آیا کریپتو واقعاً برای ما کار کرده است؟ پاسخ شاید آن چیزی نباشد که فکر میکنید
ممکن است چند سال در بازار ارزهای دیجیتال بوده باشید، چند بار سود کرده و چند بار هم ضرر داده باشید و حالا با خودتان بگویید: «آخرش این کریپتو واقعاً چه چیزی برای من داشت؟» شاید جواب شما سود بوده، شاید ضرر؛ شاید هم هنوز منتظرید یک پامپ بزرگ بالاخره سرمایهتان را چند برابر کند
ممکن است چند سال در بازار ارزهای دیجیتال بوده باشید، چند بار سود کرده و چند بار هم ضرر داده باشید و حالا با خودتان بگویید: «آخرش این کریپتو واقعاً چه چیزی برای من داشت؟» شاید جواب شما سود بوده، شاید ضرر؛ شاید هم هنوز منتظرید یک پامپ بزرگ بالاخره سرمایهتان را چند برابر کند. اما یک سوال مهمتر وجود دارد: اگر معیارمان فقط بالا رفتن قیمت باشد، آیا کریپتو واقعاً برای بیشتر مردم کار کرده است؟
پاسخ شاید برخلاف چیزی باشد که انتظار دارید. بخش بزرگی از افرادی که با هدف پولدار شدن وارد بازار شدند، نهتنها ثروتمند نشدند، بلکه در نهایت بخشی از سرمایهشان را از دست دادند. در مقابل، میلیونها نفر در نقاط مختلف جهان از ارزهای دیجیتال برای کاری بسیار سادهتر استفاده میکنند: فرستادن پول، دسترسی به دلار و حفظ ارزش پسانداز. همین تناقض یک سوال اساسی را مطرح میکند: شاید ما سالها کریپتو را با معیار اشتباهی سنجیدهایم.
برای فهمیدن اینکه کریپتو واقعاً کجا موفق شده و کجا شکست خورده، باید یک تفاوت مهم را ببینیم: کریپتو میتواند هم یک «بلیط بختآزمایی» باشد و هم یک «ابزار مالی». مشکل اینجاست که بیشتر ما آن را با دید بلیط بختآزمایی و مسیری برای پیمودن راه صد ساله به صورت یکشبه دیدهایم و باقی ماجرا را فراموش کردهایم.
این مقاله از دقیقاً میخواهد همین دو تصویر متفاوت از کریپتو را کنار هم بگذارد؛ جایی که مردم صرفاً روی افزایش قیمتها گمانهزنی میکنند و جایی که بلاکچین بدون سروصدا یک مشکل واقعی را حل میکند.
آنچه در این مطلب میخوانید
Toggle
اگر کریپتو را برای پولدار شدن خریدهاید، داستان چندان شیرین نیست
اما یک سوال مهمتر وجود دارد
کریپتو برای بعضیها سرمایهگذاری نیست؛ راه فرار از یک مشکل است
مردمی که از کریپتو استفاده میکنند، لزوماً شبیه شما نیستند
بزرگترین موفقیت کریپتو شاید چیزی باشد که قرار بود نابودش کند!
پس بیت کوین چه؟ آیا قرار نبود پول آینده باشد؟
کریپتو کجا برنده شد و کجا شکست خورد؟
یک تست ساده برای اینکه بفهمیم یک واقعاً کاربرد دارد یا نه
جمعبندی؛ شاید سوال را از اول اشتباه پرسیدهایم
اگر کریپتو را برای پولدار شدن خریدهاید، داستان چندان شیرین نیست
بیایید از تجربهای شروع کنیم که برای بیشتر کاربران آشناست.
یک نفر در شبکههای اجتماعی میبیند بیت کوین در حال رشد است. دوستانش از سودهایشان میگویند. چند کانال تلگرامی از «شروع آلتسیزن» خبر میدهند و یک اینفلوئنسر هم میگوید فلان میم کوین میتواند ۱۰ برابر شود.
او بالاخره تصمیم میگیرد وارد بازار شود. اما معمولاً درست زمانی وارد میشود که بخش بزرگی از رشد اتفاق افتاده است.
قیمت کمی بیشتر بالا میرود و احساس میکند تصمیم درستی گرفته. بعد بازار برمیگردد. ۲۰ درصد پایین میآید و میگوید «صبر میکنم برگردد». ۳۰ درصد دیگر سقوط میکند و حالا ترس جای طمع را میگیرد. در نهایت یا با ضرر میفروشد یا ماهها و سالها منتظر میماند تا دوباره به قیمت خریدش برسد.
این سناریو فقط یک داستان خیالی نیست.
پژوهش بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) روی رفتار کاربران خرد ارزهای دیجیتال در ۹۵ کشور نشان داده است که حدود سهچهارم سرمایهگذاران خرد بیت کوین در نهایت با زیان مواجه شدهاند. در یک سناریوی فرضی که کاربران هر ماه ۱۰۰ دلار بیت کوین خریداری میکردند، حدود ۸۱ درصد آنها در مقطعی وارد محدوده زیان میشدند.
اما بخش جالب ماجرا اینجاست. مشکل فقط این نیست که خیلیها در بازار ضرر کردهاند. مسئله این است که چه کسی در طرف دیگر معامله آنها بوده است؟
دادههای همین پژوهش نشان میدهد سرمایهگذاران بزرگتر و نهنگها در بسیاری از مواقع نزدیک به دورههای افت شدید، در حال فروش بودهاند؛ در حالی که سرمایهگذاران کوچکتر همچنان در حال خرید بودند.
به زبان ساده، ممکن است شما فکر کنید و بگویید «کریپتو برای من کار نکرده»، اما واقعیت این باشد که در یک معامله، شما همان کسی بودهاید که دارایی را از فردی خریدهاید که زودتر وارد شده و حالا تصمیم گرفته سودش را برداشت کند.
این بخش از بازار را میتوان «بلیط بختآزمایی» کریپتو نامید. در اینجا محصول اصلی، فناوری یا کاربرد نیست بلکه قیمت است.
شما میخرید چون امیدوارید شخص دیگری بعداً گرانتر از شما بخرد.
اما یک سوال مهمتر وجود دارد
اگر داستان همین بود، نتیجهگیری بسیار ساده میشد: کریپتو یک بازار پرریسک است، بسیاری از مردم ضرر کردهاند و تمام.
اما این نتیجه یک بخش مهم ماجرا را حذف میکند.
چون همان فناوریای که یک نفر با آن روی رشد یک میم کوین زندگیاش را میگذارد، در نقطهای دیگر از جهان میتواند برای شخص دیگری یک مشکل واقعی را حل کند.
تصور کنید در کشوری زندگی میکنید که پول ملی هر سال بخش بزرگی از ارزش خودش را از دست میدهد.
شما حقوقتان را اول ماه دریافت میکنید. اگر آن را به پول ملی نگه دارید، ممکن است چند هفته بعد همان مبلغ قدرت خرید کمتری داشته باشد. میخواهید بخشی از درآمدتان را به دلار تبدیل کنید، اما خرید دلار همیشه ساده نیست. انتقال پول به کشور دیگر هم ممکن است روزها طول بکشد و هزینه زیادی داشته باشد.
حالا یک استیبل کوین با پشتوانه دلار مثل تتر را تصور کنید.
برای شما تتر لزوماً یک « برای سرمایهگذاری» نیست. ممکن است فقط یک دلار دیجیتال باشد که بتوانید آن را هر ساعت از شبانهروز، بدون تعطیلی بانکها، به فرد دیگری در آن سوی دنیا بفرستید.
اینجا دیگر داستان «قیمت چند درصد بالا رفت؟» نیست. مسئله این است که آیا ابزار موردنظر کارش را انجام میدهد یا نه و این همان بخش دیگری از کریپتو است که کمتر درباره آن صحبت میشود.
کریپتو برای بعضیها سرمایهگذاری نیست؛ راه فرار از یک مشکل است
برای یک کاربر ایرانی، آرژانتینی، نیجریهای یا فردی در هر اقتصاد دیگری با تورم بالا، دسترسی محدود به ارز خارجی یا سیستم بانکی ناکارآمد، ممکن است مهمترین ویژگی یک دارایی دیجیتال این نباشد که فردا ۲۰ درصد گرانتر شود.
شاید فقط بخواهد ارزش پساندازش را حفظ کند.
شاید بخواهد ۵۰۰ دلار برای یکی از اعضای خانوادهاش در کشور دیگری بفرستد.
شاید یک فریلنسر باشد که از یک شرکت خارجی دستمزد میگیرد و نمیخواهد چند روز منتظر انتقال بانکی بماند.
شاید صاحب یک کسبوکار کوچک باشد که میخواهد از مشتری خارجی پول دریافت کند.
برای این افراد، کریپتو یک نمودار سبز و قرمز نیست بلکه یک ابزار است.
در چنین اقتصادهایی، استیبل کوینها کاربرد متفاوتی پیدا میکنند.
کاربر میتواند بهجای خرید یک دارایی با نوسان شدید مانند بیت کوین، به سراغ یک دلار دیجیتال برود؛ داراییای که معمولاً پگ دلاری دارد و مطمئن است. هدف در اینجا کسب سود از جهش قیمت نیست، بلکه دسترسی به ارزی است که کاربر ممکن است از طریق سیستم مالی سنتی بهسادگی نتواند به آن دست پیدا کند.
همین الگو در کشورهای مختلف از جمله همین ایران خودمان در حال تکرار است.
کارگری که پولی برای خانوادهاش در کشور دیگری میفرستد، خانوادهای که نمیخواهد چند روز منتظر انتقال بینالمللی بماند یا صاحب کسبوکاری که با تامینکننده خارجی کار میکند، ممکن است اصلاً اهمیتی ندهد که کندل روزانه بیت کوین امروز به رنگ سبز درآمده یا قرمز! او فقط میخواهد پول سریعتر، ارزانتر و مطمئنتر جابهجا شود.
برای این دسته از کاربران، زمانی موفق است که کار کند؛ نه زمانی که قیمتش رشد کند. این شاید مهمترین تفاوت میان «سرمایهگذاری روی کریپتو» و «استفاده از کریپتو» باشد.
آینده بلاکچین جایی است که دیگر کسی آن را نمیبیند! مقالهای که کریپتوبازها باید بخوانند
مردمی که از کریپتو استفاده میکنند، لزوماً شبیه شما نیستند
وقتی درباره کریپتو صحبت میکنیم، معمولاً تصویر یک معاملهگر جوان جلوی چند مانیتور را میبینیم که نمودار بیت کوین را بررسی میکند. اما کاربر واقعی کریپتو میتواند شخص دیگری باشد.
مثلاً یک کارگر مهاجر که میخواهد برای خانوادهاش پول بفرستد.
یا یک فروشنده که مشتریاش در کشور دیگری زندگی میکند.
یا فردی که در اقتصادی با تورم بالا، نمیخواهد تمام پساندازش را به پول ملی نگه دارد.
این افراد ممکن است حتی یک بار هم درباره « هاوینگ بیت کوین » یا « دامیننس تتر » جستوجو نکرده باشند. آنها دنبال آلتسیزن نیستند. دنبال ۱۰۰ برابر شدن سرمایهشان هم نیستند.
آنها فقط میخواهند پولشان را از نقطه A به نقطه B برسانند، ارزشش را حفظ کنند یا به ارزی دسترسی داشته باشند که سیستم مالی کشورشان بهسادگی در اختیارشان نمیگذارد.
و دقیقاً همینجا است که کریپتو میتواند واقعاً مفید باشد.
این تفاوت مهم است. چراکه نقشه جهانی استفاده از ارزهای دیجیتال نیز نشان میدهد کاربرد این فناوری صرفاً به مراکز مالی بزرگی مانند والاستریت محدود نیست. کشورهایی مانند هند، نیجریه، ویتنام، برزیل، اندونزی، فیلیپین و پاکستان در میان بازارهای مهم پذیرش کریپتو قرار دارند؛ کشورهایی که در بسیاری از آنها مسائل مربوط به انتقال پول، دسترسی به ارز خارجی یا حفظ ارزش دارایی، بسیار ملموستر از بحثهای نظری درباره آینده فناوری هستند.
بزرگترین موفقیت کریپتو شاید چیزی باشد که قرار بود نابودش کند!
حالا به یک تناقض جالب میرسیم.
کریپتو از ابتدا با شعارهایی مانند کاهش وابستگی به بانکها و نظام مالی سنتی و حتی به چالش کشیدن سلطه دلار مطرح شد. اصلا ساتوشی ناکاموتو در اولین بلاک استخراجشده بیت کوین مستقیما بانکها و سیاستمداران را هدف قرار داد و با نوشتن پیامی کنایهآمیز از آنها انتقاد کرد.
اما اگر بخواهیم یکی از موفقترین کاربردهای واقعی آن را نام ببریم، احتمالاً باید به استیبل کوینها اشاره کنیم.
یعنی چه؟ یعنی صنعتی که قرار بود مردم را از دلار بینیاز کند، در عمل یکی از بهترین ابزارهای دسترسی مردم جهان به دلار را ساخته است!
تتر و سایر استیبل کوینهای دلاری، در بسیاری از نقاط جهان به یک پل میان اقتصادهای محلی و سیستم مالی جهانی تبدیل شدهاند.
بنابراین شاید بتوان گفت:
کریپتو قرار بود از دلار فرار کند؛ اما در عمل، به یکی از بهترین راههای دسترسی به دلار تبدیل شد.
این اتفاق لزوماً شکست کریپتو نیست. برعکس، نشان میدهد فناوری همیشه دقیقاً همان مسیری را که سازندگان اولیهاش تصور کردهاند طی نمیکند.
گاهی یک فناوری با یک هدف متولد میشود، اما جایی کاملاً متفاوت به موفقیت میرسد.
پس بیت کوین چه؟ آیا قرار نبود پول آینده باشد؟
اینجا احتمالاً یک سوال منطقی مطرح میشود: اگر استفاده واقعی مهم است، پس چرا بیت کوین نتوانست بهطور گسترده به پول روزمره مردم تبدیل شود؟
تجربه السالوادور پاسخ جالبی برای این سوال دارد.
السالوادور در سال ۲۰۲۱ بیت کوین را به پول قانونی تبدیل کرد. دولت تلاش کرد مردم را به استفاده از بیت کوین در خریدهای روزمره تشویق کند، اپلیکیشن مخصوص راهاندازی کرد و حتی برای شروع کار به کاربران مشوق مالی داد.
اما نتیجه آن چیزی نبود که طرفداران این ایده انتظار داشتند.
بسیاری از مردم همچنان ترجیح دادند از دلار استفاده کنند و بیت کوین نتوانست به بخش اصلی پرداختهای روزمره تبدیل شود. در سالهای بعد نیز دولت السالوادور بخشی از سیاست اولیه خود را عقبنشینی کرد.
دلیلش را میتوان خیلی ساده توضیح داد:
وقتی قرار است با پول حقوقتان نان و شیر بخرید، دوست ندارید ارزش آن پول در چند ساعت ۱۰ درصد بالا یا پایین برود.
برای پرداخت روزمره، ثبات اهمیت زیادی دارد.
به همین دلیل، استیبل کوینها برای بسیاری از کاربردهای پرداختی گزینه طبیعیتری نسبت به بیت کوین هستند.
این البته به معنای شکست بیت کوین نیست. بیت کوین میتواند نقش متفاوتی داشته باشد؛ از دارایی ذخیره ارزش گرفته تا یک شبکه پرداخت مستقل و بدون نیاز به مجوز مرکزی. مسئله این است که نباید موفقیت هر بخش از کریپتو را با یک معیار بسنجیم.
کریپتو کجا برنده شد و کجا شکست خورد؟
اگر تمام این داستان را کنار هم بگذاریم، یک الگوی ساده به چشم میخورد.
هرجا کریپتو توانسته یک مشکل واقعی و مشخص را حل کند، شانس موفقیتش بیشتر بوده است.
انتقال پول بین کشورها؟ بله.
دسترسی به دلار در اقتصادی با محدودیتهای ارزی؟ بله.
انتقال پول در تمام ساعات شبانهروز و بدون تعطیلی سیستم بانکی؟ بله.
حفظ ارزش دارایی در برابر تورم شدید؟ در برخی شرایط، بله.
اما وقتی داستان به اینجا میرسد که:
«این توکن را بخر چون فردا گرانتر میشود.»
یا:
«این میم کوین قرار است ۱۰۰ برابر شود.»
یا:
«این پروژه فقط به خاطر یک روایت جذاب باید رشد کند.»
دیگر با یک ابزار مالی طرف نیستیم؛ با سفتهبازی روی قیمت طرفیم و این دو نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند. دنیایی که ارزش آن عمدتاً از ورود خریدار بعدی میآید و دنیایی که حتی بدون رشد قیمت نیز یک کار مشخص انجام میدهد.
یک تست ساده برای اینکه بفهمیم یک واقعاً کاربرد دارد یا نه
دفعه بعد که کسی یک جدید به شما معرفی کرد، به جای اینکه فقط بپرسید:
«چقدر میتواند رشد کند؟»
یک سوال دیگر بپرسید:
اگر قیمتش دیگر هیچوقت بالا نرود، باز هم کسی به آن نیاز دارد؟
اگر پاسخ مثبت باشد، احتمالاً یک کاربرد واقعی پشت پروژه وجود دارد.
مثلاً اگر یک شبکه بتواند پرداختهای سریعتر و ارزانتری انجام دهد، حتی بدون رشد قیمت توکن هم ممکن است ارزشمند باشد.
اگر یک استیبل کوین بتواند انتقال دلار دیجیتال را سادهتر کند، کاربرد آن به سبز بودن نمودار وابسته نیست.
اما اگر پاسخ این باشد که:
«خب… اگر قیمتش بالا نرود، دیگر هیچکس آن را نمیخواهد»،
احتمالاً ارزش اصلی چیزی که خریدهاید به انتظار افزایش قیمت وابسته است.
این لزوماً به معنای بد بودن سرمایهگذاری نیست؛ اما باید بدانید دقیقاً چه چیزی خریدهاید.
جمعبندی؛ شاید سوال را از اول اشتباه پرسیدهایم
پس آیا کریپتو واقعاً کار کرده است؟
اگر منظورتان این است که آیا هر کسی که وارد بازار شده توانسته پولدار شود، پاسخ روشن است: خیر.
بخش بزرگی از سرمایهگذاران خرد ضرر کردهاند و بسیاری از افرادی که در دورههای هیجانی وارد بازار شدهاند، احتمالاً قیمت بالایی برای رویای ثروتمند شدن سریع پرداختهاند.
اما اگر سوال این باشد که آیا فناوری پشت ارزهای دیجیتال توانسته مشکلی واقعی را حل کند ، پاسخ کاملاً متفاوت است.
استیبل کوینها، پرداختهای برونمرزی و دسترسی دیجیتال به دلار در بخشهایی از جهان به ابزارهای واقعی تبدیل شدهاند. شاید کاربری که در آرژانتین پساندازش را به یک استیبل کوین تبدیل میکند یا فردی که در کشور دیگری در چند دقیقه پول دریافت میکند، هیچوقت روی نمودار یک آلت کوین معامله نکند؛ اما او دقیقاً دارد از چیزی استفاده میکند که فناوری بلاکچین برایش فراهم کرده است.
بنابراین شاید نباید کل صنعت کریپتو را با قیمت بیت کوین یا سود و زیان پرتفوی خودمان قضاوت کنیم. کریپتو یک چیز واحد نیست. یک بخش آن بازار سفتهبازی است؛ جایی که افراد روی قیمت شرط میبندند. بخش دیگری از آن یک زیرساخت مالی است؛ جایی که مهم نیست توکن امروز چند درصد بالا رفته، بلکه مهم این است که آیا توانسته کاری را سریعتر، ارزانتر یا در دسترستر انجام دهد یا نه.
و شاید بهترین سوال برای سنجیدن هر این نباشد که: «آیا قیمتش بالا میرود؟» بلکه این باشد:
اگر قیمتش دیگر هیچوقت بالا نرود، آیا باز هم دلیلی برای استفاده از آن وجود دارد؟
اگر جواب این سوال را پیدا کنید، احتمالاً تازه دارید میفهمید کدام بخش از کریپتو واقعاً ارزشمند است