۲۰ سال آینده، ارزهای دیجیتال و فناوری بلاک چین کجای زندگی ما هستند؟

۳۱ تیر ۱۴۰۵
۲۰ سال آینده، ارزهای دیجیتال و فناوری بلاک چین کجای زندگی ما هستند؟

صبحگاهی را حدود بیست سال بعد تصور کنید. فردی در لاگوس، مانیل، استانبول یا شهر کوچکی که هرگز نامش را نشنیده‌اید از خواب بیدار می‌شود. گوشی خود را برای پرداخت هزینه قهوه لمس می‌کند. اجاره‌بها به‌طور خودکار از حساب او خارج می‌شود. پسرعموی او از دو کشور آن‌طرف‌تر پولی برایش می‌فرستد که قبل از قرار

۲۰ سال آینده، ارزهای دیجیتال و فناوری بلاک چین کجای زندگی ما هستند؟ صبحگاهی را حدود بیست سال بعد تصور کنید. فردی در لاگوس، مانیل، استانبول یا شهر کوچکی که هرگز نامش را نشنیده‌اید از خواب بیدار می‌شود. گوشی خود را برای پرداخت هزینه قهوه لمس می‌کند. اجاره‌بها به‌طور خودکار از حساب او خارج می‌شود. پسرعموی او از دو کشور آن‌طرف‌تر پولی برایش می‌فرستد که قبل از قرار دادن گوشی در جیب، به حساب او می‌نشیند. پس‌انداز این فرد در قالب ارزی ذخیره می‌شود که هنگام خواب، ارزش خود را به‌طور نامحسوس از دست نمی‌دهد. پراپکو | ترید با سرمایه بیشتر با ۱۰ دلار، ۱۰۰۰ دلار اعتبار معاملاتی دریافت کن ثبت‌نام و کد تخفیف هیچ‌کدام از این فرآیندها به شبکه کند و پرهزینه بانکی که امروزه به کار می‌بریم، متصل نیستند. بخش عجیب داستان اینجاست: آن شخص حتی یک بار هم به کلمه فکر نمی‌کند؛ زیرا تا آن زمان، چیزی نیست که بخرید و برای سودش دعا کنید، بلکه چیزی است که همه‌چیز روی آن اجرا می‌شود. در حال حاضر، تقریباً همه بر سر سوال اشتباهی بحث می‌کنند. تریدرها قیمت‌ها را صرفا برای سود دنبال می‌کنند. اما سوال عمیق‌تر و آرام‌تری وجود دارد که باید پرسید: بیست سال دیگر، این ابزار چگونه کار خواهد کرد؟ این مقاله دقیقاً درباره همین موضوع است؛ نه بحث درباره قیمت در بیست سال آینده، بلکه درباره زیرساخت‌ها و شبکه اصلی است. این که پول دنیا در سکوت به کدام سمت حرکت می‌کند، چه کسانی از هم‌اکنون در حال انتقال دارایی‌ها به آنجا هستند و معرفی امتحانی ساده که می‌توانید تا پایان عمر برای تشخیص سیگنال واقعی از هیاهوی توخالی بازار با خود به همراه داشته باشید. پایان رویای نوسانات قیمتی؛ چرا سوال امروز تریدرهای اشتباه است؟ باور عمومی درباره بازار این است: کازینویی بزرگ با کوین‌های پرنوسان که یا جهان را تسخیر می‌کنند یا ارزش آن‌ها صفر می‌شود؛ سیستمی که توسط خوره کدهای ناشناس و گاهی کلاهبرداران اداره می‌شود. راستش را بخواهید، بخش زیادی از بازار همین است. هزاران کوین بی‌ارزش وجود دارد و افراد زیادی دارایی خود را در این مسیر از دست می‌دهند. واقعیت بازار همین است و قرار نیست با بزرگ‌نمایی حقایق را پنهان کنیم. اما کوین‌ها فقط بخش حاشیه‌ای نمایش هستند. در حالی که نگاه عموم به قیمت‌های در حال نوسان دوخته شده، خسته‌کننده‌ترین و قدرتمندترین نهادهای مالی روی زمین، در سکوت مشغول بازسازی سیستم انتقال پول بر بستر بلاک چین هستند. صحبت از تریدرهای میم کوین نیست؛ از بلک‌راک حرف می‌زنیم؛ بزرگ‌ترین شرکت مدیریت دارایی در جهان با سرمایه‌ای فراتر از دوازده تریلیون دلار. لری فینک، مدیرعامل این شرکت، بیش از یک بار به‌وضوح گفته است: هر سهام و هر اوراق قرضه در نهایت روی دفتری کل و عمومی زندگی خواهد کرد لری فینک، مدیرعامل بلک‌راک این عبارت را بیان کرد. این یک استعاره نیست، بلکه یک برنامه عملیاتی است. شرکت ویزا (Visa) در حال حاضر میلیاردها دلار را از طریق استیبل کوین‌ها در شبکه خود تسویه می‌کند. جی‌پی مورگان (JPMorgan) سال‌هاست که پول را بر بستر بلاک چین جابه‌جا می‌کند. وقتی کت‌وشلواری‌ها درست در اوج حواس‌پرتی عموم با قیمت‌ها، بی‌سروصدا وارد میدان می‌شوند، دقیقاً همان جایی است که جریان اصلی سرمایه به سمت آن حرکت می‌کند. تاریخ دوباره تکرار می‌شود؛ آیا سال ۱۹۹۵ را به یاد دارید؟ چرا می‌توان درباره این آینده زیرساختی تا این حد مطمئن بود؟ زیرا پیش از این یک بار دقیقاً همین مسیر را در تاریخ زندگی کرده‌ایم. به سال ۱۹۹۵ بازگردید. اینترنت تازه متولد شده بود و نخبگان و اقتصاددانان سرشناس، دیدگاه‌های منفی خاص خود را داشتند. حتی اقتصاددانی مشهور پیش‌بینی کرد که تأثیر اینترنت بر اقتصاد جهان، در نهایت بیشتر از تاثیر دستگاه فکس نخواهد بود. اما در نهایت چه چیزی جهان را تسخیر کرد؟ موضوعات عجیب و خارق‌العاده فضایی نبودند، بلکه ابزارهای بسیار ساده و خسته‌کننده برنده شدند: ایمیل، خریدهای اینترنتی و وارد کردن شماره کارت در باکسی کوچک. فرآیندهایی کاملاً معمولی که کل اقتصاد جهان را در خود بلعیدند. اکنون به وضعیت نگاه کنید؛ همان واکنش‌ها، همان بی‌تفاوتی‌ها و همان جملات تکراری شنیده می‌شود. ما پیش از این تماشاگر این فیلم بوده‌ام و پایان آن را به‌خوبی می‌دانیم. درست مانند گذشته، این بار هم پروژه‌های پرزرق‌وبرق برنده نخواهند شد؛ بلکه ابزارهای خسته‌کننده یعنی انتقال پول و مالکیت دارایی‌ها، پیروز میدان خواهند بود. راز بزرگ بازار؛ چرا خسته‌کننده‌ترین پروژه‌ها برنده نهایی بازی هستند؟ هر فناوری تحول‌آفرینی در جهان مسیر مشخصی را طی می‌کند. ابتدا پدیده‌ای جادویی است که فقط افراد عجیب از آن سر در می‌آورند. سپس همه‌گیر شده و وعده‌های بزرگ توخالی پدیدار می‌شوند. در ادامه، بازار سقوط می‌کند و دنیا مرگ آن تکنولوژی را اعلام می‌کند. در نهایت، زمانی که دیگر کسی تماشا نمی‌کند، آن ابزار خسته‌کننده می‌شود. خسته‌کننده بودن، آخرین ایستگاه قبل از تسخیر کامل جهان است. این مسیر را الکتریسیته، خودروها و اینترنت طی کردند. هیچ‌کس شبکه برق را تشویق نمی‌کند و کسی درباره فشار آب ساختمانش توییت نمی‌زند. شما فقط در روزی به این زیرساخت‌ها فکر می‌کنید که قطع شوند. این همان معنای واقعی پیروزی است: نامرئی شدن. اکنون در کجای این نمودار قرار دارد؟ دقیقاً در نقطه چرخش به سمت خسته‌کننده شدن. تب‌وتاب سال ۲۰۲۱ مدت‌هاست فروکش کرده است. ارزش کل بازار در حدود ۲.۴ تریلیون دلار نوسان می‌کند که از سقف ۳.۸ تریلیون دلاری فاصله دارد؛ زیرا اکثریت جامعه خسته شده و به سراغ ترند جذاب بعدی رفته‌اند. تیتر رسانه‌ها نیز آرام‌تر شده است. این نشانه بسیار خوبی است. ساخت‌وسازهای واقعی دقیقاً در همین زمان کلید می‌خورند. این سکوت به معنای پایان داستان نیست؛ بلکه گویای آن است که سرانجام به بخش جالب ماجرا رسیده‌ایم. انقلاب در پشت صحنه؛ لایه‌های سه‌گانه‌ای که آینده پول را بازنویسی می‌کنند اگر تا ۲۰ سال دیگر به شبکه اصلی مالی تبدیل شود، باید نگاهی به ساختار این شبکه‌ها بیندازیم. سه لایه اصلی در حال تغییر هستند که به زبان ساده آن‌ها را بررسی می‌کنیم. لایه اول: پول دیجیتالی که در هوا پرواز می‌کند (استیبل کوین‌ها) استیبل کوین به زبان ساده، دلار دیجیتالی است که روی بستر بلاک چین جابه‌جا می‌شود. هر توکن ارزش ثابتی معادل یک دلار دارد که توسط دلارهای واقعی و اوراق قرضه دولتی نگهداری‌شده در صندوق‌ها پشتیبان‌سازی می‌شود. نوسانی در کار نیست؛ صرفاً دلاری است که توانایی سفر کردن دارد. چرا دلار مسافر تا این حد اهمیت دارد؟ زیرا در هر ساعت از شبانه‌روز، به هر نقطه از زمین و با هزینه‌ای نزدیک به صفر به‌صورت آنی منتقل می‌شود. آمارها شگفت‌انگیز است؛ در سال ۲۰۲۵، حجم تراکنش استیبل کوین‌ها به حدود ۱۰.۹ تریلیون دلار رسید. در همین بازه، کل شبکه ویزا تراکنشی معادل ۱۴.۲ تریلیون دلار ثبت کرد. این یعنی بخش نادیده انگاشته شده ، هم‌اکنون به اندازه شبکه عظیمی چون ویزا رشد کرده، در حالی که بیشتر مردم جهان هنوز حتی یک بار هم با آن کار نکرده‌اند. ارسال ۲۰۰ دلار به صورت سنتی فرامرزی حدود ۶ درصد کارمزد و چند روز زمان می‌برد؛ اما اجرای آن روی بستر بلاک چین تنها یک دهم درصد کارمزد داشته و در چند دقیقه نهایی می‌شود. این سیستم زندگی چه کسانی را نجات می‌دهد؟ پرستاری در مانیل که از شرکتی در برلین حقوق می‌گیرد و به‌جای پرداخت کارمزد به واسطه‌ها، کل دستمزدش را حفظ می‌کند. صاحب فروشگاهی در بوئنوس‌آیرس یا لاگوس که پول ملی‌اش هر ماه ارزش خود را از دست می‌دهد و ترجیح می‌دهد دارایی خود را به دلار دیجیتال تبدیل کند. برای این افراد، موضوع کسب سود نیست؛ قضیه بقاست. قوانین نیز به‌سرعت در حال هموارسازی این مسیر هستند. در سال ۲۰۲۵، ایالات متحده قانونی با نام جینیوس (GENIUS Act) تصویب کرد که اولین کتابچه قانون رسمی برای استیبل کوین‌های دلاری است. با پذیرش رسمی دلار دیجیتال، آمریکا نفوذ خود را به فضای آنلاین بیش از پیش بسط می‌دهد. در حال حاضر حدود ۹۹ درصد استیبل کوین‌ها دلاری هستند. محبوب‌ترین ارز جهان یاد گرفته است که چگونه تله‌پورت کند. لایه دوم: تبدیل مالکیت به کدهای دیجیتال (توکنیزه‌کردن) توکنیزه‌کردن (Tokenization) دارایی‌ها فرآیند پیچیده‌ای نیست. این مفهوم به معنای ثبت مالکیت دارایی‌های واقعی مثل خانه، سهام، اوراق قرضه یا نقاشی به‌صورت توکنی روی بلاک چین است؛ توکنی که سند قطعی مالکیت شماست. این موضوع فرآیند دادوستد را به کل دگرگون می‌کند. کارهایی که پیش از این هفته‌ها زمان می‌برد و نیاز به وکیل و کاغذبازی‌های متعدد داشت، اکنون جهانی، آنی و بخش‌پذیر می‌شود. شما می‌توانید مالک پنجاه دلار از آپارتمانی در آن سوی جهان باشید و سهم اجاره خود را به دلار دیجیتال دریافت کنید. سبد اوراق بهادار شما به‌جای چند روز، در چند ثانیه تسویه می‌شود. امروزه ارزش دارایی‌های واقعی توکنیزه‌شده (RWA) تنها حدود ۲۷ میلیارد دلار برآورد می‌شود. اما موسسات بزرگی چون بلک‌راک، جی‌پی مورگان و فرانکلین تمپلتون با پروژه‌های لایو عملیاتی در این زمینه پیشتاز هستند. برآوردهای گروه مشاوره بوستون نشان می‌دهد ارزش این بازار تا سال ۲۰۳۰ به ۱۶ تریلیون دلار خواهد رسید. بیش از ۴۰۰ تریلیون دلار از ثروت جهان در دارایی‌های غیر نقدشونده مانند املاک، شرکت‌های خصوصی و آثار هنری قفل شده است؛ توکنیزه‌سازی کلید باز کردن این قفل بزرگ است. لایه سوم: لایه تسویه؛ شاه‌کلیدی که کسی درباره آن صحبت نمی‌کند این بخش بازی، پنهان‌ترین و در عین حال مهم‌ترین قسمت سناریو است. لایه تسویه (Settlement Layer) گام نهایی کار است که در آن پول و مالکیت به‌طور قطعی جابه‌جا می‌شوند. سیستم فعلی تسویه جهانی شامل زنجیره بی‌پایانی از بانک‌ها، اتاق‌های پایاپای، ۱۸۰ ارز ملی مختلف و زمان‌های انتظار ۳ روزه است. حال ترکیب سه لایه را تماشا کنید؛ دلارهای دیجیتال آنی و دارایی‌های توکنیزه‌شده برای ثبت قطعی به بستری بی طرف و مشترک نیاز دارند؛ یعنی دفتری کل و عمومی در زیرساخت تمام بانک‌ها. این همان چیزی است که لری فینک دفتر کل عمومی واحد می‌نامد؛ دارایی‌های مختلف در لایه رو قرار دارند، اما شبکه و بستر تسویه زیرین برای همه یکسان و بی‌طرف است؛ درست همان‌طور که اینترنت بستر مشترک میلیاردها وب‌سایت مختلف به شمار می‌آید. نقشه راه ۲۰ ساله؛ در سال ۲۰۴۵ به کجا می‌رسد؟ مسیر بیست سال آینده را به سه دوره کلیدی تقسیم می‌کنیم: از اکنون تا سال ۲۰۳۰ (پذیرش خاموش): غول‌های بزرگ بانکی و صرافی‌ها به‌آرامی سیستم‌های زیرین خود را به بلاک چین منتقل می‌کنند؛ در حالی که کاربران معمولی متوجه این تغییرات نمی‌شوند. کازینوی کوین‌های بی‌ارزش خلوت‌تر شده و پروژه‌های واقعی کاربری زیرساختی خود را تثبیت می‌کنند. از ۲۰۳۰ تا ۲۰۳۸ (انتقال به نسل هوشمند): پول برنامه‌ریزی‌پذیر می‌شود و پرداخت‌ها بر اساس شروط تعریف‌شده به‌طور خودکار انجام می‌شوند. عوامل هوش مصنوعی برای انجام امور مالی و پرداخت قبوض شما، کیف پول‌های دیجیتال اختصاصی خود را خواهند داشت. خرید سهام خرد از املاک جهان به پدیده‌ای کاملاً عادی تبدیل می‌شود. از ۲۰۳۸ تا ۲۰۴۵ (نامرئی شدن کامل): کلمه از مکالمات روزمره حذف می‌شود؛ همان‌طور که واژه بزرگراه اطلاعاتی جای خود را به کلمه اینترنت داد و سپس به جزئی عادی از زندگی تبدیل شد. دیگر موضوعی برای بحث نخواهد بود؛ بلکه صرفاً روش کارکرد روزمره پول می‌شود. برندگان این فضا کسانی هستند که زودتر از دیگران فهمیدند زیرساخت است و نه بلیت بخت‌آزمایی. بازندگان نیز افرادی خواهند بود که بیست سال تمام فقط قیمت‌ها را تماشا کردند و واسطه‌هایی که شغلشان صرفاً کند کردن فرآیند انتقال پول بود. چه خطراتی ممکن است این آینده رویایی را به زانو درآورد؟ سقوط این طرح‌های بزرگ نیز همواره ممکن است. سه چالش اصلی پیش رو قرار دارد: ۱. کامپیوترهای کوانتومی (Quantum Computers): کامپیوترهای فوق پیشرفته می‌توانند تهدیدی برای قفل‌های رمزنگاری شده بلاک چین باشند. روز وقوع این سناریو موسوم به کیو دی (Q-Day)، بین سال‌های ۲۰۳۵ تا ۲۰۴۵ پیش‌بینی می‌شود. البته لایه دفتر کل امن باقی می‌ماند و خطر متوجه کلیدهای قدیمی و بدون استفاده است (از جمله یک میلیون بیت کوین ساتوشی ناکاموتو). با این حال، رمزنگاری پساکوانتومی هم‌اکنون در حال توسعه است و تحقیقات سال ۲۰۲۶ توسط گوگل، بنیاد اتریوم و استنفورد تایید کرد که برنامه‌ریزی‌ها برای مواجهه با این روز آغاز شده است. ۲. تمرکز زیرساخت‌ها: قول اصلی بلاک چین، بی‌طرف بودن آن است. اما اگر تعداد محدودی از دولت‌ها یا ابرشرکت‌ها این ساختار را تحت تسلط خود درآورند، بی‌طرفی از بین می‌رود و صرفاً سیستم سنتی قبلی با شبکه مدرن‌تر بازسازی می‌شود. این نبرد بزرگی است که در ۲۰ سال آینده جریان خواهد داشت. ۳. امنیت و سرقت دارایی‌ها: هکرها در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۴ میلیارد دلار را سرقت کردند. پیش از انتقال کامل ثروت جهان به این سیستم، امنیت آن باید ارتقا یابد؛ چرا که شبکه غیرقابل‌اعتماد راه به جایی نخواهد برد. چگونه سیگنال واقعی را از هیاهوی کازینو تشخیص دهیم؟ از این پس می‌توانید برای هر فناوری جدیدی در زندگی خود، سه سوال زیر را بپرسید: آیا این ابزار هنوز هیجان‌انگیز و کمی ترسناک است؟ پس در روزهای اولیه آن هستیم و هیاهو زیاد است. آیا در حال خسته‌کننده شدن است و کسی در شبکه‌های اجتماعی درباره آن توییت نمی‌زند؟ پس بی‌سروصدا در حال برنده شدن است؛ دورانی طلایی که ساخت‌وسازهای واقعی در غیاب توده‌ها شکل می‌گیرد. آیا کاملاً نامرئی شده و فراموش کرده‌اید که وجود دارد؟ بازی تمام شده و آن فناوری برنده مطلق شده است. اکنون در فاز گذار از مرحله اول به دوم (خسته‌کننده شدن) قرار دارد. نوسانات تمام می‌شود و روزی که بدون فکر کردن به بستر پرداخت، پول را به آن سوی زمین بفرستید، روز پیروزی نهایی این فناوری است. تماشای مداوم قیمت‌ها، نگاه کردن به کم‌اهمیت‌ترین عدد این بازار است. جمع‌بندی در آن صبحگاه بیست سال بعد، فرقی ندارد در لاگوس باشید یا مانیل، پول به‌راحتی منتقل می‌شود. ارزها در لایه رو متفاوت هستند اما همگی از شاه‌راه و شبکه مشترکی در لایه زیرین استفاده می‌کنند. نام این فرآیند دیگر نیست؛ بلکه صرفاً نحوه کارکرد جهان خواهد بود. بخش عمده جامعه بیست سال آینده را صرف این پرسش می‌کنند که آیا قیمت‌ها بالا رفته است یا خیر؛ در حالی که افراد هوشمند، بر فرآیند ساخت این شبکه مالی نظارت خواهند کرد
۲۰ سال آینده، ارزهای دیجیتال و فناوری بلاک چین کجای زندگی ما هستند؟ | اخبار تریدیار | تریدیار