بریکس از یک پیمان چهار و بعداً پنجکشوری (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) به یک بلوک یازدهعضوی تبدیل شده که از ژانویه 2024 مصر، اتیوپی، ایران و امارات متحده عربی را هم در بر میگیرد. این بلوک امروز حدود 3.5 میلیارد نفر، یعنی نزدیک به 45 درصد جمعیت جهان (8 میلیارد نفر)، و بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) چیزی حدود 34 تا 35 درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را در خود جای داده است. برای تریدری که فقط نمودار قیمت بیتکوین را دنبال میکند، این اعداد شاید انتزاعی به نظر برسد؛ اما هر بار که یک نشست بریکس با عنوان «دلاریزدایی» یا «پول مشترک» در اخبار منتشر میشود، بازار آلتکوینهای حاشیهای و حتی گاهی بیتکوین واکنش کوتاهمدت نشان میدهد. در این مقاله با نگاهی فنی و دادهمحور بررسی میکنیم که سیاست واقعی اعضای بریکس در قبال ارز دیجیتال چیست، چرا این کشورها اساساً استراتژی یکسانی ندارند، و این موضوع چه معنایی برای تحلیل بنیادی یک تریدر دارد.
بریکس چیست و چرا برای بازار ارزهای دیجیتال اهمیت دارد
بریکس در سال 2009 با ابتکار برزیل، روسیه، هند و چین شکل گرفت و یک سال بعد آفریقای جنوبی به آن پیوست. هدف اولیه، ایجاد یک وزنه موازی برای نهادهای چندجانبهای بود که غرب در آنها نفوذ بیشتری دارد، مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی. در نشست ژوهانسبورگ 2023 تصمیم به گسترش گرفته شد و مصر، اتیوپی، ایران و امارات بهصورت رسمی پیوستند؛ عربستان سعودی دعوت شد اما تا امروز عضویت نهایی خود را تثبیت نکرده و آرژانتین پس از روی کار آمدن خاویر میله از پیوستن انصراف داد.
اهمیت این بلوک برای بازار کریپتو از دو مسیر وارد میشود. مسیر اول، وزن اقتصادی و انرژی این کشورهاست: روسیه و ایران از بزرگترین صادرکنندگان انرژی جهاناند و چین و قزاقستان (شریک نزدیک بریکس) میزبان بخش قابلتوجهی از ماینینگ بیتکوین بودهاند. مسیر دوم، فشار تحریمی است؛ کشورهایی که از نظام مالی مبتنی بر دلار و سوئیفت کنار گذاشته شده یا احساس خطر میکنند، بهطور طبیعی به دنبال مسیرهای جایگزین پرداخت میگردند و داراییهای دیجیتال یکی از این مسیرها است، حتی اگر در سیاست رسمی آنها جایی نداشته باشد.
دلاریزدایی؛ محرک اصلی پیوند بریکس با کریپتو
حدود 40 درصد پیامهای تسویه سوئیفت و بیش از نیمی از فاکتورهای تجارت جهانی هنوز بر پایه دلار آمریکا صادر میشوند، حتی در معاملاتی که هیچ طرف آمریکایی در آن حضور ندارد. این وابستگی، بهخصوص پس از قطع شدن چند بانک روسی از سوئیفت در سال 2022 و مسدود شدن حدود 300 میلیارد دلار از ذخایر ارزی روسیه، به دغدغه امنیت ملی برای اعضای بریکس تبدیل شده است.
نکته فنی مهمی که تریدر متوسط باید بداند این است: «دلاریزدایی با کمک کریپتو» یک پارادوکس در خود دارد. بیش از 95 درصد حجم استیبلکوینهای در گردش (عمدتاً تتر و USDC) همچنان به دلار آمریکا پگ شدهاند. یعنی وقتی یک تاجر روسی یا ایرانی برای دور زدن سوئیفت از تتر استفاده میکند، او در واقع از ریل پرداخت دلار فاصله میگیرد، نه از خود دلار بهعنوان واحد ارزش. این تمایز بین «گریز از زیرساخت» و «گریز از ارز مرجع» کلید فهم درست اخبار دلاریزدایی است و باید در تحلیل بنیادی مدنظر قرار گیرد.
نگاه متفاوت اعضای بریکس به ارز دیجیتال
برخلاف تصویر رایج در شبکههای اجتماعی، بریکس یک «موضع واحد» درباره کریپتو ندارد؛ هر عضو بر اساس منافع داخلی خود عمل میکند:
- چین: از سال 2021 معاملات و استخراج رمزارز را بهطور کامل ممنوع کرده، اما بر اساس برآوردهای Cambridge Centre for Alternative Finance، بخشی از ماینینگ زیرزمینی (غیرقانونی) همچنان ادامه دارد و فعالیت صرافیهای چینی از طریق هنگکنگ به شکل دیگری برقرار است.
- روسیه: در سال 2024 قانونی برای «رژیم حقوقی تجربی» تصویب کرد که استفاده از رمزارز را صرفاً برای تسویه تجارت فرامرزی مجاز میکند، در حالی که معاملات داخلی همچنان محدود است. ماینینگ صنعتی هم بهطور رسمی قانونی شده است.
- هند: مالیات 30 درصدی بر سود کریپتو بهعلاوه 1 درصد مالیات مقطوع (TDS) روی هر تراکنش وضع کرده که عملاً معاملات پرتکرار را غیرمقرونبهصرفه میکند؛ با این حال هند سالهاست رتبه اول یا دوم شاخص پذیرش جهانی کریپتو Chainalysis را در اختیار دارد.
- برزیل: رویکرد بازتری دارد؛ صندوقهای قابلمعامله بیتکوین و اتریوم را تایید کرده و بانک مرکزی آن در حال پایلوت ریال دیجیتال (Drex) است.
- آفریقای جنوبی: از سال 2022 دارایی دیجیتال را رسماً «محصول مالی» تعریف کرده و صرافیها را مکلف به اخذ مجوز از نهاد ناظر FSCA کرده است.
- امارات متحده عربی: دبی با نهاد VARA و ابوظبی با ADGM، شاید دوستانهترین محیط نظارتی منطقه را برای صرافیها و شرکتهای کریپتو فراهم کردهاند و میزبان دفاتر منطقهای بایننس و اوکیاکس هستند.
- ایران: استخراج رمزارز را تحت مجوز و سهمیه انرژی خاص به رسمیت شناخته تا بخشی از درآمد ارزی از دسترفته به دلیل تحریم نفتی را جایگزین کند، اما معاملات داخلی با محدودیتهای بانک مرکزی همراه است.
- اتیوپی: پس از ممنوعیت چین، میزبان بخشی از فارمهای ماینینگ منتقلشده از چین شده و از برق ارزان سد بزرگ رنسانس برای این منظور استفاده میکند.
این فهرست نشان میدهد صحبت از «سیاست کریپتویی بریکس» بهعنوان یک بلوک یکپارچه، از نظر فنی نادرست است؛ طیفی از ممنوعیت کامل تا پذیرش نهادی را در بر میگیرد.
ایده پول مشترک بریکس، BRICS Pay و رمزارزهای حاکمیتی
عنوانهایی مثل «بریکس کوین» یا «ارز دیجیتال مشترک بریکس» در فضای فارسیزبان بسیار پرتکرار اما گمراهکنندهاند. چیزی که واقعاً در دست اجراست BRICS Pay نام دارد: یک لایه پیامرسانی مبتنی بر کد QR برای اتصال سیستمهای پرداخت ملی مثل Mir روسیه، CIPS چین و UPI هند به یکدیگر، بدون نیاز به یک بلاکچین عمومی یا توکن قابلمعامله. موضوع دیگری که گاه با آن اشتباه گرفته میشود، پروژه mBridge است؛ یک پل چندجانبه CBDC با حمایت اولیه بانک تسویه بینالمللی (BIS) که چین، تایلند، امارات و عربستان در آن مشارکت دارند، هرچند BIS در سال 2024 رسماً از این پروژه کنار کشید.
در سطح رمزارز حاکمیتی (CBDC) هر عضو مسیر جداگانهای دارد: یوآن دیجیتال چین (e-CNY) تا پایان 2023 بیش از 250 میلیارد دلار حجم تراکنش انباشته گزارش کرده، روبل دیجیتال روسیه از 2023 در فاز پایلوت بانکی قرار دارد، روپیه دیجیتال هند از 2022 توسط بانک مرکزی آزمایش میشود و Drex برزیل برای عرضه گستردهتر در 2025 برنامهریزی شده است. نکتهای که باید روشن باشد: CBDC از نظر معماری دقیقاً نقطه مقابل فلسفه داراییهای غیرمتمرکز مثل بیتکوین است؛ یک دفترکل متمرکز و قابلردیابی توسط بانک مرکزی، نه شبکهای بدون مجوز. تا امروز هیچ سند رسمی از بریکس درباره عرضه یک «کوین» قابلمعامله در صرافیها منتشر نشده؛ هرچه در این زمینه در شبکههای اجتماعی دیده میشود، معمولاً توکنهای کلاهبردارانه با نامگذاری فرصتطلبانه است.
تحریمها، انرژی و کریپتو؛ مطالعه موردی روسیه و ایران
جایی که کریپتو واقعاً وارد استراتژی ملی اعضای تحریمشده بریکس میشود، حوزه انرژی و تجارت فرامرزی است، نه خردهفروشی. روسیه در سال 2025 استیبلکوینی به نام A7A5 با پشتوانه روبل معرفی کرد که گفته میشود توسط بانکهای تحریمشده برای تسویه تجارت با شرکای آسیایی استفاده میشود؛ چنین داراییهایی برای تریدر عادی ریسک نقدشوندگی و ریسک طرف مقابل بالایی دارند و توصیه نمیشود با آنها معامله شود.
در مورد ایران، رابطه بین برق یارانهای و ماینینگ قابل محاسبه است. یک دستگاه ماینر مدرن مانند Antminer S21 با مصرف تقریبی 3.5 کیلووات و هشریت 200 تراهش بر ثانیه را در نظر بگیرید. اگر هشریت کل شبکه بیتکوین را حدود 600 اگزاهش بر ثانیه (600,000,000 تراهش) فرض کنیم، سهم این دستگاه از شبکه برابر است با 200 ÷ 600,000,000 ≈ 0.000000333. با 144 بلاک در روز و پاداش 3.125 بیتکوین برای هر بلاک (پس از هاوینگ 2024)، کل پاداش روزانه شبکه 450 بیتکوین است؛ سهم این یک دستگاه تقریباً 450 × 0.000000333 ≈ 0.00015 بیتکوین در روز میشود که با قیمت فرضی 60 هزار دلار برابر با حدود 9 دلار درآمد ناخالص روزانه است. اگر هزینه برق صنعتی آزاد را 0.03 دلار بر کیلوواتساعت بگیریم، مصرف روزانه 3.5 × 24 = 84 کیلوواتساعت و هزینه برق 2.52 دلار میشود، یعنی سود ناخالص نزدیک به 6.5 دلار در روز برای هر دستگاه. حالا اگر همین محاسبه را با نرخ برق یارانهای که در برخی طرحهای صنعتی ایران به کسری از این عدد میرسد تکرار کنیم، حاشیه سود چند برابر میشود؛ همین اختلاف است که باعث میشود ماینینگ، حتی زیر سایه محدودیتهای فصلی شبکه برق، برای برخی بازیگران در ایران و روسیه اقتصادی بماند.
تحلیل دادهای: سهم بریکس از هشریت و حجم معاملات جهانی
پیش از ممنوعیت چین در میانه 2021، این کشور بر اساس شاخص CBECI دانشگاه کمبریج حدود 75 درصد هشریت جهانی بیتکوین را در اختیار داشت. پس از ممنوعیت، هشریت جهانی در یک بازه چند هفتهای از حدود 180 اگزاهش به حدود 84 اگزاهش سقوط کرد؛ یعنی افتی نزدیک به 53 درصد. در سالهای بعد آمریکا با نزدیک به 37 تا 38 درصد به رتبه اول رسید، قزاقستان با حدود 13 تا 18 درصد (در دورههای مختلف) و روسیه با رشد از حدود 4.7 درصد به سهمی رو به افزایش در رتبههای بعدی قرار گرفتند؛ تخمینهای سال 2022 کمبریج هم نشان داد ماینینگ غیررسمی باقیمانده در چین احتمالاً نزدیک به 21 درصد هشریت جهانی را همچنان تامین میکند. اگر این سه رقم (چین زیرزمینی، روسیه، و سهم نوظهور اتیوپی) را جمع بزنیم، به برآورد تقریبی 25 تا 30 درصد هشریت جهانی مرتبط با اعضای بریکس میرسیم؛ رقمی که باید صرفاً بهعنوان تخمین مرتبهبزرگی در نظر گرفته شود، نه آماری دقیق و رسمی.
در سمت تقاضا، گزارشهای شاخص پذیرش جهانی Chainalysis طی چند سال متوالی هند را در رتبه نخست یا نزدیک به آن قرار دادهاند و روسیه و برزیل هم معمولاً در نیمه بالایی فهرست 20 کشور برتر دیده میشوند. این الگو نشان میدهد تقاضای واقعی خردهفروشی کریپتو در بریکس بیشتر از نرخ تورم بالا، محدودیت دسترسی به دلار نقد، و جمعیت جوان فناوریمحور ناشی میشود تا از یک استراتژی هماهنگ بلوکمحور.
فرصتها و ریسکهای معاملاتی برای تریدرهای ایرانی
برای یک تریدر، نتیجه عملی این تحلیل در دو نکته خلاصه میشود. اول، نوسان کوتاهمدت مرتبط با تیتر خبری «دلاریزدایی بریکس» معمولاً هیجانی و زودگذر است و همبستگی پایداری با روند میانمدت بیتکوین یا شاخص دلار (DXY) ندارد؛ معامله کردن صرفاً بر اساس یک تیتر خبری، بدون تایید در نمودار قیمت، ریسک بالایی دارد. برای رصد این نوع نوسانها و تایید گرفتن از داده واقعی بازار، نگاهی به سیگنالهای بازار تریدیار میتواند مفید باشد.
دوم، هر بار که خبر «ارز دیجیتال بریکس» منتشر میشود، معمولاً موج توکنهای کوچک و ناشناخته با نامهایی شبیه «BRICS Coin» در صرافیهای کمنظارت ظاهر میشوند. همانطور که در بخش قبل گفته شد، هیچ سند رسمی از عرضه چنین دارایی توسط بلوک بریکس وجود ندارد؛ این توکنها معمولاً پروژههای سرمایهگذاری با نقدشوندگی پایین و ریسک بسیار بالا هستند. برای درک عمیقتر تفاوت بین CBDC، استیبلکوین و رمزارزهای غیرمتمرکز، و نحوه تحلیل بنیادی این نوع اخبار، مطالعه مطالب آکادمی تریدیار پیشنهاد میشود. همچنین برای پیگیری تحلیلهای بهروزتر درباره سیاستگذاری کشورها و تاثیر آن بر بازار، بلاگ تریدیار منبع مناسبی است.
ریسک دیگری که باید در نظر گرفت، داراییهای مرتبط با تسویه تحریمی مثل استیبلکوینهای پشتیبانیشده توسط بانکهای تحریمشده است؛ این داراییها میتوانند بدون هشدار قبلی از صرافیهای بینالمللی حذف شوند یا نقدشوندگی خود را بهطور ناگهانی از دست بدهند.
نتیجهگیری
بریکس یک بلوک اقتصادی بزرگ و در حال گسترش است، اما درباره ارز دیجیتال هیچ استراتژی یکپارچهای ندارد؛ از ممنوعیت کامل چین تا پذیرش نهادی امارات، طیف کامل رویکردهای ممکن در این بلوک دیده میشود. آنچه واقعاً در حال پیشرفت است، پروژههای زیرساخت پرداخت (BRICS Pay) و رمزارزهای حاکمیتی متمرکز (CBDC) است، نه یک «کوین مشترک» قابل خرید در صرافی. محرک واقعی ورود روسیه و ایران به حوزه کریپتو هم بیشتر ریشه در فشار تحریمی و مدیریت انرژی دارد تا یک تصمیم ایدئولوژیک ضد دلار. برای تریدری که میخواهد از این روایتها در تحلیل خود استفاده کند، توصیه اصلی پرهیز از معامله صرفاً بر اساس تیتر خبری، تمرکز بر دادههای قابلراستیآزمایی مثل تغییرات هشریت و حجم معاملات واقعی، و احتیاط جدی در برابر توکنهای فرصتطلب با برندسازی «بریکس» است.