تصور کنید 10 سال از امروز گذشته است. صبح از خواب بیدار میشوید، گوشیتان را برمیدارید و طبق عادت میخواهید موجودی حساب بانکیتان را ببینید. اما دیگر خبری از آن عدد آشنایی نیست که همیشه نشان میداد چقدر پول دارید.
نه، ورشکست نشدهاید! ماجرا این است که پول دیگر مثل گذشته در یک حساب بانکی نمیماند تا هر وقت خواستید آن را خرج کنید. بخشی از دارایی شما در حال کسب درآمد است، بخشی دیگر بهصورت خودکار برای پرداخت هزینهها استفاده میشود و شاید حتی وقتی خواب هستید، نرمافزارهایی به نمایندگی از شما در حال خرید، فروش یا انجام تراکنشهای مالی باشند.
شاید این تصویر کمی شبیه فیلمهای علمیتخیلی به نظر برسد، اما بخشهایی از آن همین حالا هم در حال شکلگیری است. از استیبلکوینهایی که در چند ثانیه پول را جابهجا میکنند تا داراییهایی که میتوان آنها را به واحدهای کوچکتر تقسیم کرد و ایجنتهای هوش مصنوعی که توانایی پرداخت دارند، همهچیز دارد تغییر میکند. اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است در 10 سال آینده نهتنها شکل پول، بلکه تعریف ما از ثروت هم عوض شود.
در این مقاله جالب که برگرفته از مطلبی در وبسایت مدیوم است، قصد داریم تا اتفاقات امروز را کمی جلوتر ببریم تا ببینیم پول و ثروت در یک دهه آینده ممکن است چه سرنوشتی پیدا کنند.
تغییر اول: زیرساختهای انتقال پول: وقتی پول دیگر پشت درهای بانک منتظر نمیماند
تا حالا شده بخواهید برای کسی در کشور دیگری پول بفرستید و مجبور شوید چند روز منتظر بمانید؟ یا انتقال وجهی که قرار بوده همان روز انجام شود، بهدلیل تعطیلی بانکها عقب بیفتد؟
این اتفاقها برای ما عادی شدهاند؛ چون سالهاست پول از مسیرهایی جابهجا میشود که بر اساس ساعت کاری بانکها، قوانین کشورها و حضور واسطههای مختلف طراحی شدهاند.
اما حالا زیرساخت دیگری به نام استیبلکوینها در حال رقابت با این سیستم است. استیبلکوینها داراییهای دیجیتالی هستند که ارزش آنها معمولاً به یک ارز سنتی مثل دلار آمریکا وابسته است و قیمتشان در حوالی 1 دلار، چند سنت بالا یا پایینتر نوسان میکند. این داراییها روی شبکههای بلاکچینی جابهجا میشوند و میتوانند بدون نیاز به انتظار برای باز شدن بانکها، در هر ساعت از شبانهروز انتقال پیدا کنند.
طبق آخرین آمار، حجم تسویه تراکنشهای استیبلکوینی در فوریه 2026 به 7.2 تریلیون دلار رسیده است؛ عددی که از حجم تراکنشهای سامانه ACH آمریکا، یکی از زیرساختهای اصلی انتقال پول در این کشور، بیشتر بوده است.
البته یک نکته مهم وجود دارد: این رقم به معنای آن نیست که مردم در یک ماه بیش از 7 تریلیون دلار با استیبلکوینها خرید کردهاند. بخش قابلتوجهی از این حجم به معاملات بازار و فعالیت رباتهای معاملاتی مربوط میشود. بااینحال، همین آمار نشان میدهد که زیرساختهای مبتنی بر بلاکچین دیگر صرفاً یک فناوری آزمایشی نیستند و میتوانند در مقیاس بسیار بزرگی فعالیت کنند.
اما داستان استیبلکوینها فقط به انتقال سریعتر پول محدود نمیشود.
شرکت تتر، یکی از بزرگترین صادرکنندگان استیبلکوین در جهان، حدود 141 میلیارد دلار اوراق بدهی دولت آمریکا در اختیار دارد.
این اعداد را کنار هم بگذارید: شرکتی که توکنهایی با پشتوانه دلار منتشر میکند، حالا خودش به یکی از ارکان مهم بازار بدهی دولت آمریکا تبدیل شده است. این اتفاق بهخوبی نشان میدهد که مرز میان دنیای ارزهای دیجیتال و نظام مالی سنتی تا چه اندازه در حال کمرنگ شدن است.
از طرف دیگر، دولت آمریکا در سال 2025 قانونی برای تنظیم فعالیت استیبلکوینها تصویب کرد و بانکهایی که زمانی با تردید به این فناوری نگاه میکردند، حالا به فکر عرضه محصولات مشابه افتادهاند.
به نظر میرسد رقابت اصلی دیگر فقط بر سر ساخت یک جدید نیست. مسئله این است که پول در آینده از چه مسیری منتقل میشود و چه کسی این مسیر را در اختیار دارد.
تغییر دوم: توکنیزهسازی داراییها: وقتی برای خرید یک ساختمان، لازم نیست صاحب تمام آن شوید
تا اینجا درباره دیجیتالی شدن پول صحبت کردیم. اما تغییر بزرگتر زمانی اتفاق میافتد که خود داراییهایی که با آنها ثروت میسازیم هم به توکن تبدیل شوند.
به این فرایند توکنیزهسازی میگویند. شاید اسمش کمی پیچیده باشد، اما ایده پشت آن ساده است: یک دارایی واقعی، مثل ساختمان، اوراق قرضه دولتی، سهام یک شرکت یا حتی شمش طلا را به توکنهای دیجیتالی تبدیل کنیم تا افراد بتوانند مالک تمام یا بخشی از آن باشند.
برای مثال، تصور کنید میخواهید در بازار املاک توکیو سرمایهگذاری کنید. در روش سنتی، خرید یک آپارتمان به سرمایه زیادی نیاز دارد. اما اگر مالکیت آن ساختمان به توکنهای کوچکتری تقسیم شود، ممکن است بتوانید با مبلغی بسیار کمتر، سهمی از آن را در اختیار بگیرید.
همین اتفاق میتواند برای اوراق قرضه، سهام شرکتها و داراییهای دیگر هم رخ دهد. بهجای اینکه مجبور باشید یک دارایی کامل بخرید، میتوانید بخش کوچکی از آن را داشته باشید.
البته یک نکته مهم را نباید فراموش کرد: هر توکنی الزاماً به معنای مالکیت مستقیم و بدون محدودیت یک دارایی واقعی نیست. اینکه دقیقاً چه حقی در اختیار شما قرار میگیرد، به ساختار حقوقی، پلتفرم عرضهکننده و قوانین مربوط به آن بستگی دارد.
بااینحال، اصل ایده میتواند دسترسی به بازارهایی را که پیشتر به سرمایههای بزرگ نیاز داشتند، برای افراد بیشتری فراهم کند.
این تحول دیگر فقط در حد یک ایده نیست. شرکتهای بزرگ مالی هم وارد میدان شدهاند. بلکراک (BlackRock)، بزرگترین شرکت مدیریت دارایی جهان، صندوقی توکنیزهشده راهاندازی کرده که ارزش آن از 2.5 میلیارد دلار عبور کرده است. بورس نیویورک نیز در حال توسعه بستری برای معامله شبانهروزی اوراق بهادار توکنیزهشده است.
لری فینک (Larry Fink)، مدیرعامل بلکراک، درباره آینده بازارهای مالی میگوید:
نسل بعدی بازارها، توکنیزهسازی اوراق بهادار خواهد بود.
این جمله از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد توکنیزهسازی دیگر فقط دغدغه فعالان بازار ارزهای دیجیتال نیست بلکه شرکتهای بزرگ در سایر بازارهای مالی هم به این نتیجه رسیدهاند که ممکن است بخش مهمی از معاملات آینده روی زیرساختهای دیجیتال انجام شود.
همچنین برآورد میشود تا طی یک دهه آینده، ارزش داراییهای واقعی توکنیزه شده به 16 تا 30 تریلیون دلار برسد.
اما این تغییر برای شما چه معنایی دارد؟
تا همین چند سال پیش، سرمایهگذاری در بعضی بازارها به سرمایه اولیه زیادی نیاز داشت. اگر میخواستید صاحب ملک شوید، باید پول خرید یک ملک کامل را فراهم میکردید. اگر هم قصد داشتید در یک دارایی خاص سرمایهگذاری کنید، ممکن بود حداقل مبلغ ورود به آن بازار برایتان بالا باشد.
توکنیزهسازی میتواند این محدودیت را تا حدی کاهش دهد. ممکن است در آینده بتوانید بخش کوچکی از یک صندوق سرمایهگذاری، یک ساختمان یا یک پروژه انرژی خورشیدی را در اختیار داشته باشید و سهم خود را آسانتر معامله کنید.
در چنین شرایطی، ثروت دیگر فقط عددی در حساب بانکی نیست؛ بلکه مجموعهای از سهمهای کوچک در داراییهایی است که میتوانند برای شما ارزشآفرینی کنند.
تغییر سوم: هوش مصنوعی و ایجنتهای مالی: وقتی هوش مصنوعی بهجای شما خرید میکند
تصور کنید یک دستیار هوش مصنوعی دارید که فقط به سوالهایتان جواب نمیدهد، بلکه میتواند با اجازه شما بخشی از کارهای مالیتان را هم انجام دهد.
مثلاً به او میگویید: «اگر قیمت بلیت هواپیما به کمتر از 200 دلار رسید، آن را بخر.» یا از او میخواهید هزینههای ماهانهتان را بررسی کند و راهی برای کاهش آنها پیدا کند.
در این حالت، هوش مصنوعی دیگر فقط یک ابزار برای جستوجو و تحلیل نیست؛ بلکه میتواند به نمایندگی از شما اقدام کند.
به چنین نرمافزارهایی ایجنتهای هوش مصنوعی (AI Agent) یا هوش مصنوعی عامل گفته میشود. حالا تصور کنید این ایجنتها به کیف پول دیجیتال هم دسترسی داشته باشند و بتوانند پرداخت انجام دهند. این ایده یکی از تغییرات مهمی است که ممکن است در سالهای آینده شکل اقتصاد را عوض کند.
برای مثال، پروتکل x402 این امکان را فراهم میکند که نرمافزارها برای دریافت خدمات دیجیتال، مانند دسترسی به داده یا استفاده از توان پردازشی، بهصورت خودکار پرداخت کنند. این پروتکل از کد وضعیت HTTP 402 با عنوان «نیاز به پرداخت» الهام گرفته است؛ کدی که از روزهای اولیه وب وجود داشت، اما استفاده گستردهای پیدا نکرده بود.
پرداختهای x402 میتوانند با استیبلکوین انجام شوند و مبلغ آنها حتی از یک سنت هم کمتر باشد. به این ترتیب، نرمافزارها میتوانند برای دریافت یک خدمت کوچک، بدون نیاز به دخالت مستقیم انسان، هزینه آن را بپردازند.
گزارشها از بیش از 50 میلیون پرداخت خرد از طریق این پروتکل توسط عاملهای هوش مصنوعی حکایت دارند. شرکتهایی مانند گوگل، ویزا، مسترکارت، استرایپ و پیپل نیز در سال 2026 استانداردهای پرداخت مخصوص این عاملها را معرفی کردهاند.
اما این قابلیت در عمل چه تغییری ایجاد میکند؟
فرض کنید عامل هوش مصنوعی شما قرار است بخشی از هزینههای زندگیتان را مدیریت کند. میتواند قیمت بلیتها را بررسی کند و بهمحض رسیدن به قیمت مناسب، خرید را انجام دهد. میتواند هزینه خدمات مختلف را مقایسه کند و برای کاهش مخارج شما اقدام کند.
در مقیاسی بزرگتر، یک نرمافزار هوشمند میتواند برای اجرای وظایف خود، توان پردازشی موردنیازش را از یک سرویس دیگر بخرد و هزینه آن را بپردازد. یا با اجازه مالک، ظرفیت بلااستفاده یک دارایی دیجیتال را در اختیار دیگران قرار دهد و از این طریق درآمد کسب کند.
در چنین اقتصادی، پول فقط برای خریدهای بزرگ و تصمیمهای انسانی استفاده نمیشود. پرداختهای کوچک و پرتعداد هم میتوانند بهصورت خودکار انجام شوند؛ پرداختهایی که مدیریت تکتک آنها برای یک انسان دشوار است.
البته این به معنای آن نیست که ایجنتهای هوش مصنوعی امروز میتوانند بدون نظارت، تمام امور مالی شما را مدیریت کنند. امنیت کیف پول، تعیین مجوزها، جلوگیری از پرداختهای ناخواسته و امکان لغو دسترسی همچنان از مسائل مهم این حوزه هستند.
بااینحال، اگر این زیرساختها توسعه پیدا کنند، ممکن است در آینده بخشی از فعالیتهای اقتصادی را نرمافزارهایی انجام دهند که نهتنها تصمیم میگیرند، بلکه توان پرداخت و دریافت پول را هم دارند.
تغییر چهارم: پولی که از قوانین پیروی میکند: وقتی پول میتواند بگوید کجا و چگونه خرج شود
در کنار استیبلکوینها و عاملهای هوش مصنوعی، دولتها هم در حال توسعه شکل دیگری از پول دیجیتال هستند و میخواهند ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) را عرضه کنند.
این ارزها نسخه دیجیتالی پول رسمی یک کشور هستند که مستقیماً توسط بانک مرکزی منتشر میشوند. برخلاف بیتکوین یا بسیاری از رمزارزهای دیگر، ارزش آنها به پول ملی وابسته است و مدیریت آنها در اختیار نهادهای پولی کشور قرار دارد.
این ایده دیگر محدود به چند کشور نیست. 134 کشور که حدود 98 درصد اقتصاد جهان را تشکیل میدهند، در حال بررسی یا توسعه بانک مرکزی هستند درحالیکه این رقم در سال 2020 تنها 35 کشور بود. در چین نیز یوان دیجیتال تا زمان انتشار این مطلب حدود 2.3 تریلیون دلار تراکنش را پردازش کرده است.
اما ویژگی مهم این نوع پول فقط دیجیتالی بودن آن نیست؛ بلکه قابلیتی است که میتواند نحوه استفاده از پول را تغییر دهد و آن برنامهپذیری است.
پول برنامهپذیر (Programmable Money) را میتوان به شکلی طراحی کرد که پرداختهای آن تابع شرایط و محدودیتهای مشخصی باشند. برای مثال، دولت میتواند کمکهزینهای را بهگونهای پرداخت کند که فقط برای خرید کالاهای ضروری قابل استفاده باشد. یا مبلغی را در اختیار افراد قرار دهد که تنها تا زمان مشخصی اعتبار داشته باشد.
از نگاه دولتها، چنین قابلیتی میتواند مزایای مهمی داشته باشد. کمکهای مالی را میتوان هدفمندتر توزیع کرد، هزینههای عمومی را بهتر مدیریت کرد و احتمال استفاده نادرست از بعضی پرداختها را کاهش داد.
اما همین ویژگی، روی دیگری هم دارد که نمیتوان نادیده گرفت.
اگر برای پول محدودیت زمانی یا مکانی تعیین شود، ممکن است افراد نتوانند آزادانه درباره نحوه خرج کردن دارایی خود تصمیم بگیرند. در یک سناریوی افراطی، نهاد صادرکننده میتواند دسترسی به بخشی از دارایی افراد را مسدود کند یا استفاده از آن را به شرایط خاصی وابسته سازد.
به همین دلیل، پول برنامهپذیر هم میتواند ابزاری برای افزایش کارایی باشد و هم به ابزاری برای کنترل بیشتر تبدیل شود. تفاوت این دو سناریو به این بستگی دارد که چه کسی قوانین را تعیین میکند، چه محدودیتهایی وجود دارد و کاربران تا چه اندازه بر دارایی خود اختیار دارند.
جالب اینکه آمریکا در سال 2025 مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. این کشور توسعه یک دلار دیجیتال عمومی از سوی فدرال رزرو را ممنوع و بهجای آن بر استیبلکوینهای خصوصی تمرکز کرد.
این تفاوت نشان میدهد آینده پول دیجیتال در همه کشورها یکسان نخواهد بود. برخی دولتها ممکن است به دنبال کنترل مستقیمتر زیرساخت پول باشند و برخی دیگر ترجیح دهند بخش بزرگتری از این نقش را به شرکتهای خصوصی واگذار کنند.
تصویر بزرگتر: پس چه چیزی جای ثروت را میگیرد؟
اگر این چهار تحول را کنار هم قرار دهیم، میتوانیم تصویر روشنتری از آینده احتمالی پول و ثروت داشته باشیم.
پول نقد به داراییهای دیجیتالی تبدیل میشود که میتوانند در هر لحظه جابهجا شوند. داراییهایی مثل اوراق قرضه، املاک و سهام به توکنهایی تبدیل میشوند که امکان مالکیت سهمی از آنها را فراهم میکنند. عاملهای هوش مصنوعی بخشی از پرداختها، خریدها و فعالیتهای اقتصادی را به نمایندگی از ما انجام میدهند. و پول نیز میتواند به شکلی برنامهپذیر دربیاید و از قوانین و محدودیتهای مشخصی پیروی کند.
در چنین شرایطی، شاید تعریف سنتی ثروت دیگر بهتنهایی کافی نباشد.
تا امروز، وقتی از ثروت حرف میزدیم، معمولاً منظورمان این بود که چه مقدار پول یا دارایی داریم. اما در آینده، شاید سوالات مهمتری مطرح شوند:
چه داراییهایی در اختیار داریم؟ این داراییها از چه زیرساختی استفاده میکنند؟ چه کسی بر آن زیرساخت مسلط است؟ و آیا میتوانیم آزادانه درباره نحوه استفاده از داراییهای خود تصمیم بگیریم؟
به بیان دیگر، ثروت ممکن است از یک دارایی ثابت به مجموعهای از داراییهای در حال حرکت تبدیل شود؛ داراییهایی که میتوانند در بازارهای مختلف معامله شوند، درآمد ایجاد کنند یا بهصورت خودکار برای اهداف مشخصی به کار گرفته شوند.
این تغییر به معنای بیاهمیت شدن پسانداز یا پول نقد نیست. بلکه نشان میدهد در کنار میزان دارایی، شکل نگهداری و امکان استفاده از آن نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
لایه پنهان ماجرا: چه کسی زیرساخت پول را در اختیار دارد؟
در میان تمام این تحولات، یک سوال مهم وجود دارد که کمتر به آن توجه میشود: اگر پول و داراییها به زیرساختهای دیجیتال منتقل شوند، چه کسی مالک و مدیر این زیرساختها خواهد بود؟
تاریخ اقتصاد نشان میدهد قدرت فقط در اختیار کسانی نیست که بیشترین دارایی را دارند؛ گاهی کسانی که مسیر انتقال داراییها را کنترل میکنند، نقش مهمتری ایفا میکنند.
در دنیای جدید نیز ممکن است بخش مهمی از قدرت اقتصادی در اختیار سه گروه قرار بگیرد:
1- صادرکنندگان استیبلکوین و شبکههای بلاکچینی: شرکتهایی که توکنهای وابسته به ارزهای سنتی را منتشر میکنند و شبکههایی که انتقال این داراییها روی آنها انجام میشود.
2- پلتفرمهای توکنیزهسازی: شرکتهای مالی و بازارهایی که امکان تبدیل داراییهای سنتی به توکن و معامله آنها را فراهم میکنند.
3- توسعهدهندگان زیرساخت پرداخت ایجنتهای هوش مصنوعی: شرکتهایی که استانداردها و ابزارهای لازم برای پرداخت خودکار نرمافزارها را توسعه میدهند.
نکته جالب اینجاست که بسیاری از فعالان این حوزه، همان شرکتهایی هستند که در نظام مالی سنتی قدرت زیادی دارند.
به بیان دیگر، بانکهای بزرگ و موسسات مالی لزوماً قرار نیست با ظهور این فناوریها از بین بروند. ممکن است بهجای مقاومت در برابر تغییر، خودشان به بخشی از زیرساختهای جدید تبدیل شوند.
دو مسیر متفاوت برای آینده پول
این تحولات را نباید از ابتدا بهعنوان اتفاقاتی کاملاً مثبت یا کاملاً منفی در نظر گرفت. فناوریهای مالی جدید میتوانند هم فرصتهای بزرگی ایجاد کنند و هم خطرهای جدی به همراه داشته باشند.
در یک سناریو، این فناوریها میتوانند دسترسی به خدمات مالی را برای افراد بیشتری فراهم کنند. تصور کنید یک کشاورز در کنیا و یک طراح در برلین بتوانند از زیرساختی مشترک برای انتقال پول، سرمایهگذاری و کسب درآمد استفاده کنند؛ آن هم بدون اینکه برای هر تراکنش به چندین واسطه و بانک نیاز داشته باشند.
در چنین شرایطی، افراد بیشتری میتوانند به بازارهایی دسترسی پیدا کنند که پیشتر ورود به آنها به سرمایه زیاد یا ارتباطات مالی خاصی نیاز داشت.
اما سناریوی دیگری نیز وجود دارد.
اگر تمام داراییها و تراکنشها از مسیرهایی عبور کنند که تحت نظارت و کنترل نهادهای محدود هستند، امکان ردیابی و محدود کردن فعالیتهای مالی نیز افزایش پیدا میکند. پولی که بتوان آن را بهراحتی منتقل کرد، ممکن است به همان اندازه بهراحتی مسدود شود یا تحت محدودیت قرار بگیرد.
بنابراین، تفاوت میان یک نظام مالی فراگیر و یک نظام مالی بیشازحد کنترلگر، لزوماً در فناوری مورد استفاده نیست؛ بلکه به نحوه طراحی آن، قوانین حاکم بر آن و میزان اختیاری بستگی دارد که برای کاربران در نظر گرفته میشود. هر دو مسیر نیز ممکن است بهصورت همزمان در کشورهای مختلف در حال شکلگیری باشند.
ابزار کاربردی: بهجای شمردن ثروت، آن را نقشهبرداری کنید
اگر قرار باشد از تمام این تحولات یک نکته کاربردی به خاطر بسپارید، این است: در دنیایی که ثروت شکل پیچیدهتری پیدا میکند، دانستن میزان داراییتان بهتنهایی کافی نیست.
برای درک بهتر وضعیت مالی خود، میتوانید سه سوال زیر را در نظر بگیرید:
1- ثروت من به چه شکلی نگهداری میشود؟ چه مقدار از دارایی من به شکل پول نقد یا سپرده بانکی است و چه مقدار در داراییهایی قرار دارد که میتوانند ارزشآفرینی کنند؟
2- داراییهای من از چه زیرساختی استفاده میکنند؟ آیا برای انتقال یا مدیریت داراییهایم به یک بانک، پلتفرم یا شبکه مشخص وابسته هستم؟ چه کسی این زیرساخت را اداره میکند؟
3- چه کسی میتواند دسترسی من به داراییهایم را محدود کند؟ چه قوانین، مجوزها یا محدودیتهایی بر داراییهای من اعمال میشود؟ آیا در صورت تغییر شرایط، همچنان میتوانم به آنها دسترسی داشته باشم؟
این سوالات قرار نیست شما را به خرید یک رمزارز یا سرمایهگذاری در یک فناوری خاص سوق دهند. هدف آنها این است که نگاه دقیقتری به ساختار ثروت خود داشته باشید و بدانید داراییهایتان چگونه و تحت چه شرایطی قابل استفاده هستند.
در واقع، شاید کسانی که در یک دهه آینده ثروت بیشتری میسازند، لزوماً افرادی نباشند که زودتر از دیگران یک خاص را شناسایی کردهاند. ممکن است برندههای اصلی کسانی باشند که زودتر از دیگران سازوکار اقتصاد دیجیتال را درک کردهاند و میدانند ارزش و قدرت در این اقتصاد چگونه توزیع میشود.
جمعبندی: پول از بین نمیرود، شکل آن تغییر میکند
10 سال زمان چندان طولانیای نیست. بااینحال، زیرساختهایی که ممکن است آینده پول را شکل دهند، همین حالا در حال توسعه هستند؛ درحالیکه بخش زیادی از توجه بازار همچنان به قیمت بیتکوین و نوسانات روزانه ارزهای دیجیتال معطوف است.
برای درک این آینده، لازم نیست همین امروز دارایی جدیدی بخرید یا درباره اینکه کدام رمزارز برنده نهایی خواهد بود، تصمیم بگیرید. مهمتر از همه این است که تغییرات را بشناسید و بدانید چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
پول قرار نیست ناپدید شود. اما ممکن است بهتدریج از چیزی که در حساب بانکی نگه میداریم، به ابزاری تبدیل شود که در شبکهای از داراییها، نرمافزارها و زیرساختهای دیجیتال جریان دارد.
در چنین دنیایی، شاید تعریف ثروتمند بودن نیز تغییر کند و دیگر فقط این سوال مطرح باشد که چقدر پول دارید؛ بلکه باید بدانید این پول کجاست، چگونه کار میکند و چه میزان اختیار بر آن دارید.
بنابراین، شاید مهمترین نکته برای درک آینده اقتصاد، توجه به زیرساختهایی باشد که پول از مسیر آنها حرکت میکند، نه صرفاً قیمت داراییهایی که روی آنها معامله میشوند