پرش به محتوای اصلی
تریدیاررصد بازار فیوچرز

واقعیت و گزارش

چرا 90 درصد تریدرها ضرر می‌کنند؟ راز 10 درصد برنده چیست؟

قطعا بارها این آمار تکان‌دهنده را شنیده‌اید که 90 درصد معامله‌گران در بازارهای مالی و تمام سرمایه خود را از دست می‌دهند. کارگزاری‌ها این آمار را منتشر می‌کنند، در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌چرخد و اساتید پکیج‌فروش هم از آن برای فروختن دوره‌های خود استفاده می‌کنند، اما کمتر کسی دلیل واقعی این تکرار بی‌رحمانه

چرا 90 درصد تریدرها ضرر می‌کنند؟ راز 10 درصد برنده چیست؟

چرا 90 درصد تریدرها ضرر می‌کنند؟ راز 10 درصد برنده چیست؟

قطعا بارها این آمار تکان‌دهنده را شنیده‌اید که 90 درصد معامله‌گران در بازارهای مالی و تمام سرمایه خود را از دست می‌دهند. کارگزاری‌ها این آمار را منتشر می‌کنند، در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌چرخد و اساتید پکیج‌فروش هم از آن برای فروختن دوره‌های خود استفاده می‌کنند، اما کمتر کسی دلیل واقعی این تکرار بی‌رحمانه تاریخ را توضیح می‌دهد.

پراپکو | ترید با سرمایه بیشتر

با 10 دلار، 1000 دلار اعتبار معاملاتی دریافت کن

ثبت‌نام و کد تخفیف

حقیقت این است که این شکست همیشگی به خاطر بدشانسی یا غیرممکن بودن معامله‌گری نیست. دلیل اصلی این است که آن 90 درصد بازنده و 10 درصد برنده، اساسا در دو دنیای کاملا متفاوت بازی می‌کنند. در این بازی پنهان بیشتر معامله‌گران خرد تازه زمانی متوجه آن می‌شوند که حساب معاملاتی‌شان کاملا خالی شده است. در این گزارش به تکیه بر مطلبی از مدیوم ( Medium ) یاد می‌گیرید که چطور از تله‌های نقدینگی فرار کنید و در صف آن اقلیت سودده بازار قرار بگیرید.

شکارچی یا شکار؟ راز نقدینگی بازار

هر معامله‌ای که در بازار انجام می‌شود، به یک طرف مقابل نیاز دارد. وقتی شما اقدام به خرید می‌کنید، باید شخص دیگری وجود داشته باشد که آن دارایی را به شما بفروشد. زمانی هم که حد ضرر شما فعال می‌شود، در حقیقت یک نفر دیگر دارد دارایی شما را در جریان این خروج اجباری خریداری می‌کند.

موسسات مالی بزرگ، صندوق‌های پوشش ریسک، بانک‌ها و بازارسازهای الگوریتمی، موقعیت‌های معاملاتی بزرگی را مدیریت می‌کنند؛ به‌طوری‌که برای پر کردن و اجرای سفارش‌های خود، به جریان سفارش‌های معامله‌گران خرد نیاز دارند.

آن‌ها نمی‌توانند به همین سادگی و تنها با یک کلیک، یک موقعیت معاملاتی چند میلیون دلاری باز کنند، زیرا این کار باعث می‌شود قیمت ارزهای دیجیتال بازار فورا در جهت مخالف خواسته‌شان حرکت کند. بنابراین، این بازیگران بزرگ بازار شرایط و موقعیت‌هایی را طراحی و مهندسی می‌کنند تا بتوانند جریان سفارش‌های مورد نیاز خود را به وجود آورند.

آیا تا به حال شاهد یک شکست فیک بوده‌اید؟ همان سناریوی معروف و تکراری که در آن، قیمت یک سطح مقاومتی را رو به بالا می‌شکند اما بلافاصله بعد از آن سقوط می‌کند. این پدیده دقیقا همان عملیات جمع‌آوری نقدینگی است. قیمت عمدا به بالای سطح مقاومتی نفوذ می‌کند تا سفارش‌های بای استاپ معامله‌گران خرد را فعال کند. فعال شدن این سفارش‌ها، همان نقدینگی مورد نیازی را که موسسات بزرگ برای باز کردن موقعیت‌های فروش خود لازم دارند، فراهم می‌کند.

همچنین، سقف‌های هم‌سطح که از دیدگاه شما یک مقاومت فوق‌العاده قوی به نظر می‌رسند و سپس قیمت از همان‌جا ریزش می‌کند، در واقع اهداف اصلی بازیگران بزرگ بازار بوده‌اند؛ چرا که حجم زیادی از نقدینگی در قالب حد ضررها در بالای این سطوح جمع شده است. این موضوع یک تئوری توطئه نیست، بلکه مکانیسم و نحوه کارکرد واقعی بازار است و به‌عنوان پایه و اساس مفاهیمی شناخته می‌شود که معامله‌گران سازمانی به آن پول هوشمند یا همان اسمارت مانی می‌گویند.

5 اشتباه مرگبار تریدرهای بازنده

پس از بررسی هزاران معامله، پنج الگوی تکراری و مخرب شناسایی شده است که تقریبا در تمام حساب‌های زیان‌ده دیده می‌شود:

معامله خلاف روند تایم‌فریم بالاتر: ممکن است در نمودار 15 دقیقه‌ای شرایط برای فروش مناسب به نظر برسد، اما اگر روند اصلی در نمودار روزانه صعودی و قدرتمند باشد، معامله فروش ریسک بیشتری دارد. به همین دلیل، قبل از ورود به معامله باید جهت روند در تایم‌فریم‌های بالاتر را هم بررسی کنید.

معامله روی هر حمایت یا اوردربلاک: هر محدوده حمایتی یا اوردربلاکی لزوما موقعیت خوبی برای ورود نیست. اعتبار یک ناحیه زمانی بیشتر می‌شود که عواملی مثل ساختار بازار، شرایط تایم‌فریم‌های مختلف و موقعیت کلی قیمت هم آن را تایید کنند.

استفاده از اندیکاتورها به‌عنوان سیگنال قطعی: مثلا رسیدن RSI به 70 به این معنی نیست که حتما باید بفروشید یا تقاطع MACD به‌تنهایی دلیل کافی برای خرید نیست. اندیکاتورها بیشتر برای بررسی مومنتوم و شرایط بازار کاربرد دارند و بهتر است در کنار تحلیل‌های دیگر استفاده شوند.

ریسک زیاد در هر معامله: حتی یک استراتژی سودآور هم ممکن است چند معامله ضررده پشت سر هم داشته باشد. اگر در هر معامله بخش زیادی از سرمایه را ریسک کنید، چند ضرر متوالی می‌تواند بخش قابل‌توجهی از حسابتان را از بین ببرد و احتمال تصمیم‌گیری احساسی را بالا ببرد. به همین دلیل، مدیریت ریسک بخش مهمی از معامله‌گری است.

عوض کردن مداوم استراتژی بعد از چند ضرر: هیچ استراتژی‌ همیشه سودده نیست و هر روشی دوره‌های افت و زیان‌دهی دارد. به‌جای اینکه بعد از چند معامله ناموفق سراغ یک استراتژی جدید بروید، بهتر است تعداد کافی معامله انجام دهید، نتایج را ثبت و بعد بر اساس داده‌های واقعی روش خود را بهینه کنید.

10 درصد برنده چه می‌کنند؟

تریدرهایی که در بلندمدت عملکرد بهتری دارند، معمولا سه ویژگی مشترک دارند:

بر اساس احتمال تصمیم می‌گیرند، نه پیش‌بینی

تریدرهای حرفه‌ای سعی نمی‌کنند حدس بزنند معامله بعدی حتما سود می‌دهد یا ضرر. آن‌ها می‌دانند هیچ استراتژی‌ صددرصد موفق نیست. مثلا اگر یک سیستم در 100 معامله حدود 55 معامله سودده داشته باشد، معامله‌گر تمام موقعیت‌هایی را که با قوانین استراتژی هماهنگ هستند اجرا می‌کند و نتیجه یک معامله خاص را بیش از حد جدی نمی‌گیرد.

به‌دنبال ردپای معامله‌گران بزرگ هستند

این معامله‌گران به محدوده‌هایی مثل اوردربلاک، FVG و نواحی نقدینگی توجه می‌کنند. این‌ها بخش‌هایی از نمودار هستند که می‌توانند اطلاعات بیشتری درباره رفتار سفارش‌های بزرگ در بازار بدهند. البته این محدوده‌ها به‌تنهایی سیگنال قطعی خرید یا فروش نیستند و باید در کنار ساختار بازار و شرایط کلی قیمت بررسی شوند.

مدیریت ریسک را مهم‌تر از نقطه ورود می‌دانند

قبل از اینکه وارد معامله شوند، مشخص می‌کنند چه مقدار از سرمایه را ریسک کنند، حجم معامله چقدر باشد و حداکثر ضرر قابل‌قبولشان در یک روز چقدر است. حتی بهترین نقطه ورود هم اگر با حجم نامناسب و ریسک بالا همراه باشد، می‌تواند به یک معامله بد تبدیل شود. به همین دلیل، تریدرهای حرفه‌ای ابتدا ریسک را کنترل می‌کنند و بعد سراغ پیدا کردن نقطه ورود می‌روند.

4 راز پول هوشمند در بازار

مفاهیم پول هوشمند به ما چارچوبی می‌دهد تا بفهمیم چرا قیمت حرکت می‌کند، نه اینکه فقط ببینیم در گذشته کجا بوده است. به جای ترسیم خطوط افقی ساده و امید بستن به حفظ آن‌ها، باید چهار عامل حیاتی را شناسایی کنید:

ساختار بازار: آیا روند در حال ثبت سقف‌های بالاتر است یا کف‌های پایین‌تر ثبت می‌کند؟ درک همین یک مورد به تنهایی نیمی از معاملات اشتباه شما را حذف می‌کند.

اوردربلاک‌ها: انباشت یا توزیع واقعی سفارش‌های موسسات بزرگ دقیقا در کجا اتفاق افتاده است؟

شکاف‌های ارزش منصفانه: قیمت در کجا با چنان سرعتی حرکت کرده که فرآیند عادی حراج بازار نادیده گرفته شده است؟

اهداف نقدینگی: تجمع حد ضررهای معامله‌گران خرد کجاست که قیمت احتمالا قبل از شروع حرکت اصلی خود، آن‌ها را پاک‌سازی خواهد کرد؟

این روش قرار نیست همیشه برنده باشد یا مثل یک سیستم جادویی عمل کند. اگر موقعیت‌های معاملاتی به‌درستی فیلتر شوند، وین‌ریت آن می‌تواند حدود 55 تا 65 درصد باشد. نکته مهم این است که این وین‌ریت در کنار نسبت ریسک به ریوارد حداقل 1 به 2 و اجرای منظم استراتژی قرار بگیرد. در این شرایط، حتی با وجود معاملات ضررده، سیستم می‌تواند در مجموعه بزرگی از معاملات نتیجه مثبتی داشته باشد.

چطور از چرخه ضرر خارج شویم؟

بخش زیادی از معامله‌گران نه به‌دلیل کمبود ابزار، بلکه به‌دلیل اشتباه در تحلیل بازار، مدیریت ریسک و نحوه اجرای معاملات ضرر می‌کنند. آن‌ها گاهی در نقاطی وارد معامله می‌شوند که نقدینگی زیادی جمع شده است یا حد ضرر خود را در محدوده‌هایی قرار می‌دهند که احتمال واکنش قیمت در آن‌ها بالاست.

برای خارج شدن از این چرخه، نیازی به پیدا کردن یک اندیکاتور جادویی یا استراتژی مخفی نیست. مهم‌ این است که ساختار بازار، نواحی نقدینگی، رفتار قیمت و مدیریت ریسک را بهتر بشناسید و بر اساس یک سیستم مشخص معامله کنید.

بازار بر اساس پیش‌بینی یا احساسات ما حرکت نمی‌کند. به همین دلیل، بهتر است به‌جای تلاش برای حدس زدن حرکت بعدی قیمت، روی چیزی تمرکز کنید که قابل‌کنترل است: نقطه ورود، حد ضرر، حجم معامله و میزان ریسک.

برای شروع، استراتژی فعلی خود را بررسی، معاملات گذشته را ثبت و تحلیل و مدیریت ریسک را به یکی از مهم‌ترین بخش‌های تصمیم‌گیری خود تبدیل کنید. در کنار آن، یادگیری مفاهیمی مثل ساختار بازار، نقدینگی و جریان سفارش‌ها می‌تواند دید دقیق‌تری نسبت به رفتار قیمت به شما بدهد