93 درصد مردم ندارند؛ هنوز در فرصت طلایی سرمایهگذاری هستیم؟
در سال 1995، تنها یک درصد از جمعیت جهان به اینترنت دسترسی داشتند. در آن زمان، تنها 14 درصد از مردم آمریکا آنلاین بودند. اکثر مردم تا به حال هیچ ایمیلی نفرستاده بودند، نمیدانستند وبسایت چیست و اگر کسی به آنها میگفت روزی این فناوری عجیب، سیستم بانکداری، تجارت، بهداشت، آموزش و ارتباطات اجتماعی میلیاردها انسان را مدیریت خواهد کرد، به او میخندیدند.
امروز شرایط برای بازار نیز دقیقاً مشابه است. تقریباً 560 میلیون نفر در سراسر جهان مالک هستند که این یعنی حدود 7 درصد از کل جمعیت جهان یا 9.9 درصد از جمعیت متصل به اینترنت. بیشتر مردم نام بیت کوین را شنیدهاند، اما هنوز تصمیمی برای خرید آن نگرفتهاند. اکثر افراد هنوز کاربرد واقعی آن را درک نکردهاند و مشاوران مالی همچنان به چشم یک ابزار معاملاتی پرریسک به آن نگاه میکنند، نه یک کلاس دارایی معتبر.
آیا این سناریو برای شما آشنا نیست؟ شباهت میان وضعیت اینترنت در سال 1995 و بازار ، تشابهی بینقص نیست، اما بهترین چارچوب برای درک آمارهای پذیرش همگانی است. در این مقاله، بهنقل از سایت مدیوم ( Medium )، دادهها داستانی بسیار واضح را روایت میکنند که در ادامه به جزئیات آن میپردازیم.
واقعیت آماری؛ پذیرش همگانی در چه مرحلهای قرار دارد؟
تعداد دارندگان در سراسر جهان به حدود 559 میلیون نفر میرسد. این عدد در نگاه اول بسیار بزرگ به نظر میرسد، اما وقتی آن را با کل جمعیت جهان مقایسه میکنیم، عمق ماجرا آشکار میشود.
جمعیت متصل به اینترنت در جهان حدود 5.65 میلیارد نفر و کل جمعیت زمین نزدیک به 8 میلیارد نفر است. بنابراین، 560 میلیون دارنده تنها 7 درصد از کل انسانهای زنده روی زمین را تشکیل میدهند. با این حال، نشانههای نفوذ به بازارهای سنتی کاملاً مشهود است:
پیشبینی میشود خزانهداری شرکتها تا پایان این دوره حدود 2.3 میلیون واحد بیت کوین را در ترازنامه خود نگهداری کنند.
حدود 46 درصد از کسبوکارهای بزرگ را به عنوان روش پرداخت پذیرفتهاند.
نزدیک به 30 درصد از مردم آمریکا مالک هستند.
این آمارها نشاندهنده نفوذ اولیه هستند، اما این اعداد کف بازار به شمار میروند، نه سقف آن. از آنجا که نرخ پذیرش جهانی هنوز زیر 10 درصد است، بیشتر تحلیلگران معتقدند بازار در موقعیتی مشابه سالهای 1997 یا 1998 اینترنت قرار دارد؛ یعنی عبور از مرحله پذیرندگان اولیه و نزدیک شدن به نقطه عطف رشد نمایی.
مقایسه تاریخی با رشد اینترنت؛ دادههای بلک راک چه میگویند؟
مطالعهای از سوی شرکت بلک راک (BlackRock) نشان میدهد سرعت رشد بازار بسیار شگفتانگیز است.
پژوهشگران بلک راک در این مطالعه اعلام کردند:
پذیرش جهانی تنها در 12 سال به 300 میلیون کاربر رسید که این سرعت حدود 43 درصد سریعتر از نرخ پذیرش تلفن همراه و 20 درصد سریعتر از سرعت رشد اینترنت در جهان است.
این دادهها نشان میدهند که سرعت پذیرش الگوهای قبلی رشد فناوری را شکسته است. وضعیت ساختاری این بازار شباهت زیادی به اینترنت در سال 2002 دارد؛ دورانی که زیرساختها مستقر شده بودند اما پذیرش انبوه کاربران هنوز آغاز نشده بود.
بین سالهای 2002 تا امروز، تعداد کاربران اینترنت با رشد 10 برابری از 500 میلیون به 5 میلیارد نفر رسید. در سال 2002 زیرساختها آماده بودند و دنیا طی دو دهه متوجه شد که بدون این فناوری توانایی ادامه حیات ندارد. نمودار رشد کاربران از سال 2015 به بعد دقیقاً مشابه رشد کاربران اینترنت در اواسط دهه 1990 است. اینترنت به دنبال توسعه پهنای باند در سال 2005 به مرز یک میلیارد کاربر رسید و نیز در آستانه ثبت این نقطه عطف تاریخی قرار دارد.
راول پال (Raoul Pal)، سرمایهگذار کلان، با بررسی منحنی پذیرش پیشبینی میکند:
اگر سرعت رشد بازار کاهش یابد و تنها با سرعت تاریخی اینترنت حرکت کند، تعداد کاربران این بازار تا سال 2030 به 4 میلیارد نفر یعنی نیمی از جمعیت جهان خواهد رسید.
همچنین پیشبینی میشود ارزش بازار جهانی تا سال 2030 به 7.98 تریلیون دلار افزایش یابد.
چه کسانی در حال حاضر از استفاده میکنند؟
توزیع جغرافیایی و جمعیتشناختی پذیرش نشاندهنده نکات بسیار جالبی است. قاره آسیا از نظر تعداد مطلق کاربران پیشتاز است؛ به طوری که هند با 93 میلیون و چین با 59 میلیون کاربر در رتبههای اول قرار دارند. آمریکای جنوبی نیز با پیشتازی آرژانتین و برزیل رشد خیرهکننده 116.5 درصدی را ثبت کرده است.
نگاهی به رتبهبندی کشورها از نظر درصد پذیرش عمومی نشان میدهد:
ترکیه با 25.6 درصد پذیرش عمومی، پیشتاز جهان است.
مردان 25 تا 34 ساله با 16.2 درصد، بیشترین سهم را در مالکیت ارزهای دیجیتال دارند.
ویتنام با 18.73 درصد و نیجریه با 20.3 درصد پذیرش در رتبههای بعدی قرار دارند.
ایالات متحده آمریکا با وجود داشتن جمعیت زیاد، با نرخ نفوذ 18.5 درصدی در رتبه سوم جهانی ایستاده است.
یک الگوی واضح در اینجا دیده میشود؛ کشورهای دارای بالاترین نرخ پذیرش، ثروتمندترین کشورها نیستند، بلکه مناطقی هستند که بیشترین نیاز را به یک سیستم مالی جایگزین دارند. در کشورهایی مانند ترکیه، نیجریه، ویتنام و آرژانتین که با کاهش شدید ارزش پول ملی، محدودیتهای سرمایهای یا عدم دسترسی به خدمات بانکی مواجه هستند، به جای یک ابزار معاملاتی پرریسک، به عنوان ابزاری کاربردی برای حفظ ارزش داراییها استفاده میشود.
از سوی دیگر، انتقال نسل ثروت نیز در حال رخ دادن است؛ در حال حاضر 35 درصد از نسل هزاره و 32 درصد از نسل زد روی ارزهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند یا در حال برنامهریزی برای ورود به این بازار هستند.
چرا میگوییم هنوز برای ورود به این بازار خیلی زود است؟
ورود زودهنگام به یک فناوری همیشه به معنای موفقیت نیست. بسیاری از فناوریها مانند تلویزیونهای سهبعدی یا عینک گوگل خیلی زود وارد بازار شدند اما هرگز به پذیرش عمومی نرسیدند. اما چرا مسیر متفاوتی را طی میکند؟ سه دلیل اصلی برای این ادعا وجود دارد:
- حل مشکلی که روزبهروز بزرگتر میشود مشکلی را حل میکند که با گذشت زمان وخیمتر میشود: امکان مالکیت، انتقال و ذخیره ارزش بدون وابستگی به دولتها یا بانکها. هر بحران پولی، ورشکستگی بانکی یا اعمال محدودیت بر سرمایهها در هر نقطه از جهان، دلیلی محکم برای اهمیت پول بدون مرز و خودامانی است. به همین دلیل رشد پذیرش در آفریقا در سال 2025 رشد سالانه 19.4 درصدی را تجربه کرد.
- ورود بیبازگشت غولهای وال استریت
صندوق قابل معامله بیت کوین بلکراک با نماد IBIT در حال حاضر 51.9 میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت (AUM) دارد و صندوق فیدلیتی (Fidelity) توانست در سهماهه اول سال 2026 حدود 4.1 میلیارد دلار جذب سرمایه خالص داشته باشد. بزرگترین مدیران دارایی جهان محصولاتی ساختهاند که نمیتوانند به راحتی آنها را منحل کنند. با ورود این حجم از سرمایه سازمانی، این کلاس دارایی دیگر از بین نخواهد رفت.
- رشد سریعتر زیرساختها نسبت به دوران اینترنت
برخلاف دهه 1990، وب 3 (Web3) روی زیرساختهای پرسرعت اینترنت فعلی و نفوذ بالای تلفنهای همراه ساخته میشود. علاوه بر این، محرکهای اقتصادی مستقیماً در پروتکلها ادغام شدهاند. تصویب قوانین نظارتی برای استیبل کوینها و تلاش شرکت سپردهگذاری و تسویه وجوه آمریکا (DTCC) برای تسویه اوراق بهادار توکنایزهشده، نشان میدهد زیرساختهای قانونی که برای اینترنت دو دهه زمان برد، برای ظرف چند سال در حال آمادهسازی است.
نیمه تاریک ماجرا؛ ریسکهایی که نباید نادیده بگیرید
هر فناوری جدید مسیر همواری را طی نمیکند. برای مثال، با وجود گذشت 26 سال از معرفی بانکداری موبایلی، هنوز کمتر از 50 درصد مردم جهان از آن استفاده میکنند. بورس نیویورک در سال 1792 تاسیس شد اما هنوز تنها یکسوم آمریکاییها به طور فعال در بازار سهام سرمایهگذاری میکنند. اگر کاربرد ارزهای دیجیتال از حد حدس و گمانهزنی فراتر نرود، بازار هدف آن بسیار کوچکتر از پیشبینی خوشبینها خواهد بود.
نزدیکترین تشابه تاریخی، سقوط داتکام در سال 2000 است. در آن زمان اینترنت دنیا را تغییر داد، اما شاخص نزدک (NASDAQ) از اوج خود در سال 2000 تا کف خود در سال 2002 حدود 78 درصد سقوط کرد. شرکتهای بزرگی ورشکست شدند و کسانی که در سقف خرید کرده بودند، تا سال 2015 منتظر ماندند تا سرمایهشان سر به سر شود. تحلیل درست جهت حرکت فناوری، شما را از سقوطهای سنگین نجات نمیدهد اگر مدیریت ریسک و زمانبندی مناسبی نداشته باشید.
نتیجهگیری: از این فرصت تاریخی چگونه استفاده کنیم؟
اگر فرضیه تشابه با اینترنت درست باشد، سرمایهگذار امروزی در موقعیتی مشابه ناظر بازار اینترنت در سال 2002 ایستاده است؛ یعنی پس از سقوط حباب داتکام و فروکش کردن هیجانات اولیه، زمانی که زیرساختها آماده شدهاند و فناوری کار میکند.
در سال 2002، کسانی که سهام آمازون را پس از سقوط بزرگ به قیمت 5 دلار خریدند، نابغه نبودند؛ آنها منحنی پذیرش فناوری را درک کرده بودند و صبر و مدیریت سرمایه مناسبی برای عبور از نوسانات داشتند. پیشبینی رشد بازار تا مرز 7.98 تریلیون دلار تا سال 2030، به معنای پتانسیل رشد 3 برابری کل این بازار است.
واقعیت این است که هنوز 91 درصد از جمعیت متصل به اینترنت و 93 درصد از کل مردم جهان مالک نیستند. زیرساختها ساخته شدهاند، موسسات مالی وارد شدهاند و چارچوبهای قانونی در حال شکلگیری است. تاریخ نشان میدهد دورههای پس از ریزشهای سنگین، درست زمانی که احساسات عمومی منفی و قیمتها سرکوب شدهاند، بهترین زمان برای ساختن موقعیتهای سرمایهگذاری بلندمدت برای دهه آینده است. ورود زودهنگام به یک بازار ممکن است اضطرابآور باشد، اما این ویژگی ذاتی شکار فرصتهای بزرگ است