ریسک به ریوارد (R:R) در سیگنال یعنی فاصلهٔ ورود تا تارگت تقسیم بر فاصلهٔ ورود تا حد ضرر. اگر حد ضرر 1 درصد و تارگت 2 درصد با ورود فاصله داشته باشد، ریسک به ریوارد 1 به 2 است. اما این عدد بهتنهایی هیچچیز دربارهٔ سودده بودن سیگنال نمیگوید: باید بدانی چند بار به آن تارگت میرسی. ریسک به ریوارد بالا با احتمال رسیدن کم، به همان اندازهٔ ریسک به ریوارد پایین با احتمال رسیدن زیاد میتواند ضرر بدهد.
در این راهنما فرمول را از روی یک پیام سیگنال واقعینما حساب میکنیم، میبینیم پلههای حد سود چطور عدد واقعی را عوض میکنند، و دامهایی را مرور میکنیم که باعث میشوند یک سیگنال روی کاغذ عالی به نظر برسد.
فرمول در یک نگاه
برای لانگ:
- ریسک = ورود − حد ضرر
- ریوارد = تارگت − ورود
برای شورت:
- ریسک = حد ضرر − ورود
- ریوارد = ورود − تارگت
R = ریوارد ÷ ریسک
بهتر است همهچیز را به واحد «R» فکر کنی: ضرر کامل در حد ضرر یعنی −1R، و رسیدن به تارگتی که دو برابر حد ضرر فاصله دارد یعنی +2R. این واحد کمک میکند معاملههای با حجم و اهرم مختلف را با هم مقایسه کنی. اگر هر معامله را با ریسک ثابت 1 درصد بگیری (توضیحش در مدیریت سرمایه برای سیگنال) هر 1R دقیقاً 1 درصد حساب است.
اهرم را از این معادله بیرون بگذار
بسیاری از پستهای سیگنال سود را بهصورت «درصد روی مارجین» مینویسند؛ مثلاً حرکت 3 درصدی قیمت با اهرم 12 میشود حدود 36 درصد روی مارجین. این عدد درست است، ولی دربارهٔ ریسک به ریوارد چیزی اضافه نمیکند: اهرم 12 ضرر حد ضرر را هم دوازده برابر کرده. نسبت تارگت به حد ضرر با هر اهرمی همان است. اهرم فقط دو چیز را عوض میکند: اندازهٔ ضرر به تتر (اگر مارجین ثابت بگذاری) و فاصلهٔ قیمت لیکوئید شدن. برای دیدن هر دو با عدد، ماشینحساب پوزیشن فیوچرز را باز کن.
نرخ برد سربهسر: ریسک به ریوارد بدون احتمال ناقص است
اگر فقط دو نتیجه داشته باشی (یا تارگت یا حد ضرر)، نرخ بردی که در آن نه سود میکنی نه ضرر:
نرخ برد سربهسر = 1 ÷ (1 + R)
| ریسک به ریوارد | نرخ برد سربهسر (بدون هزینه) | با هزینهٔ 0.1R در هر معامله |
|---|---|---|
| 1 به 0.4 | 71.4% | 78.6% |
| 1 به 0.5 | 66.7% | 73.3% |
| 1 به 0.8 | 55.6% | 61.1% |
| 1 به 1 | 50% | 55% |
| 1 به 1.5 | 40% | 44% |
| 1 به 2 | 33.3% | 36.7% |
| 1 به 3 | 25% | 27.5% |
ستون سوم با فرمول (1 + هزینه) ÷ (1 + R) حساب شده. «هزینه» یعنی کارمزد ورود و خروج و لغزش قیمت، به واحد R. این ستون را جدی بگیر؛ پایینتر میبینی چرا حد ضرر نزدیک هزینه را بزرگ میکند.
خواندن جدول ساده است: سیگنالی با ریسک به ریوارد 1 به 0.5 فقط وقتی سودده است که بیش از دو سوم مواقع به تارگتش برسد. سیگنالی با 1 به 3 حتی با یک برد از هر سه معامله سودده است. هیچکدام ذاتاً بهتر نیست؛ سؤال این است که نرخ رسیدن واقعی کدام طرف خط سربهسر است.
امید ریاضی: عددی که واقعاً مهم است
وقتی بیشتر از دو نتیجه داری (که در سیگنالهای پلهای همیشه داری)، بهجای نرخ برد سربهسر باید امید ریاضی را حساب کنی:
امید ریاضی = مجموع (احتمال هر نتیجه × اندازهٔ آن نتیجه به R)
اگر امید ریاضی مثبت باشد، در بلندمدت و با حجم ثابت سود میکنی؛ اگر منفی باشد، هیچ مدیریت سرمایهای نجاتت نمیدهد و فقط سرعت از دست رفتن را کم میکند. درس نسبت R:R در آکادمی همین رابطه را با نمودار توضیح داده است.
مثال: حساب ریسک به ریوارد یک سیگنال ششپلهای
سیگنالهای تریدیار یک ورود، یک حد ضرر (با درصد فاصله) و شش پلهٔ حد سود دارند. یک سیگنال فرضی را با همین قالب حساب میکنیم.
مثال (اعداد فرضی): شورت، ورود 100، حد ضرر 101.5 (یعنی 1.5 درصد بالاتر از ورود).
| پله | قیمت | فاصله از ورود | ریسک به ریوارد تا این پله |
|---|---|---|---|
| TP1 | 99.4 | 0.6% | 0.4R |
| TP2 | 98.8 | 1.2% | 0.8R |
| TP3 | 98.2 | 1.8% | 1.2R |
| TP4 | 97.6 | 2.4% | 1.6R |
| TP5 | 97.0 | 3.0% | 2R |
| TP6 | 96.0 | 4.0% | حدود 2.7R |
اگر کسی این سیگنال را تبلیغ کند، احتمالاً مینویسد «ریسک به ریوارد 1 به 2.7». ولی آن عدد فقط برای کسی درست است که کل پوزیشن را تا TP6 نگه دارد و قیمت هم واقعاً به TP6 برسد. پلههای نزدیک برای ایناند که زودتر سود قفل شود؛ همین کار ریسک به ریوارد مؤثر را پایین میآورد.
همان سیگنال با برنامهٔ خروج پلهای
فرض کن برنامهات این است: 30 درصد پوزیشن در TP1، 30 درصد در TP2، 20 درصد در TP3 و 20 درصد باقیمانده تا TP6؛ بعد از TP1 حد ضرر به نقطهٔ ورود و بعد از TP2 به TP1 منتقل میشود (همان منطق پلهای که در تریلینگ استاپ کپیترید تریدیار هم هست).
| سناریو | چه میشود | نتیجه به R |
|---|---|---|
| الف | قبل از TP1 حد ضرر میخورد | −1 |
| ب | TP1 و بعد برگشت به ورود | 0.3 × 0.4 = +0.12 |
| ج | TP2 و بعد برگشت به TP1 | 0.12 + 0.24 + 0.4 × 0.4 = +0.52 |
| د | TP3 و بعد برگشت به TP2 | 0.12 + 0.24 + 0.24 + 0.2 × 0.8 = +0.76 |
| هـ | همهٔ پلهها تا TP6 | 0.12 + 0.24 + 0.24 + 0.2 × 2.7 = حدود +1.14 |
یعنی بهترین حالت این برنامه حدود 1.1R است، نه 2.7R. و در بیشتر سناریوهای سودده، سود کمتر از نصف R است، در حالی که ضرر کامل یک R کامل است.
حالا احتمالها را اضافه کن
مثال (احتمالهای فرضی، فقط برای نمایش روش): فرض کن 45 درصد مواقع سناریوی الف، 20 درصد ب، 15 درصد ج، 12 درصد د و 8 درصد هـ اتفاق بیفتد.
امید ریاضی = (0.45 × −1) + (0.2 × 0.12) + (0.15 × 0.52) + (0.12 × 0.76) + (0.08 × 1.14) = حدود −0.17R
با اینکه در این مثال 55 درصد معاملهها «حداقل TP1 را لمس کردهاند»، برنامهٔ خروج امید ریاضی منفی دارد. دلیلش این است که سهم بزرگی از پوزیشن روی پلهای بسته شده که خیلی نزدیک است و سود ناچیزی دارد. درس عملی: ریسک به ریوارد واقعی تو را برنامهٔ خروج تو و توزیع واقعی رسیدن به پلهها میسازد، نه بالاترین تارگت پیام.
این احتمالها را حدس نزن. برای سیگنالهای تریدیار، صفحهٔ نردبان حد سود نشان میدهد از کل معاملههای بستهشده، نه فقط برندهها، چه سهمی به هر پله رسیدهاند و از رسیدهها به پلهٔ قبل چند درصد به پلهٔ بعد رفتهاند. همان صفحه صریح میگوید بیشتر معاملهها به هیچ پلهای نمیرسند. با آن اعداد میتوانی جدول بالا را برای خودت با احتمالهای واقعی پر کنی و ببینی کدام برنامهٔ خروج امید ریاضی مثبتتری دارد.
حساب ریسک به ریوارد از روی پیام سیگنال، قدمبهقدم
- فاصلهٔ حد ضرر را بردار. در پیامهای تریدیار کنار حد ضرر نوشته شده. اگر نیست: |ورود − حد ضرر| ÷ ورود.
- فاصلهٔ هر پله را حساب کن. |تارگت − ورود| ÷ ورود.
- هر فاصله را بر فاصلهٔ حد ضرر تقسیم کن. این R هر پله است.
- برنامهٔ خروجت را بنویس. چند درصد در کدام پله، و حد ضرر بعد از هر پله کجا میرود.
- R وزندار را برای چند سناریو حساب کن. مثل جدول بالا.
- هزینه را کم کن. کارمزد رفتوبرگشت تقسیم بر فاصلهٔ حد ضرر.
- اگر ورودت دیر شد، دوباره حساب کن. ورود دیرتر در جهت سیگنال یعنی حد ضرر دورتر و تارگت نزدیکتر؛ R همهٔ پلهها کم میشود.
بهترین راه تمرین این است که چند سیگنال واقعی بستهشده را برداری و برایشان همین جدول را بسازی. هر کدام از ردیفهای زیر به صفحهٔ سند همان معامله میرود که ورود، حد ضرر، شش پله و پلهٔ لمسشده را نشان میدهد:
هزینهها: دلیلی که حد ضرر خیلی نزدیک فریب میدهد
فرض کن کارمزد ورود و خروج روی هم حدود 0.1 درصد ارزش پوزیشن باشد (عدد دقیق به صرافی، سطح حساب و نوع سفارش بستگی دارد؛ تفاوت میکر و تیکر را در درس تیکر و میکر ببین).
مثال:
| فاصلهٔ حد ضرر | کارمزد رفتوبرگشت | هزینه به واحد R |
|---|---|---|
| 3% | 0.1% | حدود 0.03R |
| 1.5% | 0.1% | حدود 0.07R |
| 0.5% | 0.1% | 0.2R |
با حد ضرر 0.5 درصدی، هر معامله پیش از هر چیز 0.2R هزینه دارد. ریسک به ریوارد روی کاغذ عالی میشود، ولی هم هزینهها سنگیناند و هم نوسان عادی قیمت حد ضرر را بیشتر لمس میکند. لغزش قیمت در سفارش مارکت و حرکتهای تند هم به این هزینه اضافه میشود. درس طراحی SL و ATR توضیح میدهند چرا حد ضرر باید با نوسان واقعی بازار همخوان باشد، نه با عددی که R را زیبا کند.
پنج دام رایج در ریسک به ریوارد سیگنالها
- R تا دورترین تارگت. رایجترین ترفند تبلیغاتی. تا وقتی نرخ رسیدن به همان تارگت را ندیدهای، این عدد را نادیده بگیر.
- حذف حد ضرر از پیام. سیگنالی که حد ضرر ندارد ریسک به ریوارد ندارد؛ ریسکش کل مارجین است.
- جابهجایی حد ضرر بعد از ورود. اگر حد ضرر را عقب ببری، R همهٔ پلهها کوچک میشود و حسابی که کرده بودی بیاعتبار است.
- گزارش سود به درصد مارجین بدون گزارش ضرر به همان واحد. «40 درصد سود» با اهرم 12، در کنار ضرری که آن هم با اهرم 12 حساب شده معنا دارد. اگر فقط یکی را میبینی، تصویر ناقص است.
- یکی دانستن «لمس تارگت» با «سود». معاملهای که TP1 را لمس کرده و بعد کل پوزیشن به حد ضرر خورده، برای کسی که در TP1 چیزی نبسته ضرر کامل است. در کارنامهٔ تریدیار مبنای پیشفرض «نردبان» است: هر معامله با ارزش بالاترین پلهای که قیمت به آن رسیده سنجیده میشود. این مبنا از نتیجهٔ کسی که تا خروج نهایی صبر کرده خوشبینانهتر است؛ تعریف دقیق و مبنای جایگزین در روششناسی و توضیح سادهاش در راهنمای وین ریت چیست آمده است.
ریسک به ریوارد و نرخ برد را با هم بخوان
هر عددی که یک کانال سیگنال منتشر میکند باید جفت داشته باشد:
| اگر این را دیدی | این را هم بخواه |
|---|---|
| نرخ برد بالا | میانگین سود برندهها و میانگین ضرر بازندهها به یک واحد |
| ریسک به ریوارد بالا | چند درصد معاملهها به همان تارگت رسیدهاند |
| سود درصدی روی مارجین | اهرم، و ضرر به همان واحد |
| «فقط X معامله ضررده» | تعداد کل معاملهها و بازهٔ زمانی |
در دفتر معاملات تریدیار هر معامله با بازده روی مارجین، اهرم و نتیجه آمده و صفحهٔ شفافیت میانگین برد و میانگین باخت را کنار هم منتشر میکند. اگر کانالی فقط یک طرف این جدول را نشان میدهد، بقیه را خودت بخواه. راهنمای کارنامهٔ شفاف سیگنال نشان میدهد این بررسی را چطور روی سیگنالهای ما انجام بدهی.
چطور ریسک به ریوارد را در عمل بهتر کنی
- ورود دیرهنگام نگیر. اگر قیمت قبل از رسیدن پیام به تو مسافتی را رفته، R باقیمانده کمتر شده. برای خودت حدی بگذار: اگر قیمت بیش از کسری از فاصلهٔ TP1 رفته، رد شو. جزئیاتش در نحوهٔ استفاده از سیگنال فیوچرز.
- سهم بستن در پلههای اول را با داده انتخاب کن. اگر نرخ رسیدن به TP2 و TP3 خوب است، بستن سهم بزرگ در TP1 امید ریاضی را پایین میآورد. اگر بد است، برعکس. درس TP پلکانی این انتخاب را باز میکند.
- حد ضرر را بعد از پلهٔ اول جابهجا کن، نه قبلش. جابهجایی زودهنگام حد ضرر به نقطهٔ ورود در نوسان عادی بیشتر لمس میشود. درس Trailing Stop را ببین.
- سفارشهایت را از قبل روی صرافی بگذار. حد ضرر و تارگتها را بلافاصله بعد از ورود ثبت کن تا تصمیم خروج زیر فشار گرفته نشود.
- R واقعی خودت را اندازه بگیر. بعد از 30 تا 50 معامله، میانگین سود برندهها و میانگین ضرر بازندههای خودت را از دفتر معاملات شخصی دربیاور و نسبتشان را حساب کن. این عدد، نه R روی کاغذ سیگنالها، چیزی است که حساب تو را میسازد. اگر از R سیگنالها خیلی کمتر است، معمولاً یعنی دیر وارد میشوی یا زود خارج.
جمعبندی برای کسی که فقط یک پاراگراف میخواند
ریسک به ریوارد = فاصلهٔ تارگت ÷ فاصلهٔ حد ضرر. نرخ برد سربهسر = 1 ÷ (1 + R). اما در سیگنالهای چندپلهای، عدد معنادار R وزندار برنامهٔ خروج خودت است، ضرب در احتمال واقعی رسیدن به هر پله، منهای هزینهها. R تا دورترین تارگت تقریباً همیشه گمراهکننده است. احتمالها را از داده بخوان، نه از ادعا.
هشدار ریسک: ریسک به ریوارد مثبت یا امید ریاضی مثبت در گذشته تضمینی برای آینده نیست. معاملهٔ فیوچرز با اهرم میتواند کل مارجین را از بین ببرد و اعداد کارنامهٔ سیگنالها، از جمله تریدیار، مدلسازیشدهاند و کارمزد و فاندینگ در آنها نیست. افشای ریسک را بخوان.
پرسشهای پرتکرار
ریسک به ریوارد خوب چند است؟
عدد خوب بهتنهایی وجود ندارد. ریسک به ریوارد 1 به 3 با احتمال رسیدن پایین میتواند از 1 به 0.8 با احتمال رسیدن بالا بدتر باشد. چیزی که باید مثبت باشد امید ریاضی است: احتمال هر نتیجه ضرب در اندازهٔ همان نتیجه.
اهرم روی ریسک به ریوارد اثر دارد؟
نه. اهرم سود و ضرر را به یک نسبت بزرگ میکند، پس نسبت تارگت به حد ضرر ثابت میماند. چیزی که اهرم عوض میکند اندازهٔ ضرر به تتر و فاصلهٔ لیکوئید شدن است.
در سیگنالی که شش تارگت دارد، ریسک به ریوارد را تا کدام تارگت حساب کنم؟
تا جایی که واقعاً خارج میشوی، وزندار با سهمی که در هر پله میبندی. حساب کردن تا TP6 وقتی بیشتر معاملهها به پلههای دور نمیرسند، عددی زیبا ولی بیمصرف میدهد.
نرخ برد سربهسر برای ریسک به ریوارد 1 به 1 چقدر است؟
بدون کارمزد 50 درصد. فرمولش 1 تقسیم بر (1 + R) است. با کارمزد و لغزش قیمت، این عدد کمی بالاتر میرود.
چرا با حد ضرر خیلی نزدیک ریسک به ریوارد بهتر میشود ولی نتیجه بدتر؟
چون حد ضرر نزدیک، هم در نوسان عادی بیشتر لمس میشود و هم کارمزد را نسبت به ریسک بزرگ میکند. نسبت روی کاغذ بالا میرود و احتمال رسیدن به تارگت پایین میآید.