برد. مدل اقتصادی Open USD هم مستقیماً به نقطه حساس کسبوکار استیبلکوینها میزند.
طبق گزارش رویترز، کسبوکارهای واجد شرایط قرار است بتوانند Open USD را بدون کارمزد صدور و بازخرید و بدون محدودیت حجمی ضرب یا بازخرید کنند. پس از کسر هزینه مدیریت، بخشی از درآمد ذخایر نیز میتواند میان اعضا یا شرکای شبکه توزیع شود.
برای فهم اهمیت این مدل باید بدانیم صادرکنندگان استیبلکوین چگونه درآمد دارند. وقتی کاربر یک استیبلکوین دلاری میخرد، صادرکننده پشت آن ذخایری نگه میدارد. بخشی از این ذخایر میتواند در داراییهای کوتاهمدت درآمدزا قرار گیرد. سود این ذخایر در مقیاس دهها میلیارد دلار عدد کوچکی نیست. Open USD پیشنهاد میدهد بخشی از این اقتصاد به شرکایی برگردد که توزیع و استفاده از استیبلکوین را افزایش میدهند.
پیام برای یک صرافی یا شرکت پرداخت ساده است: چرا باید فقط توزیعکننده استیبلکوین شرکت دیگری باشی، وقتی میتوانی در درآمد شبکه سهم داشته باشی؟
بازار این تهدید را جدی گرفت. گزارشهای همان روز بسته به زمان اندازهگیری افت متفاوتی ثبت کردند. والاستریت ژورنال از کاهش حدود ۱۸٪ سهام Circle در جریان جلسه معاملاتی نوشت و Barron’s افت نزدیک ۱۴٪ را گزارش کرد. اختلاف عدد به نقطه زمانی ثبت قیمت مربوط است، اما جهت واکنش روشن بود: سرمایهگذاران احتمال شکلگیری یک رقیب جدی برای USDC را قیمتگذاری کردند.
آیا ۱۴۰ شریک برای شکست USDC کافی است؟
خیر. دستکم هنوز هیچ مدرکی برای چنین نتیجهای وجود ندارد. فهرست شرکا برای خبرسازی عالی است. ساخت استیبلکوین موفق کار دیگری است. Open USD پس از راهاندازی واقعی باید در چند آزمون جداگانه موفق شود:
عمق نقدینگی در صرافیها چقدر خواهد بود؟
بازارگردانها چقدر سرمایه وارد میکنند؟
مسیر صدور و بازخرید در روزهای پرتنش چگونه کار میکند؟
کدام کسبوکارها واقعاً آن را در محصول خود قرار میدهند؟
روی کدام شبکهها نقدینگی متمرکز میشود؟
آیا کاربران حاضرند موجودی خود را از USDT یا USDC منتقل کنند؟
سازوکار حاکمیت ائتلاف در زمان اختلاف چه خواهد بود؟
این پرسشها فعلاً پاسخ کامل ندارند.
رویترز گزارش داده Open USD قرار است بعدتر در ۲۰۲۶ عرضه شود. والاستریت ژورنال نیز از برنامه حضور آن روی شبکههایی از جمله Base و Solana نوشته است. تا زمانی که توکن واقعاً راهاندازی نشود، حجم بگیرد و بازخرید آن در مقیاس بالا آزموده نشود، مقایسه مستقیمش با USDC بیشتر مقایسه یک طرح با یک شبکه موجود است.
این محدودیت مهم است، چون صنعت استیبلکوین بارها نشان داده است که توزیع از فناوری سختتر است. کاربر باید دلیلی برای تغییر داشته باشد. صرافی باید جفت معاملاتی بسازد. بازارگردان باید سرمایه قفل کند. کیف پولها باید پشتیبانی اضافه کنند. پذیرندگان پرداخت باید آن را بپذیرند.
لوگوی ۱۴۰ شرکت جای این کارها را نمیگیرد.
پس چرا Open USD را باید جدی گرفت؟
چون این بار فقط با یک استارتاپ ناشناخته روبهرو نیستیم. حضور شرکتهای بزرگ پرداخت و زیرساخت، دستکم روی کاغذ، سه مسیر بالقوه ایجاد میکند:
اول، توزیع. شرکتی که از قبل میلیونها کاربر یا پذیرنده دارد، برای معرفی یک دارایی تازه از صفر شروع نمیکند.
دوم، انگیزه اقتصادی. تقسیم بخشی از درآمد ذخایر میتواند شرکتهای شریک را به ترویج استفاده از استیبلکوین تشویق کند.
سوم، اتصال به چند شبکه و پلتفرم. اگر Open USD واقعاً روی زیرساختهایی مانند Base و Solana نقدینگی بگیرد و بازیگران بزرگی آن را در محصولاتشان قرار دهند، رشد اولیه میتواند سریعتر از یک صادرکننده مستقل باشد. گزارشهای اولیه همین جهتگیری چندشبکهای را نشان میدهند.
با این حال، همین مدل ائتلافی یک ضعف بالقوه هم دارد. هرچه تعداد بازیگران بیشتر شود، هماهنگی منافع سختتر میشود. شریک پرداخت، صرافی، مدیر دارایی و شبکه بلاکچینی الزاماً یک اولویت ندارند.
این مشکل نظری نیست. در یک استیبلکوین، تصمیم درباره ریسک ذخایر، هزینهها، شبکههای پشتیبانیشده، سیاستهای انطباق و توسعه محصول میتواند مستقیماً روی پول کاربران اثر بگذارد. ساختار ائتلافی باید نشان دهد هنگام اختلاف چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد.
رقابت جدید دیگر فقط USDT در برابر USDC نیست
برای سالها مقایسه اصلی بازار ساده بود.
USDT از نقدینگی و توزیع جهانی گسترده بهره میبرد.
USDC بیشتر با شفافیت سازمانی، روابط رسمیتر و حضور قویتر در بازارهای آمریکایی و نهادی شناخته میشد.
حالا بازیگران بیشتری وارد شدهاند و مدلهای تجاری متنوعتر شدهاند. شرکتهای پرداخت، بانکها، شبکههای بلاکچینی و کنسرسیومها میخواهند سهمی از اقتصادی داشته باشند که پیشتر عمدتاً در اختیار چند صادرکننده بزرگ بود. گزارش فایننشال تایمز در ژوئیه ۲۰۲۶ نیز بازار استیبلکوین را بهعنوان میدانی با رقابت فزاینده بازیگران تازه بررسی کرده است.
در آمریکا، قانونگذاری استیبلکوینها مسیر دیگری را طی کرده و تصویب قانون GENIUS بحث درباره جایگاه این داراییها در سیستم مالی را جدیتر کرده است. برای مطالعه آن بخش، گزارش درباره قانون GENIUS و انتقال سرمایه از بانکها به استیبلکوینها تصویر کاملتری میدهد.
در اروپا، نگرانی بانک مرکزی اروپا درباره ریسکهای استیبلکوینها هم ادامه دارد. این موضوع در گزارش فشار نظارتی بانک مرکزی اروپا بر حوزه استیبلکوینها بررسی شده است. حتی خود چارچوب MiCA هم اکنون موضوع بازبینی و بحثهای تازه درباره استیبلکوینهای جهانی و پرداخت سود قرار گرفته است.
بنابراین مقررات اروپا پایان بحث نیست. MiCA خودش وارد مرحله آزمون عملی شده است.
MiCA چه چیزی را در رقابت استیبلکوینها عوض کرده است؟
مهمترین تغییر این است که «انطباق قانونی» به بخشی از سیستم توزیع تبدیل شده است. پیش از این، یک استیبلکوین میتوانست با نقدینگی بیشتر، جفتهای معاملاتی بیشتر و پذیرش گستردهتر رشد کند. این عوامل هنوز مهماند. اما در بازار اروپا، سؤال دیگری هم اضافه شده است:
آیا واسطه قانونگذاریشده میتواند این دارایی را بدون ایجاد مشکل برای مجوز خودش ارائه کند؟
اگر پاسخ منفی یا مبهم باشد، حتی یک استیبلکوین بسیار بزرگ ممکن است بهتدریج از صفحه معامله کاربران اروپایی عقب برود.
این همان امتیازی است که سیرکل اکنون از آن استفاده میکند. نه به این دلیل که MiCA استفاده از USDC را اجباری کرده است، بلکه چون بخشی از رقبا مسیر حقوقی روشن مشابهی ندارند.
برای USDC، مجوز به توزیع کمک میکند.
برای صرافی، انتخاب دارایی مجاز ریسک را کم میکند.
برای کاربر، گزینهای که جلوی چشمش باقی میماند شانس بیشتری برای استفاده دارد.
این زنجیره میتواند سهم بازار را تغییر دهد، بدون اینکه حتی یک قانون بگوید «همه باید USDC بخرند».
آیا اروپا میتواند به بازار اصلی USDC تبدیل شود؟
اروپا میتواند یکی از مهمترین بازارهای رشد USDC باشد، اما هنوز برای اعلام پیروزی زود است.
چند مانع وجود دارد.
اول، USDT در بازار جهانی نقدینگی بزرگی دارد و رفتار کاربران خارج از اتحادیه اروپا با مقررات MiCA تعیین نمیشود.
دوم، بازار اروپا خودش در حال تغییر است. بانکها و شرکتهای اروپایی روی گزینههای یورویی و استیبلکوینهای بومی کار میکنند. برتری یک استیبلکوین دلاری در سال ۲۰۲۶ تضمین نمیکند همین وضعیت چند سال بعد ادامه داشته باشد.
سوم، مقررات اروپا هنوز با پرسشهای حلنشده روبهروست. رویترز در ژانویه ۲۰۲۵ گزارش داد کمیسیون اروپا در حال بررسی مسئله حمایت از دارندگان توکنهای پول الکترونیکی بود، بهخصوص در شرایطی که نسخههای کاملاً قابلتعویض یک استیبلکوین هم در داخل اتحادیه و هم خارج از آن صادر میشوند. USDC یکی از نمونههای مرتبط با این بحث بود.
چهارم، Open USD و پروژههای مشابه میتوانند مدل اقتصادی بازار را عوض کنند. اگر شرکای توزیع بهجای پرداخت هزینه یا تبلیغ رایگان برای یک صادرکننده، از درآمد ذخایر سهم بگیرند، انگیزههای صنعت تغییر میکند.
کاربر اروپایی حالا باید چه چیزهایی را بررسی کند؟
برای کاربری که در منطقه اقتصادی اروپا زندگی میکند، این بحث نباید به سؤال ساده «USDT بهتر است یا USDC؟» تقلیل پیدا کند. پیش از نگهداری یا انتقال مبالغ قابل توجه، چند مورد ارزش بررسی دارد:
۱. قوانین دقیق صرافی خودتان را ببینید. محدودیتها میتوانند بر اساس کشور محل اقامت، نهاد حقوقی صرافی و نوع خدمت متفاوت باشند.
۲. واریز، برداشت و معامله را جدا بررسی کنید. حذف یک جفت معاملاتی لزوماً به معنی بستهشدن برداشت آنچین نیست.
۳. مسیر بازخرید را بشناسید. توانایی فروش در صرافی با حق بازخرید مستقیم از صادرکننده یکسان نیست.
۴. عمق نقدینگی را ببینید. ارزش اسمی یک دلار زمانی مفید است که بتوانید در اندازه مورد نیاز و با لغزش قیمت محدود وارد یا خارج شوید.
۵. ریسک صادرکننده را فراموش نکنید. استیبلکوین متمرکز به نهاد صادرکننده، بانکها، متولیان ذخایر و سیاستهای حقوقی آن وابسته است.
۶. برای Open USD منتظر داده واقعی بمانید. تعداد شرکا مهم است، اما حجم در گردش، عمق بازار، کیفیت بازخرید و استفاده واقعی پس از راهاندازی معیارهای جدیتری هستند.
برنده اروپا هنوز مشخص نشده است
تا ۷ ژوئیه ۲۰۲۶، سه نتیجه را میتوان با احتیاط بیشتری بیان کرد.
USDT در اروپا ممنوع نشده است. تتر نیز به معنای کامل از قاره خارج نشده، اما نداشتن مجوز MiCA برای USDT باعث شده دسترسی آن در بخشی از صرافیها و کانالهای قانونگذاریشده محدودتر شود.
USDC اکنون موقعیت بهتری برای استفاده از تقاضای استیبلکوین دلاری در کانالهای سازگار با مقررات اروپا دارد. مسیر قانونی روشنتر سیرکل یک مزیت عملی در توزیع است، نه مدرکی برای بیریسک بودن USDC.
Open USD رقیب بالقوه مهمی است، اما هنوز باید در بازار واقعی ثابت شود. آنچه در ۳۰ ژوئن معرفی شد یک پروژه با شبکهای بزرگ از شرکتها و مدل اقتصادی تهاجمی بود. خود استیبلکوین طبق برنامه قرار است بعدتر در سال ۲۰۲۶ راهاندازی شود.
رقابت بعدی بازار احتمالاً فقط بر سر این نیست که کدام توکن عرضه بیشتری دارد. اروپا یک معیار دیگر را هم وارد بازی کرده است: کدام استیبلکوین میتواند مجوز بگیرد، روی صرافیهای قانونگذاریشده باقی بماند، مسیر بازخرید قابل اتکایی داشته باشد و در عین حال نقدینگی کافی جذب کند؟
USDC فعلاً در بخش اروپایی این مسابقه موقعیت خوبی دارد. USDT هنوز قدرت جهانی خود را از دست نداده است. Open USD هم هنوز باید از مرحله اعلام اسامی بزرگ عبور کند و به پولی تبدیل شود که مردم واقعاً نگه میدارند، معامله میکنند و بازخرید میکنند.
همین سه واقعیت برای فهم جنگ تازه استیبلکوینها کافی است. باقی ماجرا را حجم واقعی بازار تعیین خواهد کرد، نه تعداد لوگوهای روی اسلاید معرفی