۹۳ درصد مردم ندارند؛ هنوز در فرصت طلایی سرمایهگذاری هستیم؟
August 9, 2026
در سال ۱۹۹۵، تنها یک درصد از جمعیت جهان به اینترنت دسترسی داشتند. در آن زمان، تنها ۱۴ درصد از مردم آمریکا آنلاین بودند. اکثر مردم تا به حال هیچ ایمیلی نفرستاده بودند، نمیدانستند وبسایت چیست و اگر کسی به آنها میگفت روزی این فناوری عجیب، سیستم بانکداری، تجارت، بهداشت، آموزش و ارتباطات اجتماعی میلیاردها
۹۳ درصد مردم ندارند؛ هنوز در فرصت طلایی سرمایهگذاری هستیم؟
در سال ۱۹۹۵، تنها یک درصد از جمعیت جهان به اینترنت دسترسی داشتند. در آن زمان، تنها ۱۴ درصد از مردم آمریکا آنلاین بودند. اکثر مردم تا به حال هیچ ایمیلی نفرستاده بودند، نمیدانستند وبسایت چیست و اگر کسی به آنها میگفت روزی این فناوری عجیب، سیستم بانکداری، تجارت، بهداشت، آموزش و ارتباطات اجتماعی میلیاردها انسان را مدیریت خواهد کرد، به او میخندیدند.
امروز شرایط برای بازار نیز دقیقاً مشابه است. تقریباً ۵۶۰ میلیون نفر در سراسر جهان مالک هستند که این یعنی حدود ۷ درصد از کل جمعیت جهان یا ۹.۹ درصد از جمعیت متصل به اینترنت. بیشتر مردم نام بیت کوین را شنیدهاند، اما هنوز تصمیمی برای خرید آن نگرفتهاند. اکثر افراد هنوز کاربرد واقعی آن را درک نکردهاند و مشاوران مالی همچنان به چشم یک ابزار معاملاتی پرریسک به آن نگاه میکنند، نه یک کلاس دارایی معتبر.
آیا این سناریو برای شما آشنا نیست؟ شباهت میان وضعیت اینترنت در سال ۱۹۹۵ و بازار ، تشابهی بینقص نیست، اما بهترین چارچوب برای درک آمارهای پذیرش همگانی است. در این مقاله، بهنقل از سایت مدیوم ( Medium )، دادهها داستانی بسیار واضح را روایت میکنند که در ادامه به جزئیات آن میپردازیم.
واقعیت آماری؛ پذیرش همگانی در چه مرحلهای قرار دارد؟
تعداد دارندگان در سراسر جهان به حدود ۵۵۹ میلیون نفر میرسد. این عدد در نگاه اول بسیار بزرگ به نظر میرسد، اما وقتی آن را با کل جمعیت جهان مقایسه میکنیم، عمق ماجرا آشکار میشود.
جمعیت متصل به اینترنت در جهان حدود ۵.۶۵ میلیارد نفر و کل جمعیت زمین نزدیک به ۸ میلیارد نفر است. بنابراین، ۵۶۰ میلیون دارنده تنها ۷ درصد از کل انسانهای زنده روی زمین را تشکیل میدهند. با این حال، نشانههای نفوذ به بازارهای سنتی کاملاً مشهود است:
پیشبینی میشود خزانهداری شرکتها تا پایان این دوره حدود ۲.۳ میلیون واحد بیت کوین را در ترازنامه خود نگهداری کنند.
حدود ۴۶ درصد از کسبوکارهای بزرگ را به عنوان روش پرداخت پذیرفتهاند.
نزدیک به ۳۰ درصد از مردم آمریکا مالک هستند.
این آمارها نشاندهنده نفوذ اولیه هستند، اما این اعداد کف بازار به شمار میروند، نه سقف آن. از آنجا که نرخ پذیرش جهانی هنوز زیر ۱۰ درصد است، بیشتر تحلیلگران معتقدند بازار در موقعیتی مشابه سالهای ۱۹۹۷ یا ۱۹۹۸ اینترنت قرار دارد؛ یعنی عبور از مرحله پذیرندگان اولیه و نزدیک شدن به نقطه عطف رشد نمایی.
مقایسه تاریخی با رشد اینترنت؛ دادههای بلک راک چه میگویند؟
مطالعهای از سوی شرکت بلک راک (BlackRock) نشان میدهد سرعت رشد بازار بسیار شگفتانگیز است.
پژوهشگران بلک راک در این مطالعه اعلام کردند:
پذیرش جهانی تنها در ۱۲ سال به ۳۰۰ میلیون کاربر رسید که این سرعت حدود ۴۳ درصد سریعتر از نرخ پذیرش تلفن همراه و ۲۰ درصد سریعتر از سرعت رشد اینترنت در جهان است.
این دادهها نشان میدهند که سرعت پذیرش الگوهای قبلی رشد فناوری را شکسته است. وضعیت ساختاری این بازار شباهت زیادی به اینترنت در سال ۲۰۰۲ دارد؛ دورانی که زیرساختها مستقر شده بودند اما پذیرش انبوه کاربران هنوز آغاز نشده بود.
بین سالهای ۲۰۰۲ تا امروز، تعداد کاربران اینترنت با رشد ۱۰ برابری از ۵۰۰ میلیون به ۵ میلیارد نفر رسید. در سال ۲۰۰۲ زیرساختها آماده بودند و دنیا طی دو دهه متوجه شد که بدون این فناوری توانایی ادامه حیات ندارد. نمودار رشد کاربران از سال ۲۰۱۵ به بعد دقیقاً مشابه رشد کاربران اینترنت در اواسط دهه ۱۹۹۰ است. اینترنت به دنبال توسعه پهنای باند در سال ۲۰۰۵ به مرز یک میلیارد کاربر رسید و نیز در آستانه ثبت این نقطه عطف تاریخی قرار دارد.
راول پال (Raoul Pal)، سرمایهگذار کلان، با بررسی منحنی پذیرش پیشبینی میکند:
اگر سرعت رشد بازار کاهش یابد و تنها با سرعت تاریخی اینترنت حرکت کند، تعداد کاربران این بازار تا سال ۲۰۳۰ به ۴ میلیارد نفر یعنی نیمی از جمعیت جهان خواهد رسید.
همچنین پیشبینی میشود ارزش بازار جهانی تا سال ۲۰۳۰ به ۷.۹۸ تریلیون دلار افزایش یابد.
چه کسانی در حال حاضر از استفاده میکنند؟
توزیع جغرافیایی و جمعیتشناختی پذیرش نشاندهنده نکات بسیار جالبی است. قاره آسیا از نظر تعداد مطلق کاربران پیشتاز است؛ به طوری که هند با ۹۳ میلیون و چین با ۵۹ میلیون کاربر در رتبههای اول قرار دارند. آمریکای جنوبی نیز با پیشتازی آرژانتین و برزیل رشد خیرهکننده ۱۱۶.۵ درصدی را ثبت کرده است.
نگاهی به رتبهبندی کشورها از نظر درصد پذیرش عمومی نشان میدهد:
ترکیه با ۲۵.۶ درصد پذیرش عمومی، پیشتاز جهان است.
مردان ۲۵ تا ۳۴ ساله با ۱۶.۲ درصد، بیشترین سهم را در مالکیت ارزهای دیجیتال دارند.
ویتنام با ۱۸.۷۳ درصد و نیجریه با ۲۰.۳ درصد پذیرش در رتبههای بعدی قرار دارند.
ایالات متحده آمریکا با وجود داشتن جمعیت زیاد، با نرخ نفوذ ۱۸.۵ درصدی در رتبه سوم جهانی ایستاده است.
یک الگوی واضح در اینجا دیده میشود؛ کشورهای دارای بالاترین نرخ پذیرش، ثروتمندترین کشورها نیستند، بلکه مناطقی هستند که بیشترین نیاز را به یک سیستم مالی جایگزین دارند. در کشورهایی مانند ترکیه، نیجریه، ویتنام و آرژانتین که با کاهش شدید ارزش پول ملی، محدودیتهای سرمایهای یا عدم دسترسی به خدمات بانکی مواجه هستند، به جای یک ابزار معاملاتی پرریسک، به عنوان ابزاری کاربردی برای حفظ ارزش داراییها استفاده میشود.
از سوی دیگر، انتقال نسل ثروت نیز در حال رخ دادن است؛ در حال حاضر ۳۵ درصد از نسل هزاره و ۳۲ درصد از نسل زد روی ارزهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند یا در حال برنامهریزی برای ورود به این بازار هستند.
چرا میگوییم هنوز برای ورود به این بازار خیلی زود است؟
ورود زودهنگام به یک فناوری همیشه به معنای موفقیت نیست. بسیاری از فناوریها مانند تلویزیونهای سهبعدی یا عینک گوگل خیلی زود وارد بازار شدند اما هرگز به پذیرش عمومی نرسیدند. اما چرا مسیر متفاوتی را طی میکند؟ سه دلیل اصلی برای این ادعا وجود دارد:
۱. حل مشکلی که روزبهروز بزرگتر میشود مشکلی را حل میکند که با گذشت زمان وخیمتر میشود: امکان مالکیت، انتقال و ذخیره ارزش بدون وابستگی به دولتها یا بانکها. هر بحران پولی، ورشکستگی بانکی یا اعمال محدودیت بر سرمایهها در هر نقطه از جهان، دلیلی محکم برای اهمیت پول بدون مرز و خودامانی است. به همین دلیل رشد پذیرش در آفریقا در سال ۲۰۲۵ رشد سالانه ۱۹.۴ درصدی را تجربه کرد.
۲. ورود بیبازگشت غولهای وال استریت
صندوق قابل معامله بیت کوین بلکراک با نماد IBIT در حال حاضر ۵۱.۹ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت (AUM) دارد و صندوق فیدلیتی (Fidelity) توانست در سهماهه اول سال ۲۰۲۶ حدود ۴.۱ میلیارد دلار جذب سرمایه خالص داشته باشد. بزرگترین مدیران دارایی جهان محصولاتی ساختهاند که نمیتوانند به راحتی آنها را منحل کنند. با ورود این حجم از سرمایه سازمانی، این کلاس دارایی دیگر از بین نخواهد رفت.
۳. رشد سریعتر زیرساختها نسبت به دوران اینترنت
برخلاف دهه ۱۹۹۰، وب ۳ (Web3) روی زیرساختهای پرسرعت اینترنت فعلی و نفوذ بالای تلفنهای همراه ساخته میشود. علاوه بر این، محرکهای اقتصادی مستقیماً در پروتکلها ادغام شدهاند. تصویب قوانین نظارتی برای استیبل کوینها و تلاش شرکت سپردهگذاری و تسویه وجوه آمریکا (DTCC) برای تسویه اوراق بهادار توکنایزهشده، نشان میدهد زیرساختهای قانونی که برای اینترنت دو دهه زمان برد، برای ظرف چند سال در حال آمادهسازی است.
نیمه تاریک ماجرا؛ ریسکهایی که نباید نادیده بگیرید
هر فناوری جدید مسیر همواری را طی نمیکند. برای مثال، با وجود گذشت ۲۶ سال از معرفی بانکداری موبایلی، هنوز کمتر از ۵۰ درصد مردم جهان از آن استفاده میکنند. بورس نیویورک در سال ۱۷۹۲ تاسیس شد اما هنوز تنها یکسوم آمریکاییها به طور فعال در بازار سهام سرمایهگذاری میکنند. اگر کاربرد ارزهای دیجیتال از حد حدس و گمانهزنی فراتر نرود، بازار هدف آن بسیار کوچکتر از پیشبینی خوشبینها خواهد بود.
نزدیکترین تشابه تاریخی، سقوط داتکام در سال ۲۰۰۰ است. در آن زمان اینترنت دنیا را تغییر داد، اما شاخص نزدک (NASDAQ) از اوج خود در سال ۲۰۰۰ تا کف خود در سال ۲۰۰۲ حدود ۷۸ درصد سقوط کرد. شرکتهای بزرگی ورشکست شدند و کسانی که در سقف خرید کرده بودند، تا سال ۲۰۱۵ منتظر ماندند تا سرمایهشان سر به سر شود. تحلیل درست جهت حرکت فناوری، شما را از سقوطهای سنگین نجات نمیدهد اگر مدیریت ریسک و زمانبندی مناسبی نداشته باشید.
نتیجهگیری: از این فرصت تاریخی چگونه استفاده کنیم؟
اگر فرضیه تشابه با اینترنت درست باشد، سرمایهگذار امروزی در موقعیتی مشابه ناظر بازار اینترنت در سال ۲۰۰۲ ایستاده است؛ یعنی پس از سقوط حباب داتکام و فروکش کردن هیجانات اولیه، زمانی که زیرساختها آماده شدهاند و فناوری کار میکند.
در سال ۲۰۰۲، کسانی که سهام آمازون را پس از سقوط بزرگ به قیمت ۵ دلار خریدند، نابغه نبودند؛ آنها منحنی پذیرش فناوری را درک کرده بودند و صبر و مدیریت سرمایه مناسبی برای عبور از نوسانات داشتند. پیشبینی رشد بازار تا مرز ۷.۹۸ تریلیون دلار تا سال ۲۰۳۰، به معنای پتانسیل رشد ۳ برابری کل این بازار است.
واقعیت این است که هنوز ۹۱ درصد از جمعیت متصل به اینترنت و ۹۳ درصد از کل مردم جهان مالک نیستند. زیرساختها ساخته شدهاند، موسسات مالی وارد شدهاند و چارچوبهای قانونی در حال شکلگیری است. تاریخ نشان میدهد دورههای پس از ریزشهای سنگین، درست زمانی که احساسات عمومی منفی و قیمتها سرکوب شدهاند، بهترین زمان برای ساختن موقعیتهای سرمایهگذاری بلندمدت برای دهه آینده است. ورود زودهنگام به یک بازار ممکن است اضطرابآور باشد، اما این ویژگی ذاتی شکار فرصتهای بزرگ است