چرا هوش مصنوعی اکنون در کوتاه‌مدت تهدیدی فوری‌تر از کامپیوترهای کوانتومی برای بیت‌کوین است؟

August 8, 2026

بزرگ‌ترین مشکل امنیتی کوتاه‌مدت بیت‌کوین ممکن است پیشرفتی در زمینه شکستن رمزنگاریِ آن نباشد، بلکه نرم‌افزارها و سخت‌افزارهایی باشند که در حال حاضر میان یک کلید خصوصی و صاحب آن قرار دارند. همزمان با مهارت یافتنِ هوش مصنوعی در پیدا کردن شکاف‌های موجود در این لایه‌های نگهداری (Custody Stack)، حتی ذخیره‌سازی سرد نیز نیازمند بررسی

بزرگ‌ترین مشکل امنیتی کوتاه‌مدت بیت‌کوین ممکن است پیشرفتی در زمینه شکستن رمزنگاریِ آن نباشد، بلکه نرم‌افزارها و سخت‌افزارهایی باشند که در حال حاضر میان یک کلید خصوصی و صاحب آن قرار دارند. همزمان با مهارت یافتنِ هوش مصنوعی در پیدا کردن شکاف‌های موجود در این لایه‌های نگهداری (Custody Stack)، حتی ذخیره‌سازی سرد نیز نیازمند بررسی و موشکافیِ دقیق‌تری است. ذخیره‌سازی سردِ بیت‌کوین تنها یکی از درهای نفوذ را می‌بندد؛ بقیه بخش‌های مربوط به نگهداری بیت‌کوین همچنان درگیر کدها، تراشه‌ها و انتخاب‌های انسانی هستند. کلید خصوصی خارج از یک دستگاهِ متصل به اینترنت نگهداری می‌شود، اما تجهیزات و ماشین‌آلاتِ اطراف آن همچنان در جریان کار دخیل هستند. شرکت کوین‌کایت (Coinkite) این موضوع را در گزارش فنیِ خود در ۳۰ جولای ۲۰۲۶ به وضوح نشان داد. یک تغییر در ساختارِ یکپارچه‌سازی در سال ۲۰۲۱ باعث شد که تولیدِ کلماتِ بازیابی (Seed)، به جای مسیرِ سخت‌افزاری و ایمنِ در نظر گرفته شده برای تولید اعداد تصادفی، به مسیر نرم‌افزاری جایگزینی از طریق مایکروپایتون (MicroPython) هدایت شود. البته، مدل‌های تحت تاثیر قرار گرفته همچنان مقداری از آنتروپی قطعه امن (Secure-element) را ترکیب می‌کردند. کوین‌کایت برآوردهای عددیِ خود از این رویداد را اولیه نامید. در این میان بیت‌کوین همانطور که طراحی شده بود به کار خود ادامه داد؛ این در واقع «کارخانه‌ تولید کلید» بود که دچار لغزش شد. میان‌افزارهای جدید از تولیداتِ آینده محافظت می‌کنند. با این حال، سیدهایی که تحت نرم‌افزارِ آسیب‌دیده ساخته شده‌اند، تاریخچه نقص خود را به همراه دارند. کوین‌کایت به کاربران اطلاع داده است که این سیدها را جایگزین کرده و وجوه را انتقال دهند، مگر در مواردی که شرایط اولیه «آنتروپیِ مستقلِ تاس» اعمال شده باشد. کوین‌کایت همچنین نقش هوش مصنوعی را به عنوان یک مسیر احتمالی برای کشف این آسیب‌پذیری‌ها مطرح کرد. این شرکت ایده مذکور را تنها در حد یک «فرض» می‌داند و خاطرنشان می‌کند که سیستمِ بررسیِ مبتنی بر هوش مصنوعیِ خودشان نیز نتوانسته بود این باگ را شناسایی کند. با این حال، ایجنت‌های هوشمندتر (Smarter Agents)، ریسک گسترده‌تری را در سراسر پشته‌ی نگهداری ایجاد می‌کنند و مسیرهای کد، سیستم‌های بیلد و دستگاه‌ها، شکاف‌هایی ایده‌آل برای جستجو و نفوذ در اختیار این مدل‌ها می‌گذارند. آنچه در این مطلب می‌خوانید Toggle ذخیره‌سازی سرد، وارثِ یک زنجیره تامین است یک امضای معتبر می‌تواند حامل یک راز باشد هوش مصنوعی در حال یادگیری برای شکار شکاف‌هاست ذخیره‌سازی سرد، وارثِ یک زنجیره تامین است پیش از آنکه یک عبارت بازیابی (Seed Phrase) تبدیل به کلمات شود، در واقع فقط «آنتروپی» است. استاندارد BIP-39 با آنتروپی تولید شده توسط کامپیوتر آغاز می‌شود، یک چک‌سام قطع (Deterministic checksum) به آن اضافه کرده و نتیجه را در قالب کلمات ارائه می‌دهد. چک‌سام می‌تواند برخی از عبارت‌های نامعتبر را مسدود کند؛ اما ماهیتِ تصادفی‌بودنِ کلمات، همچنان از آنتروپیِ اولیه سرچشمه می‌گیرد. یک شروعِ ضعیف، در تمامی کلماتِ سید شما طنین‌انداز خواهد شد. فرآیندهای ساخت تکرارپذیر (Reproducible-build) پاسخ می‌دهند که آیا یک فایل باینریِ توزیع شده، با کد منبعِ منتشر شده (پس از بررسی امضاها و هدرها) مطابقت دارد یا خیر. با این وجود، صحتِ کد منبع در سطحی عمیق‌تر جریان دارد. باگ افشا شده کولدکارد دقیقا در همین سطح قرار داشت و آماده بود تا با وفاداریِ کامل در نسخه‌های نرم‌افزاری ظاهر شود. یک کیف پول می‌تواند حتی پیش از امضای تراکنش، دستور مخربی دریافت کند. در ۱۴ دسامبر ۲۰۲۳، انتشارِ نسخه‌های مخربی از کتابخانه Connect Kit شرکت لجر (Ledger)، کاربران را به امضای تراکنش‌هایی ترغیب کرد که وجوه آن‌ها را تخلیه می‌کرد. لجر گزارش داد که زیرساخت، مخازن کد و برنامه‌های غیرمتمرکز یکپارچه آن دست‌نخورده باقی مانده‌اند؛ با این وجود، این نرم‌افزارِ مخرب قبل از اینکه کیف پول سخت‌افزاری دست به امضا ببرد، توانسته بود به مرحله تاییدِ کاربر برسد. اعتمادِ شما به سیستم از شش لایه عبور می‌کند: تولید سید: اجرای آنتروپی باید دقیقاً طبق هدف تعیین شده عمل کند (مشکلی که در کولدکارد دیده شد). میان‌افزار و بیلدها: کد منبع منتشر شده، خروجی بیلد و منطق امنیتیِ آن‌ها باید کاملا سالم باشند. ساختار تراکنش: نرم‌افزارِ پیرامونی باید تراکنشی را به نمایش بگذارد که کاربر واقعا قصد تایید آن را دارد (مشابه نفوذ کانکت‌کیت لجر). امضا: فرآیند امضا باید خروجی تولید کند که هم معتبر و هم صادقانه باشد (مثل حملاتی که در Dark Skippy دیدیم). سخت‌افزار: محافظت‌های تعبیه‌شده در تراشه و منطقِ وضعیت در میان‌افزار باید به درستی با هم کار کنند (مانند نفوذ Ledger Donjon به سیستم‌های تنجِم). بازیابی: ارائه‌دهندگان پشتیبان، بررسی‌های هویتی و روند بازگردانی اطلاعات باید بدون نقص و طبق طراحی انجام شوند. فضای ذخیره‌سازی سرد در واقع معماری‌ای است که از همین مرزها مونتاژ شده است. یک امضای معتبر می‌تواند حامل یک راز باشد یک Air gap یا دستگاه‌های ایزوله از شبکه، درِ ورودِ شبکه به دستگاه را می‌بندد. اما تراکنشِ امضا شده همچنان باید از دستگاه خارج شود و همین امر یک دریچه پستی ایجاد می‌کند که میان‌افزارهای مخرب می‌توانند از آن سوءاستفاده کنند. محققان پروژه Dark Skippy روشی را به نمایش گذاشتند که می‌تواند اطلاعات کلیدیِ سید را در داخل دو امضای معتبر از تراکنش‌های بیت‌کوین رمزگذاری کند. این امضاها در مسیر عادیِ تراکنش حرکت کرده و شبکه بیت‌کوین آن‌ها را به عنوان یک تراکنشِ معتبر می‌پذیرد، در حالی که اطلاعات سید شما به طور پنهانی داخل آن سوار شده است. محققان هشدار دادند که کشفِ این نوع سوءاستفادهِ پنهان می‌تواند بسیار دشوار باشد. یک پروژه مرتبطِ دیگر، کیف پولی آلوده به بک‌دور (Backdoor) را روی شبکه آزمایشی بیت‌کوین ساخت که اطلاعات یک سید ۲۵۶ بیتی را تنها در قالب ۱۰ امضای معتبر ECDSA به بیرون نشت داد. هر دو آزمایش نشان‌دهنده یک خطر مشترک هستند: یک تراکنش می‌تواند تمامی قوانین بیت‌کوین را رعایت کند، در حالی که دستگاهِ ایجادکننده تراکنش، دقیقاً بر علیه مالکِ خود در حال فعالیت است. این ریسک حتی در لایه‌های پایین‌تر از سیستمِ امضا نیز دیده می‌شود. در جولای ۲۰۲۶، محققانِ Ledger Donjon با استفاده از تجهیزاتِ ۲۵۰ هزار دلاری و تخصص آزمایشگاهیِ بالا، توانستند از طریق تزریق خطای لیزری (Laser fault injection)، مرزهای یک قطعه امنیتی در میان‌افزار کیف پول تنجِم (Tangem) را دور بزنند. این کار نشان داد که صدور گواهینامه امنیتی برای تراشه و منطقِ خود میان‌افزار، هر دو از یک مرز محافظت می‌کنند؛ و قدرت در یک لایه، لزوما خطاهای لایه دیگر را پنهان نمی‌کند. هوش مصنوعی در حال یادگیری برای شکار شکاف‌هاست پشته‌ی حضانتِ کریپتوکارنسی (Custody stack)، درزها و شکاف‌های متعددی را در اختیار سیستم‌های هوش مصنوعیِ پیشرفته قرار می‌دهد تا پیرامونِ یک کلید بیت‌کوین، دست به کاوش بزنند. در جولای ۲۰۲۶، شرکت OpenAI فاش کرد که مدل‌هایی با محدودیت‌های سایبریِ کاهش‌یافته، توانسته‌اند با اجرایِ یک بنچمارک داخلی که برای آزمایش نفوذ ساخته شده بود، آسیب‌پذیری‌هایی را در محیط تحقیقاتیِ این شرکت و زیرساختِ شرکت Hugging Face پیدا کرده و زنجیره‌ای از نفوذها را رقم بزنند. اندکی پیش از آن نیز، پژوهشی در حوزه رمزارز نشان داد که یک تیم از ایجنت‌های هوش مصنوعی (همراه با نظارت انسانی) به نام Cerberus، توانسته یافته‌های امنیتیِ مهمی در بخش پیاده‌سازیِ نرم‌افزارهای کیف پول و پرداخت تولید کند. آسیب‌پذیری‌های روز صفرِ (Zero-days) مشخصی که ممکن است در آینده رخ دهند، غیرقابل پیش‌بینی باقی می‌مانند. با این حال، شواهد فعلی به وضوح به یک «تغییر سرعت» در روند هک و نفوذ اشاره دارند. تست‌های نفوذ قوی‌تر با کمک هوش مصنوعی ممکن است نقص‌ها را بسیار زودتر پیدا کنند و ضعف‌های سیستم‌های گوناگون را (از مرحله تولید سید تا فرآیند بازیابیِ آن) به هم متصل سازند. ذخیره‌سازی سرد، میزانِ در معرضِ خطر قرار گرفتن را کاهش می‌دهد. قدرت آن ناشی از این است که بدانیم اعتماد در کدام بخش‌ها متمرکز شده و داشتنِ یک راه خروجِ ایمن هنگام شکستِ یکی از این لایه‌ها کجاست. هوش مصنوعی شاید زمانِ میان وقوع یک اشتباهِ کدنویسی و کشف آن را به حداقل برساند؛ در این نبرد، فشارِ اصلی بر روی ماشین‌آلات و نرم‌افزارهایِ نگهداری (Custody) ساخته‌شده به دست انسان وارد می‌شود، در حالی که هسته رمزنگاری خود شبکه بیت‌کوین کاملاً دست‌نخورده و ایمن باقی می‌ماند
چرا هوش مصنوعی اکنون در کوتاه‌مدت تهدیدی فوری‌تر از کامپیوترهای کوانتومی برای بیت‌کوین است؟ | TradeyAR News | TradeyAR