هوش مصنوعی تنها بهانه‌ای برای سرپوش گذاشتن بر ورشکستگی خاموش شرکت‌های کریپتویی است

۱۳ مرداد ۱۴۰۵
هوش مصنوعی تنها بهانه‌ای برای سرپوش گذاشتن بر ورشکستگی خاموش شرکت‌های کریپتویی است

«هوش مصنوعی دلیل اصلی اخراج‌های ماست.» این جمله این روزها به یک توضیح استاندارد و کلیشه‌ای برای شرکت‌هایی تبدیل شده است که دست به تعدیل نیروی گسترده می‌زنند. به گزارش ، تنها در نیمه اول سال ۲۰۲۶، نزدیک به ۱۴۰ هزار نفر در صنعت فناوری ایالات متحده شغل خود را از دست دادند. آمازون

«هوش مصنوعی دلیل اصلی اخراج‌های ماست.» این جمله این روزها به یک توضیح استاندارد و کلیشه‌ای برای شرکت‌هایی تبدیل شده است که دست به تعدیل نیروی گسترده می‌زنند. به گزارش ، تنها در نیمه اول سال ۲۰۲۶، نزدیک به ۱۴۰ هزار نفر در صنعت فناوری ایالات متحده شغل خود را از دست دادند. آمازون ۹ درصد و متا ۱۰ درصد از نیروی کار خود را اخراج کردند. دلیلی که برای این اقدام ارائه شد تقریباً یکسان بود. هوش مصنوعی در حال دگرگون کردن همه‌چیز است و شرکت‌ها باید خود را چابک‌تر کنند. آمارهای سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که در بیش از ۵۶ درصد از رویدادهای تعدیل نیرو، صراحتاً به هوش مصنوعی، اتوماسیون یا یادگیری ماشین اشاره شده است. با این حال، یک تناقض تلخ وجود دارد؛ نزدیک به ۶۰ درصد از شرکت‌ها اعتراف کرده‌اند که دلیل واقعی این تعدیل‌ها، فشارهای مالی بوده است و آن‌ها صرفاً نام «تعدیل مبتنی بر هوش مصنوعی» را روی آن گذاشته‌اند. ترکش‌های این وضعیت تنها به سیلیکون‌ولی محدود نمانده است. صنعت وب ۳.۰ ، به عنوان نقطه تلاقی فناوری و مالی، ضربه بسیار سختی خورده است. اخبار مربوط به فروپاشی تیم‌ها در صرافی‌های برتر، تجدید ساختار و ریزش نیروها به شدت در پلتفرم‌هایی مانند X و ردیت در حال دست‌به‌دست شدن است. پلتفرم‌های نام‌آشنایی مانند BitMEX تقریباً از کانون توجه جریان اصلی خارج شده‌اند و صرافی‌های کوچکتر نیز در حال تعطیلی یا کوچک‌سازی خطوط کسب‌وکار خود هستند. آنچه در این مطلب می‌خوانید Toggle شمشیر داموکلس: اخراج‌های طوفانی و بی‌رحمانه شهر ممنوعه: فرهنگ کاری سمی و بازی‌های قدرت فروپاشی مدل کسب‌وکار سراب هوش مصنوعی و بن‌بست شغلی نتیجه‌گیری: مقصر واقعی کیست؟ شمشیر داموکلس: اخراج‌های طوفانی و بی‌رحمانه زمانی که کِوین (Kevin) نامه اخراج خود را دریافت کرد، تا آخرین روز کاری تنها سه روز فاصله داشت. او که پیشتر در یک شرکت بزرگ اینترنتی کار می‌کرد، با وعده حقوق‌های نجومی و روایت‌های جذاب وب ۳.۰ به یک صرافی رده‌بالا پیوسته بود. او بعدها متوجه شد که تصمیم برای اخراجش از یک ماه قبل گرفته شده بود. هیچ نشانه‌ای از افت عملکرد وجود نداشت؛ جلسات برگزار می‌شدند و پیام‌ها پاسخ داده می‌شدند، تا اینکه منابع انسانی بدون هیچ توضیح منطقی به سراغش آمد. کِوین می‌گوید: تنها نشانه این بود که از گروه ده‌نفره ما، دو نفر قبل از من رفته بودند. آن زمان همه می‌گفتند “با تیم هماهنگ نبودند” یا “شغل کم‌استرس‌تری پیدا کردند”. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌فهمم که در واقع آن‌ها را تحت فشار گذاشته بودند تا بروند. تجربه ریچارد (Richard) در یک صرافی رمزارزی کوچکتر از این هم عجیب‌تر بود. او یک روز صبح سیستم خود را روشن کرد و متوجه شد دسترسی او قطع شده است. در گروه چت کاری، حدود ۴۰ همکار دیگر نیز در حال پرسیدن سؤال مشابهی بودند: «چرا نمی‌توانم وارد اکانتم شوم؟» چند ساعت بعد، یک ایمیل سرد و بی‌روح به صندوق ورودی شخصی آن‌ها ارسال شد که خبر از پایان همکاری فوری می‌داد. شیائو یو (Xiaoyu)، یکی دیگر از کارمندان سابق یک صرافی، می‌گوید اولین قدم در فرآیند اخراج، غیرفعال کردن دسته‌جمعی اکانت‌های اسلک (Slack) و قطع دسترسی ایمیل‌ها بود. هر بار که می‌دیدیم کسی ناگهان از اسلک ناپدید می‌شود، با عجله به چت‌های خصوصی می‌رفتیم تا شماره تلفن و لینکدین یکدیگر را بگیریم، چون نمی‌دانستیم نفر بعدی کیست. آمار تکان‌دهنده در صرافی‌ها صرافی کوین‌بیس (Coinbase): در ماه می، این صرافی حدود ۷۰۰ کارمند (حدود ۱۴ درصد از نیروی کار) خود را در قالب «تجدید ساختار با اولویت هوش مصنوعی» اخراج کرد. با این حال، گزارش‌ها نشان می‌دهد حدود ۹۰ درصد از کارکنان دفتر هندِ این شرکت اخراج شده‌اند. دلیل اصلی؟ هزینه‌های بالا و اختلاف ساعت زیاد با آمریکا. صرافی بیت‌مارت (BitMart): اخراج بخش‌های کامل از ماه می آغاز شد. اخراج‌های پایان فصل: بسیاری از صرافی‌ها دقیقاً در حوالی ۳۰ ژوئن (پایان سه‌ماهه) نیروهای خود را تعدیل می‌کنند تا صورتحساب سود و زیان ماه جولای برای ارائه به سرمایه‌گذاران جذاب‌تر به نظر برسد. شهر ممنوعه: فرهنگ کاری سمی و بازی‌های قدرت برای کسانی که در موج اخراج‌ها زنده می‌مانند، شرایط لزوماً بهتر نیست. بازماندگان مانند پرندگانِ وحشت‌زده هر روز را با ترس اخراج شدن می‌گذرانند. در بسیاری از صرافی‌ها، مدیریت به جای تمرکز بر محصول، بر کنترل و قدرت تمرکز دارد. ریچارد اشاره می‌کند که جلسات روزانه (Stand-up meetings) که برای افزایش بهره‌وری طراحی شده‌اند، به ابزاری برای فرسایش تبدیل شده بودند؛ تا جایی که روزی دو جلسه برگزار می‌شد اما هیچ‌کس مسیر دقیق توسعه محصول را نمی‌دانست. کِوین این سیستم را به «شهر ممنوعه» تشبیه می‌کند: این فرهنگِ مسموم از بالا به پایین تزریق می‌شود. کسانی که ارتقا می‌یابند، عموماً در سیاست‌بازی مهارت دارند. هیچ‌کس جرأت ریسک کردن ندارد و همه فقط می‌خواهند اشتباه نکنند؛ سیستمی که بیشتر شبیه به یک شرکت دولتیِ ناکارآمد و کند است. در سطوح بالا نیز، جنگ قدرت بین شرکا و مدیران ارشد، کارمندان رده‌پایین را به مهره‌های قربانی تبدیل کرده است. در یکی از موارد، درگیری شرکا بر سر مسائل قانونی باعث انشعاب تیم و تبدیل شدنِ دوستانِ دیروز به رقبای امروز در کمتر از یک ماه شد. فروپاشی مدل کسب‌وکار کِوین معتقد است: کل مدل کسب‌وکار کریپتو در حال فروپاشی است. درآمدهای اصلی صرافی‌ها در گذشته به دو عامل کارمزد معاملات و کارمزد لیست شدن توکن‌ها (Listing Fees) وابسته بود. در بازارهای صعودی، پروژه‌های جدید هجوم می‌آوردند و سرمایه‌گذاران خرد با اشتیاق معامله می‌کردند. اما امروز شرایط تغییر کرده است. صرافی‌ها برای لیست کردن پروژه‌های کوچک، صدها هزار دلار هزینه دریافت می‌کنند، در حالی که ارزش بازار آن پروژه ممکن است تنها چند ده میلیون دلار باشد. این هزینه‌های سرسام‌آور اکوسیستم را از بین برده است. از سوی دیگر، رشد پلتفرم‌های مشتقات آنچین (On-chain Derivatives) مانند هایپرلیکویید (Hyperliquid)، صرافی‌های متمرکز (CEX) را در موقعیت انفعالی قرار داده است. سودآورترین بخش معاملاتِ صرافی‌های متمرکز، دیگر در انحصار آن‌ها نیست. تأثیر بازار و خروج نقدینگی: رویداد ۱۰ اکتبر: این روز به عنوان یک رویداد لیکویید شدنِ گسترده در صنعت شناخته می‌شود که تمام پوزیشن‌های با اهرمِ بیش از ۲ را بست و سرمایه‌گذاران خرد را به شدت نقره‌داغ کرد. سرمایه‌گذاران خطرپذیر (VCs): میزان سرمایه‌گذاری VCها در این چرخه حدود ۸۰ درصد کاهش یافته است. بازارسازها (Market Makers): استراتژی‌های آربیتراژ و خنثی (Neutral Strategies) به شدت آسیب دیده‌اند و سود کلی برخی از نهادهای بازارساز تا ۳۰ درصدِ دوران اوج کاهش یافته است. سراب هوش مصنوعی و بن‌بست شغلی کسانی که از صرافی‌های وب ۳.۰ اخراج می‌شوند، با یک بحران جدید، یعنی دیدگاه منفی صنایع دیگر به رزومه آن‌ها روبرو هستند. بسیاری از متخصصان کریپتو به دلیل شباهت‌های ساختاری در جذب کاربر و مدل‌های رشد، به سمت شرکت‌های هوش مصنوعی هجوم آورده‌اند. اما انتقال به سیستم‌های امور مالی سنتی (TradFi) تقریباً غیرممکن شده است. بسیاری از متخصصان منابع انسانی در نهادهای مالی سنتی، رزومه‌های دارای سابقه وب ۳.۰ را مستقیماً رد می‌کنند. در نگاه آن‌ها، صنعت کریپتو مانند یک تله سوسک (Roach Motel) است؛ نمادی از مناطق خاکستری نظارتی، فرهنگ سفته‌بازی و عملکردهای غیرقابل‌تأیید. حتی استارتاپ‌های زیرساختی هوش مصنوعی نیز به معیارهای رشد وب ۳.۰ با دیده شک و تردید نگاه می‌کنند و آن را مبتنی بر سفته‌بازی می‌دانند تا موانع واقعیِ تکنولوژیک. نتیجه‌گیری: مقصر واقعی کیست؟ رقابت در بازار امروز وب ۳.۰ با زمستان کریپتوی ۲۰۲۲ تفاوت بنیادین دارد. در سال ۲۰۲۲، هنوز سرمایه‌گذاران خرد در بازار حضور داشتند؛ اما امروز، پول سرمایه‌گذاران خردِ آمریکایی به جای بازگشت به کریپتو، به سمت سهام هوش مصنوعی و بازارهای پیش‌بینی (مانند Polymarket و Kalshi) سرازیر شده است. در میان این بازارِ در حال انقباض، صرافی‌ها هنوز به جنگ‌های فرسایشی ادامه می‌دهند. تبدیل «جذب نیروهای کلیدی رقیب با حقوق‌های بالا و سپس اخراج آن‌ها پس از چند ماه» به یک شاخص عملکردی (KPI) برای منابع انسانی، نشان‌دهنده عمق این فاجعه است؛ این رفتار یادآور جنگ یارانه‌ای و مخربِ غول‌های اینترنتی چینی در سال‌های گذشته است. دریافت هزینه‌های نجومی برای لیست کردن توکن‌های بی‌کیفیت، سیستم‌های ارزیابی غیرشفاف، فرهنگ سازمانی سمی و تمرکز بر زمین زدن رقبا به جای نوآوری؛ اگر زمستان امروزِ صنعت وب ۳.۰ جبرِ چرخه‌های اقتصاد کلان نیست، پس مقصر واقعی این افول چه کسی است؟ قطعاً همه تقصیرها به گردن «هوش مصنوعی» نیست
هوش مصنوعی تنها بهانه‌ای برای سرپوش گذاشتن بر ورشکستگی خاموش شرکت‌های کریپتویی است | اخبار تریدیار | تریدیار